تبلیغات
امام حسن مجتبی علیه السلام
چرا از مرگ می ترسیم؟
نظرات | ادامه مطلب

نوع و چگونگی زندگی افراد در دنیا نمایانگر چگونگی حیات جاودانه شان و مواجه آنان با مرگ است. تلخ یا شیرین بودن مرگ بسته به شیوه ی زندگی انسانها در دنیا و جهان بینی شان تفاوت دارد. چنانچه امیر المومنین (علیه السلام) مرگ را بشارتی به نعمت جاویدان، یا خبری از عذاب همیشگی و یا مایه اندوه و هراس میخوانند.(معانی الاخبار، ابن بابویه، محمد بن علی، ص288، ح2)

وقایع تلخ و شیرین؛ جزء جداناشدنی زندگی تمامی انسانهاست. انسانها، از هر نژاد و ملیت و با هر عقیده و تفکری، در طول زندگی خود با حوادث بسیاری دست و پنجه نرم می نمایند. هر چند با بکارگیری اصولی می توان از وقوع برخی حوادث جلوگیی نمود اما هنوز وقایع بیشماری وجود دارد که از حیطه ی توان آدمی خارج است. انواع بیماریها، تصادفات و رخدادهای طبیعی همچون سیل و زلزله و ... تنها بخشی از وقایعی است که از کنترل آدمی به دور است. اما گاه وقوع همین حوادث تلخ و ناگوار به خلاف تصور؛ سبب تعالی انسانها می گردد؛ هر چند در مواردی نیز نابودی آنان را فراهم می آورد.
نوع نگاه افراد به حوادث زندگی و شیوه ی مدیریت آنان در بحران های زندگی تعیین کننده ی نتیجه ی حاصل از رخدادهاست. بیماری ای که سبب نابودی فردی می گردد و او را تا آستانه ی مرگ پیش می برد گاه موجب استقامت قوای جسمانی فردی دیگر می شود و زمینه ای می گردد تا سر بر آستان جانان فرود آورد و به ناتوانی خویش اقرار نماید و از اینرو پیوندی محکم تر با خالق خویش برقرار نماید.
مرگ یکی از مهمترین و به قولی هولناکترین حوادث زندگی هر فرد است. واقعیتی گریز ناپذیر که با نام و یادش هول و هراسی وصف ناپذیر در وجود برخی افراد پدید می آید. از نگاه آنان که مرگ را مترادف نابودی و نیستی می خوانند؛ انسانها و بطور کلی تمامی موجودات و آنچه در دنیاست فنا پذیرند و روزی از بین خواهند رفت.

 

مرگ=نابودی؟!

امیر المومنین (علیه السلام) مرگ را بشارتی به نعمت جاویدان، یا خبری از عذاب همیشگی و یا مایه اندوه و هراس میخوانند. (معانی الاخبار، ابن بابویه، محمد بن علی، ص288، ح2)

وجود این تفکر که روزی انسان و تمامی متلقاتش نابود خواهند شد؛ اندوهی شدید و ترسی بسیار در وجود انسان به وجود می آورد. ترس از نابودی و چگونگی وضعیت انسان در جهان پس از مرگ از جمله افکاری است که این واقعیت را ترسناک تر می نماید.

از اینرو امام علی (علیه السلام) در وصف حال این افراد فرموده اند: «فَإِنَّ الْمَوْتَ هَادِمُ لَذَّاتِكُمْ وَ مُكَدِّرُ شَهَوَاتِكُمْ وَ مُبَاعِدُ طِیَّاتِكُمْ زَائِرٌ غَیْرُ مَحْبُوبٍ وَ قِرْنٌ غَیْرُ مَغْلُوبٍ وَ وَاتِرٌ غَیْرُ مَطْلُوبٍ قَدْ أَعْلَقَتْكُمْ حَبَائِلُه؛ مرگ بر هم زننده ی خوشی های شما و دور کننده شما از هدفهایتان است. میهمانی ناخواستنی و هماوردی شکست ناپذیر و خونریزی باز خواست نشدنی است. شما را در دام های خود افکنده است.» (نهج البلاغه، شریف رضی، محمد بن الحسین، ص351، خطبه 230)
اما در مقابل، عده ای دیگر نه تنها مرگ را مایه ی نابودی انسان نمی داند بلکه آن را سرآغاز زندگیِ جاودانه و حیاتی دوباره می خوانند. از نظر این عده مرگ نه تنها به معنای نابودی نیست بلکه به معنای از بین رفتن تمام محدودیتهای جهان مادِی و شروع زندگی ای راحتتر و آسوده تر است.
اینها همان کسانی اند که زندگی دنیا را پوچ و بی مقدار می خوانند و دنیا را تنها ابزاری برای رسیدن به زندگی بهتر و راحتتر می دانند. بنا به آنچه گفته شد جهان بینی انسانها نسبت به مرگ و جهان پس از آن؛ تعیین کننده ی ترس یا علاقه ی ایشان به این واقعیت گریز ناپذیر است.



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/10/10
زمان : 08:42 ق.ظ
گناهی سخت تر از قتل و کشتار !
نظرات | ادامه مطلب

یکی از سخت ترین و دردناک ترین جنایت و گناهی که در طول تاریخ بعضی از افراد بشری مرتکب آن می شوند قتل و کشتار افراد بی گناه است. هر انسان منصف و آزادی از ارتکاب این چنین جنایاتی بسیار ناراحت و ملول می شود جز کسانی که فطرت انسانی و روح خدایی را در سرزمین وجودی خود نابود کرده باشند.

هر چند گناه قتل در نگاه بسیاری از افراد بسیار سخت و نا بخشودنی است، ولی با تأمل در آیات قرآن کریم با آیاتی برخورد می نمایم که بیانگر گناهانی سخت تر و هولناک تر از قتل می باشند.
خداوند متعال در قرآن کریم موضوع فتنه را مطرح نموده و آن را به مراتب سختر از قتل و کشتار معرفی فرموده است:«وَ الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ؛[بقره، آیه 19]و فتنه (و بت پرستى) از كشتار هم بدتر است!». «وَ الْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ وَ لا یَزالُونَ یُقاتِلُونَكُمْ حَتَّى یَرُدُّوكُمْ عَنْ دینِكُمْ؛[بقره،آیه217] و ایجاد فتنه، (و محیط نامساعد، كه مردم را به كفر، تشویق و از ایمان بازمى دارد) حتّى از قتل بالاتر است. و مشركان، پیوسته با شما مى جنگند، تا اگر بتوانند شما را از آیینتان برگردانند».
طرح سؤال: فتنه به چه معنا است و چرا در فرهنگ قرآن فتنه از قتل شدیدتر معرفی شده است؟

مفهوم شناسی فتنه در فرهنگ قرآن

از جمله کلید واژه های مهمی که در فرهنگ قرآن و نهج البلاغه به کرات مورد استفاده و بیان قرار گرفته واژه فتنه است. کاربردهای قرآنی این واژه بسیار متفاوت بوده و حکم مشترک لفظی دارد.

موتور محرکه فتنه  انگیزان را می بایست روح برتری طلبی دانست کما اینکه خداوند متعال در خصوص فرعون می فرماید:«إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلا فِی الْأَرْضِ وَ جَعَلَ أَهْلَها شِیَعاً یَسْتَضْعِفُ طائِفَةً مِنْهُمْ یُذَبِّحُ أَبْناءَهُمْ وَ یَسْتَحْیی نِساءَهُمْ إِنَّهُ كانَ مِنَ الْمُفْسِدین؛ [قصص، آیه 4] فرعون در زمین برترى جویى كرد، و اهل آن را به گروه هاى مختلفى تقسیم نمود گروهى را به ضعف و ناتوانى مى كشاند، پسرانشان را سر مى برید و زنانشان را (براى كنیزى و خدمت) زنده نگه مى داشت او به یقین از مفسدان بود!»

برای دست یابی به معنای فتنه در قرآن لازم است به موارد و آیاتی که در زمینه این واژه  وارد شده توجه شود تا اینکه معنای متناسب با آیه بدست آید. از این رو نمی توان یک معنای واحد برای این واژه مشخص نمود و به تمام موارد تسری داد. به هر حال می توان به معانی این واژه  اشاره کرد:
فتنه: مصدر عربی از ماده فَتَن است و در لغت به معنای در آتش انداختن و گداختن سیم و زر جهت آزمایش و جدا ساختن مواد خالص آن از ناخالصی هاست.[1] و همچنین در تفاسیر معنای آن چنین بیان شده است: مطلق امتحان و آزمایش ،ضلالت، كفر، فضیحت، محنت، جنون، عبرت عذاب، مال و اولاد، افساد و اختلاف در رأى،[2] عذاب یا اسباب عذاب اخروی؛[3]

چرا در فرهنگ قرآن فتنه از قتل شدیدتر معرفی شده است؟



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/10/9
زمان : 08:43 ق.ظ
سوال تأمّل برانگیز تاریخ از دوستداران پیامبری محبوب
نظرات | ادامه مطلب

با استناد به تاریخ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در دوره قبل از اسلام و همچنین در میان مسلمانان چهره ای محبوب بوده است، اما در زمان خود ایشان و اندکی پس از آن حضرت، حوادثی از طرف مسلمانان روی داده است که حرمت پیامبر اکرم و محبوبیت ایشان حفظ نشده است! در این عصر پر هیاهو عملکرد ما نسبت به پیامبر اکرم چیست؟

واضح است که تنها کسانی مسلمان می شدند که پیامبریِ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را قبول می کردند. وقتی احوالات اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله را مطالعه می کنیم نیز به میزان دلدادگی آنها نسبت به آن حضرت پی می بریم اما در عین حال در زمان خود ایشان و اندکی پس از آن حضرت، حوادثی روی داده است که با این محبوبیت همخوانی ندارد. در اینجا می خواهیم به شخصیت رسول خدا صلی الله علیه و آله از حیث محبوبیت توجه بیشتری کنیم.

همیشه در قلبها

رسول خدا صلی الله علیه و آله تا قبل از آنکه نبوت خود را علنی اعلام کند، همان "محمد امین" بود. مردی که مردم شهر نه تنها از او هیچ بدی ندیده بودند، بلکه او را در امانتداری و صداقت، فردی ممتاز از دیگران به حساب می آوردند. بنابراین آن حضرت حتی قبل از پیامبری نیز فردی محبوب بودند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در میان همه کسانی هم که مسلمان می شدند جایگاه ویژه ای داشت زیرا فقط کسانی مسلمان می شدند که به نبوت ایشان ایمان می آوردند. بنابراین آن حضرت در نظر مسلمانان پاکترین و راست کردارترین و محبوبترین فرد بود.

محبوبیتی روشنتر از خورشید

آنچه از احوال مردم در دوران رسول خدا صلی الله علیه و آله گفته شده است نشاندهنده محبوبیت ایشان است. باقیمانده آب و غذای پیامبر صلی الله علیه و آله برای مردم مهم بود و آن را برای تبرک بر می داشتند.(١) قطرات آبی را که در هنگام وضو از دست آن حضرت می ریخت نیز مورد عنایت مردم بود و خواستار آن بودند.(٢) داستان آن مرد که چوبدستی پیامبر صلی الله علیه و آله به بدنش برخورد کرد و به بهانه قصاص می خواست از بدن آن حضرت بوسه ای به تبرک بگیرد(٣) نیز نمونه دیگری بر محبوبیت آن حضرت است.

چه شد که این همه ارادت و محبت در مواقع بحرانی رنگ می باخت؟ چه شد که پرمغزترین شعارها یعنی "اشهد انّ محمّداً رسول الله" و "من یطع الرسول فقد اطاع الله" در میدان سخن برافراشته و در سختی گاه های میدان عمل از یاد می رفت؟

اما محبوبیت پیامبر صلی الله علیه و آله روشنتر از آن است که در لابلای کتب مختلف به دنبال آن باشیم. قرآن بهترین شاهد بر آن است که دوستی و شفقت و نرمخویی و خوش خلقی عظیم پیامبر صلی الله علیه و آله را می ستاید. بدون شک چنین شخصی محبوب مردم خواهد بود. تواضع در مقابل مردم و نیز گرفتن مشورت از مردم نیز باعث محبوبیت هر زمامداری می شود که این دو نیز جزو خلقیات پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بود.

رفتارهای سوال برانگیز مردم با پیامبر محبوب خود

با این حال، رفتار مردم با پیامبر صلی الله علیه و آله روی دیگری نیز دارد که بازگویی آن باعث تلخکامی می شود. با اینکه مسلمانان سختی های فراوانی را برای باقی ماندن در دین انجام دادند و متحمل شکنجه ها و آوارگی ها و مشکلات اقتصادی شدند و سرانجام مجبور به مهاجرت به مکه شدند، در طول سالیان بعد رفتارهای سوال برانگیزانه ای نیز از خود نشان دادند. برخی از آنان تا پای جان در راه محبت و اطاعت پیامبر صلی الله علیه و آله قدم بر می داشتند اما اشتباهات و کجروی ها و انحرافات برخی از آنان نیز قابل چشم پوشی نیست.
قرآن به ما خبر می دهد که مومنین همگی در مقام عمل، از رسول خدا صلی الله علیه و آله اطاعت نمی کردند و اعتراضها و مخالفتها و کشمکشهایی نه فقط از جانب منافقان بلکه حتی از میان مومنان برای آن حضرت پیش می آمد. (4)
وقایع محکم تاریخی نیز نشانگر آن است که در آخرین روزهای عمر پیامبر صلی الله علیه و آله از دستور آن حضرت سرپیچی کردند و با دستور ایشان مبنی بر پیوستن به سپاه اسامه (فرزند زید) مخالفت کردند.(5)
در روزهای آخر عمر که پیامبر صلی الله علیه و آله در بستر بیماری بودند، رسول خدا صلی الله علیه و آله قلم و دواتی خواستند که برایشان چیزی بنویسند که هرگز بعد آن حضرت به گمراهی نیفتند، اما عده ای از همین صحابه با شلوغکاری و جار و جنجال مانع از این کار شدند و حتی با زبان خود به ایشان جسارت کردند.(6)
ماجرای دردناک فدک، بدرفتاری با امام علی و حضرت فاطمه علیهماالسلام دو نمونه دیگر از کارهای زشتی است که عده ای از همان مسلمانان انجام دادند و سایرین با سکوت و اعتراض نکردن خود در آن سهیم هستند. سالها بعد نیز نوه پیامبر صلی الله علیه و آله، حسین علیه السلام و خاندانش با قساوت کشته و زنان و کودکانشان اسیر گردیدند. این در حالی است که خود پیامبر صلی الله علیه و آله نسبت به خاندان خود بسیار سفارش کرده بود و آیات فراوانی در شأن آنان نازل شده بود.



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/10/7
زمان : 08:53 ق.ظ
پیامبر رحمت، پیام آور وحدت
نظرات | ادامه مطلب

اطّلاع از شرایط نابسامان آن عصر، بیانگر عظمت خدمات رسول خداست که چگونه چنان محیط منحطّی را در مدّت 23 سال به یک جامعه اسلامی که جامعه ای یکپارچه و قدرتمند است، تبدیل کرد.

خداوند، محمّد صلّی الله علیه و آله را به رسالت مبعوث کرد... در حالی که شما جمعیّت عرب، بدترین آئین را داشتید... پیوسته خونِ یکدیگر را می ریختید و پیوند با خویشان را قطع می کردید (و دختران را زنده به گور می کردید و پسران خود را به قتل می رساندید) بت ها در میان شما بر پا، و گناهان سراسر وجود شما را فراگرفته بود. (1)  
آنچه ملاحظه کردید بخشی از گزارش امیرالمؤمنین علیه السّلام درباره دوران عرب در عصر جاهلیّتِ قبل از اسلام بود. اطّلاع از شرایط نابسامان آن عصر، بیانگر عظمت خدمات نبیّ گرامی اسلام صلّی الله علیه و آله است که چگونه چنین محیط منحطّی را در مدّت 23 سال به یک جامعه اسلامی که جامعه ای یکپارچه و قدرتمند است، تبدیل کرد. (2) در اینجا به برخی از مهمترین اقدامات رسول خدا صلّی الله علیه و آله برای ایجاد امّت قدرتمند اسلامی، اشاره می کنیم با این توضیح که مجموع این اقدامات را می توان در این دو عنوان خلاصه کرد: اخوّت درونی و معاهدات بیرونی؛ استنادات قرآنی این دو در ادامه خواهد آمد.

اخوّت درونی

حبل الهی می تواند قرآن باشد چه اینکه در برخی نقلهای حدیث ثقلین از قرآن، به حبل تعبیر شده است. خود پیامبر صلّی الله علیه و آله هم که حامل قرآن و مبیّن قرآن هستند، حبل الله هستند و بالاخره عترت پیامبر صلّی الله علیه و آله که عِدل و همتای قرآن هستند، حبل الله می باشند

1. جریان بیعت عقبه: مردم مدینه قبل از هجرت پیامبر صلّی الله علیه و آله متشکّل از قبایل یهود، اوس و خزرج بودند. یهود بین دو قبیله اوس و خزرج، فتنه انگیزی می کردند و آن دو قبیله را به جنگ وا می داشتند تا آنجا که گاه جنگهای خونین بین آنها برپا می شد. اوس و خزرج که از این وضع خود به ستوه آمده بودند، در صدد علاج این مشکل بر آمدند تا اینکه در مکّه با رسول خدا صلّی الله علیه و آله برخورد کردند و از آنجا که از طریق یهودیان از بعثت نبیّ گرامی اسلام صلّی الله علیه و آله آگاه بودند، ضمن ایمان به آن حضرت، ایشان را به مدینه دعوت کردند. (3) 
تعدادی از اوس و خزرج در منزل عبدالمطّلب حضور پیدا کردند و سخنان پیامبر صلّی الله علیه و آله را شنیدند. ایشان با عرض اسلام بر آنها، فرمودند: همانطور که از خود و خویشان خود حمایت می کنید، از من و خویشان من هم حمایت کنید. گفتند: در مقابل به ما چه می رسد؟ پیامبر صلّی الله علیه و آله فرمودند: در دنیا و آخرت سروری خواهید کرد. با این پیمان، درگیری های سابقه دار اوس و خزرج به پایان رسید و راه نشر اسلام در مدینه هموار شد.   
این آیه قرآن کریم به اهمّیّت اتّحاد و پرهیز از تفرّق و گروه گروه شدن جامعه اشاره کرده و سابق دشمنی آنها را یادآور می شود: «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً وَ كُنْتُمْ عَلى شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْها كَذلِكَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آیاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ» (4)
اعتصام یعنی خود را در پناه چیزی قرار دادن؛ در آیه 101 همین سوره می فرماید: هر کس به خدا پناه برد، به صراط مستقیم هدایت شده است در این آیه می فرماید به حبل (ریسمان) الهی پناه برید و پراکنده نشوید. حبل الهی می تواند قرآن باشد چه اینکه در برخی نقلهای حدیث ثقلین از قرآن، به حبل تعبیر شده است. خود پیامبر صلّی الله علیه و آله هم که حامل قرآن و مبیّن قرآن هستند، حبل الله هستند و بالاخره عترت پیامبر صلّی الله علیه و آله که عِدل و همتای قرآن هستند، حبل الله می باشند.(5) در ادامه می فرماید: به یاد آورید زمانی را که با هم دشمن بودید خدا به شما نعمت داد و بین قلوب شما ألفت ایجاد کرد و همه با هم برادر شدید.

2. ایجاد برادری میان مهاجر و انصار: این اقدام، جزء اوّلین کارهای پیامبر صلّی الله علیه و آله در مدینه بود که هر کدام از مهاجرین با نظیر خود از انصار به دست پیامبر صلّی الله علیه و آله برادر شد و خود آن حضرت هم با نفس خود یعنی علیّ بن أبی طالب علیه السلام برادر شد. (6) اوج این موضوع زمانی است که این آیه از سوره حجرات نازل می شود و همه مؤمنان را برادر قرار می دهد: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْكُمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ» (7)

معاهدات بیرونی



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/10/6
زمان : 09:00 ق.ظ
راز سر به مهر سوره "یاسین"
نظرات | ادامه مطلب

جز اندکی از پیشینیان و تنی چند از بزرگان معاصر که به اجمال در این باره سخنانی به میان آورده اند، هنوز اما کسی به تفصیل پرده از این راز سر به مهر برنگشوده که چرا حضرت رسالت پناه(ص)، سوره "یاسین" را "قلب قرآن" خوانده است؟!

پای ثابت سوالات قرآنی مسابقات مسجد محله و مدرسمان، همیشه این بود که قلب قرآن، چه سوره ای است؟ و چون از بس شنیده بودم، از پیش جواب را در آستین داشتم اما هیچ گاه نپرسیده بودند و هیچ وقت برایم سوال نشده بود که آخر چرا این سوره، «قلب قرآن» خوانده شده است؟ و چرا از میان همه سور ها، یاسین؟ پیش خود می گفتم اگر معصوم اینگونه فرمایش کرده است لابد حکمتی دارد و عجبا که هیچ وقت، پی کشف حکمت این کلام حکیمانه نرفتم! تا امروز که این سوال به جِدّ برایم مطرح شد و بهانه ای خجسته دست داد تا بروم سراغ منابع تفسیری و رصد کنم آنچه را که ارباب تفاسیر  گفته اند. نتیجه مطالعه اما اندکی دور از انتظار بود. چرا که در نهایت شگفتی دریافتم که جز اندکی از پیشینیان و تنی چند از بزرگان معاصر، آنهم به اجمال، هنوز کسی به تفصیل پرده از این راز سر به مهر برنگشوده است؟! گویا این سوال برای اجلّه بزرگان این علم شریف، چندان مطرح نبوده و اکثرا تنها به نقل روایت نبوی بسنده کرده اند. اما بر خلاف گذشتگان، برخی معاصران درصدد کشف این حکمت ناگفته برآمده و دیدگاه هایی را به میان آورده اند که خواهد گذشت.

و اما پیش از پاسخ تفصیلی، نخست متن حدیث:

امین الاسلام، طبرسی، این روایت را نخست از حضرت ختمی مرتبت، نقل کرده که حضرتش فرمود: «لكل شی ء قلبا و قلب القرآن یس». (هر چیز، قلبی دارد و قلب قران، سوره یاسین است)
و آنگاه روایت را با تفصیل بیشتر، این بار  از زبان امام صادق(ع) چنین آورده است:

«انّ لکلّ شیئ قلباً و قلب القرآن یس فمن قرأ یس فی نهاره قبل ان یمسی کان فی نهاره من المحفوظین والمرزوقین حتی یمسی، و من قرأها فی لله قبل ان ینام و کل به الف ملک یحفظونه من کل شیطان رجیم و من کل آفة». (براى هر چیزى قلبى است و قلب قرآن سوره یس است پس هر كس در روز پیش از آنكه شام كند بخواند در روز آن از حفظ شدگان و روزى داده شدگان باشد تا شب كند و هر كس در شب بخواند پیش از آنكه بخوابد خدا بر او هزار فرشته مأمور كند تا او را از هر شیطانى پلیدى و از هر آفتى حفظ نماید. )[ مجمع البیان، ج 20، ص360]

كل العالم، قلبش می شود كل آدم. كل آدم می شود نفس خاتم. او می شود قلب عالم. سوره ی «یس»، سوره ی قلب عالم امكان است. این است كه این سوره، قلب قرآن است

تبیین وجوه تسمیه سوره یاسین به «قلب قرآن»

یک. دیدگاه غزالی

امام محمد غزالی از بزرگان اهل تسنن، بر این باور است که صحت ایمان در گرو اعتراف به معاد و روز رستاخیز است و چون در سوره یاسین، این اصل به بهترین وجه ممکن، تبیین شده است، لذا پیامبر(ص) این سوره را بدین نام خوانده است. این سخن را امام فخز رازی صاحب تفسیر کبیر مفاتیح الغیب، به نقل از غزالی،اینگونه آورده است: «و قال الغزالی فیه: إن ذلك لأن الإیمان صحته بالاعتراف بالحشر و الحشر مقرر فی هذه السورة بأبلغ وجه، فجعله قلب القرآن لذلك.» [مفاتیح الغیب، ج5، ص273.]

دو. دیدگاه آیت الله قاضی



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/10/5
زمان : 08:37 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.