تبلیغات
امام حسن مجتبی علیه السلام
با هم زمین نخوریم!
نظرات | ادامه مطلب

از دریای آتش فاصله بگیرید

فاصله میان ۱۲ ربیع الأول که سالگرد ولادت پیامبر اکرم (صلی الله و علیه و آله) بنا بر روایات أهل سنت تا ۱۷ ربیع الأول که تاریخ ولادت رسول الله محمد(صلى الله علیه و آله) بنا بر روایات موجود در شیعه است، از سوی امام خمینی (ره)، به عنوان هفته وحدت نامکَذاری شده است.

ایجاد همبستگی و همدلی میان مسلمانان و اتحاد ملّی که امروزه از دغدغه های اندیشمندان مسلمان به ویژه رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز می باشد، در آموزه های اسلامی و دستورهای قرآن کریم ریشه دارد.
در این فرصت به اختصار در این باره نکاتی را عرض خواهیم کرد ....
اوضاع متشتت مسلمانان از یک سو و همدست شدن دنیای غرب علیه اسلام از سوی دیگر، ایجاب می کند که برای درمان درد پراکندگی پیروان اسلام، به قرآن رو آورد؛ از این رو، اتحاد که «انسجام و یگانگی همه مسلمانان در انتخاب شیوه واحد، برای نیل به اهداف واحد در برابر دشمنان» را معنا می دهد، از نظر قرآن امر ضروری به شمار می آید و اختلاف جز سستی و از دست رفتن عظمت مسلمانان را به ارمغان نمی آورد.
آیات بسیاری در قرآن مجید مسأله وحدت را بررسی، ریشه یابی و بر آن تأكید كرده اند كه به چهار دسته كلی تقسیم می شوند:

دسته اول آیات منع از حزب بندی

«... وَ اِنَّ هذِهِ اُمَّتُكُمْ اُمَّةً واحِدَةً وَ اَنَا رَبُّكُمْ فَاتَّقُونِ. فَتَقَطَّعُوا اَمْرَهُمْ بَیْنَهُمْ زُبُرا كُلُّ حِزْبٍ بِمالَدَیْهِمْ فَرِحُونَ»(1) ؛ «این امت شما، یك امت واحد است و من پروردگار شما هستم»،
ملاحظه می كنیم در این جا «وحدت بین مردم، با توحید پروردگار، لازم و ملزومند».

با هم نزاع نكنید، نزاع و منازعه یعنی دعواكردن، با یكدیگر جنگ كردن، اختلاف باید به صورت تنازع درنیاید، به صورت دعوا كردن نباشد، خوب اگر نزاع كردیم و اختلافات به منازعه رسید چه می شود؟ «فَتَفْشَلُ وا» «فَشَل» یعنی سست شدن، جامعه شما یك جامعه معیوب و سستی می شود كه زود می توان آن جامعه را ذلیل كرد

بعد می فرماید: «فَاتَّقُون» تقوا پیشه كنید و از خدا پروا داشته باشید. یعنی اگر شما بخواهید در زمینه وحدت امت و توحیدِ پروردگار موفق باشید، پیش شرطش التزام به تقوا است. یعنی كنترل خود را از دست ندهید و هر چه دلتان می خواهد، هر چه هوا و هوستان هست، هر چه دنیاتان اقتضاء می كند، انجام ندهید، بلكه خودتان را حفظ و كنترل كنید، خودنگه دار باشید.

منع از قطعه کردن!
بعد از این تذكر بلافاصله می فرماید: «فَتَقَطَّعُوا اَمْرَهُمْ بَیْنَهُمْ زُبُرا...» این امت ها (یا امت اسلام) امرشان را در بینشان تكه پاره كردند. یعنی به صورت آشكار و روشن، اختلاف بینشان واقع شد و تكه پاره شدند، بعد می فرماید: «كُلُّ حِزْبٍ بِمالَدَیْهِمْ فَرِحُونَ» هر گروهی به آنچه خودش دارد دل خوش كرده است و تصور می كند تشخیص وی برترین تشخیص و رویه دیگران مردود است و همین طرز تفكر یعنی خودبرتربینی و نفی دیدگاههای دیگران و اولین شكاف در دیوار عظیم وحدت ملی.
در آیاتی دیگر مسأله اختلاف احزاب را مطرح می كند: «فَاخْتَلَفَ الاْحْزابُ مِنْ بَیْنِهِمْ»،(2) احزاب در بین خودشان اختلاف كردند، اصلاً اگر امت، حزب، حزب شد حتما اختلاف هست، اگر اختلاف ندارند پس چرا چند حزب شدند؟
هر جا قرآن می خواهد مذمّت كند، كلمه (احزاب) را می آورد، آنجائی كه (حزب) است، همان حزب اللّه است، تعریف می كند، یعنی حزب اللّه در بین مسلمانان فقط یك حزب است و اگر به احزاب تقسیم شدند دیگر فاجعه است. (3)

دسته دوم آیات منع از اختلاف پس از وحدت



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/10/3
زمان : 08:33 ق.ظ
آهای شیعه! قولت یادت نره!
نظرات | ادامه مطلب

گاهی عهد هم مثل دل، می شکند و گاهی چون سیمان، ناشکستنی! من در پیمان «الست» بله هایی گفته ام، بله هایی که شاید یادم نباشد! بله هایی که در وسط جاده شلوغ قلب من، زیر دست و پاست و گم شده است.
خدیجه همتیان پور فرد - بخش مهدویت تبیان

گاهی عهد هم مثل دل، می شکند و گاهی چون سیمان آن قدر محکم می شود که ناشکستنی! در پیمان «الست» همان آیه میثاق (1) که با خداوند تعالی رویارویی حضوری داشته ایم و با علم حضوری و شهود قلبی او را دیده ایم و شناخته ایم که آفریننده و روزی دهنده مان کیست؛ (2) در همان موقعیت که به فقر ذاتی و احتیاج خود به پروردگار، اعتراف کردیم، بله های دیگری را نیز گفته ایم. بله هایی که شاید یادمان نباشد؛ اما شواهدی بر آنها شاهد است.
کمی تأمل بفرمایید؛ آیا یادتان می آید که چه شواهدی نشان از عهد ما با ولایت دارد؟ و چرا می گوییم عهدی به غیر از وحدانیت خداوند نیز به گردن ما هست؟

امروز آغاز امامت امام زمان(عج) است . همان امامی که سالهاست آغاز امامتش را جشن می گیریم و در انتظارش هستیم. در این روز باید عهدی را که بسته ایم به یاد آوریم و متعهد به آن باشیم.

روزی که "بله" گفتیم

قبل از نشئه دنیایی، نشئه ای داشتیم انسانی که در آن اعتراف و اقراری کردیم به توحید و اینکه فقیریم و وابسته؛ همچنین اقرار نمودیم به ولایت و طاعت پیامبر اکرم و ائمه علیهم السّلام؛ اگر فردی تا این مرحله پیش رود به حقیقت توحید رسیده است؛ زیرا ایستگاه آخر، قبول ولایت والیان منسوب از طرف خداوند است.
صادق آل طه (علیه السّلام) در مورد اقرار گرفتن خداوند از خلق و پیشتاز بودن پیامبر (صلی الله علیه و آله) حضرت امیر و ائمه (علیهم السّلام) در بلی گفتن به ربوبیت خداوند تعالی و هدیه گرفتن دین، علم، امانتداری و مسئولیت از سوی خداوند و دستور پروردگار به اقرار نمودن مخلوقات به ربوبیت خداوند و ولایت و طاعت این عزیزان و شهادت ملائکه به این مساله و... تأکید می فرمایند که "ولایت ما بر خلق، محکم شد."  (3)

قبل از نشئه دنیایی، نشئه ای داشتیم انسانی که در آن اعتراف و اقراری کردیم به توحید و اینکه فقیریم و وابسته؛ همچنین اقرار نمودیم به ولایت و طاعت پیامبر اکرم و ائمه علیهم السّلام؛ اگر فردی تا این مرحله پیش رود به حقیقت توحید رسیده است؛ زیرا ایستگاه آخر، قبول ولایت والیان منسوب از طرف خداوند است

همچنین فرمودند: "ما همان پیمان و عهد خداییم، هر کس به عهد ما وفا کند، به عهد الهی وفا کرده است و هر کس پیمان ما بشکند، پیمان خداوند شکسته است."(4)
تا به حال این حدیث زیبا و قابل تأمل را شنیده اید که امام باقر (علیه السّلام) در مورد معنای آیه شریفه «فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا» فرمودند: «مراد از آن، لا اله الا الله، محمّد رسول الله و علی امیرالمؤمنین است»؟! و سپس اضافه می نمایند كه «الی هاهنا التوحید» (5) یعنی توحید تا این جاست. به نظر شما بزرگواران، چرا مولا توحید را این گونه معنا کرده اند؟ چرا اگر من با فطرت الهی خود، متوجه شوم که خداوند یکی است به آخرین ایستگاه مقصد توحید نرسیده ام؟ و هنوز تا رسیدن به وحدانیت فاصله هست؟ آیا ولایت مولا در ما فطری است و مانند توحید، با آب و گل ما سرشته شده است؟ تأمل کنیم!

امانتی گمشده در زیر دست و پا



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/10/2
زمان : 08:45 ق.ظ
مهارت مهم در زندگی پیامبر و خدیجه صلوات الله علیهما
نظرات | ادامه مطلب

آدمی برای موفقیت در عرصه های مختلف زندگی نیاز به آموزش و مهارت دارد و بدون وجود آموزش, فتح قله های خوشبختی غیر ممکن خواهد بود, حال این آموزش می تواند با حضور در یک کلاس محقق شود و یا با مطالعه و یا با بهره مندی از افراد با تجربه ای که ده ها و یا صد ها پیراهن بیشتر از ما در آن راه پاره کرده اند و فراز و نشیب های زیادی را برای کسب تجربه طی کرده اند.

از آموزش زبان انگلیسی گرفته که برای اینکه بتوانیم به چهار مهارت مهم آن که شنیدن و صحبت کردن و نوشتن و خواندن است, کاملا مسلط شویم نیازمند آنیم که در دوره های مختلف شرکت کنیم تا بسته به انتخاب خود که کدام راه را برای تسلط به زبان دوم انتخاب می کنیم بعد از گذشت سه ماه و یا شش ماه و یا دو سال بتوانیم به راحتی با زبان دوم با افراد بیشتری ارتباط برقرار کنیم و از این ارتباط در صدد پیشرفت مادی و معنوی زندگی خود بهره مند شویم تا تشکیل یک زندگی که خواه ناخواه برای آن به آموزش های وسیع تر و مهم تر و عمیق تری نیازمندیم.
اما سوال اصلی این است که چرا برای یادگیری زبان دوم حداقل باید 14 ترم آموزشگاهی را سپری کنیم ولی برای یادگیری روش زندگی حتی یک ساعت هم در خود احساس نیاز به آموزش را نمی بینیم و فکر می کنیم که در این زمینه خودمان استاد تمام هستیم و می توانیم به راحتی با تمام فراز و نشیب های زندگی کنار بیاییم و همه مشکلات را با اعتماد به نفس حل و فصل کنیم؟
پاسخ به این سوالات مهم در زمینه ازدواج آمار تاسف بار کاهش ازدواج و افزایش طلاق در جامعه است که این آمار به خوبی هر چه تمام تر فقدان آموزش های لازم در این عرصه را بیان می کند.

وقتی مراسم عقد حضرت خدیجه با پیامبر پایان یافت و رسول خدا خواست به خانه ابوطالب باز گردد، خدیجه گفت: إِلَى بَیْتِكَ فَبَیْتِی بَیْتُكَ وَأنَا جَارِیَتُكَ؛ به خانه خودتان وارد شوید. خانه من، خانه شماست و من، کنیز شما هستم .

برای یک ازدواج موفق و برای رسیدن به خوشبختی و آسایش و آرامشی که آیات قرآن مجید و احادیث گوهربار اهل بیت علیهم السلام به آن اشاره کرده اند از جمله این آیه زیبا و شنیدنی از سوره مبارکه روم:
مِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْكُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَكُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِی ذَلِكَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَكَّرُونَ :
و از نشانه هاى او اینكه از [نوع] خودتان همسرانى براى شما آفرید تا بدانها آرام گیرید و میانتان دوستى و رحمت نهاد آرى در این [نعمت] براى مردمى كه مى اندیشند قطعا نشانه هایى است ﴿روم:21﴾
نیازمند آموزش و راهنمایی هستیم که بتوان راه کسب آرامش و دوری از هرگونه اختلاف و تنش و درگیری را در زندگی زناشویی به ما آموزش دهد تا در سایه سار این آرامش بی بدیل بتوانیم به موفقیت های چشمگیر دیگری در زندگی دست پیدا کنیم.
زندگانی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله با حضرت خدیجه سلام الله علیها دارای ابعاد مختلف و فصل های گوناگونی است که هر یک از این فصل ها می تواند برای زندگی  درس های طلایی باشد که با اجرای آن می توانیم طعم و لذت واقعی یک خانواده بهشتی را تجربه کنیم و در این نوشتار سعی داریم که به برخی از این مهارت های زندگی در این خانواده بهشتی و آسمانی اشاره کنیم:

مهارت اول: انتخاب عاقلانه و منطقی



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/10/1
زمان : 08:34 ق.ظ
فرصت های طلایی شب یلدا !
نظرات | ادامه مطلب

کسی  مخالف هندوانه خوردن نیست، اتفاقا خوردن هندوانه در زمستان خیلی هم می چسبد. هر کاری که برای خدا انجام شود عبادت است. پس اگر هندوانه خوردن هم برای خدا باشد عبادت است: « الَّذِینَ آمَنُواْ وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِكْرِ اللّهِ أَلاَ بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ؛[سوره رعد، آیه28] آنان که ایمان آورده اند و دلهایشان به یاد خدا آرامش می یابد آگاه باشید که دلها به یاد خدا آرامش می یابد.»

می بینید که چقدر راحت در شب یلدا هم می شود به یاد خدا بود و عبادت خدا را کرد؟

با وارد شدن به بلندترین شب سال، بار دیگر سرور، شادی و طراوت، خانه ها را زیبا می کند. این زیبایی و شادابی برای افراد به شکل های مختلفی جلوه می نماید، یکی با هندوانه خوردن، سبزی پلو با ماهی یکی با انار، آجیل و شیرینی و دیگری با دقایقی مناجات و ارتباط بیشتر با خدا، بستگی دارد زیبایی را در چه چیزی مشاهده کنیم.
طعم لذت بخش چند ثانیه ارتباط با معبود و خالق هستی یا شیرینی یک هندوانه سرد در دل زمستان سرد. چه خوب است در بلندترین شب سال فرصت های پیش روی خودمان را یک بار دیگر با استفاده از آموزه های دینی و اسلامی مرور کنیم.

کسی مخالف هندوانه خوردن نیست!

شب یلدا یکی از کهن ترین جشن های ایرانی است. در این جشن، طی شدن بلندترین شب سال و به دنبال آن بلندتر شدن طول روزها در نیم کره شمالی، که مصادف با انقلاب زمستانی است، گرامی داشته می شود.
صحبت از انقلاب زمستان کردیم آیا می شود در این شب بلند، انقلابی در سرزمین وجود ما نیز شکل گیرد حال که طبیعت مسیر دیگری برای زیبایی و جلوه گری را به خود گرفته است، ما نیز این دقایق شب را غنیمت بشماریم و از فرصتها و لحظات زیبای آن استفاده بهینه نمایم.
اگر نظر و دیدگاه شخصی بعضی افراد را کنار بگذاریم و با نگاه محققانه به آموزه های دینی و اسلامی نیک بنگریم متوجه خواهیم شد که آیین اسلام با این چنین آداب و رسومی مخالفت ندارد. هر چند که در نوع برگزاری آن دقت و ارائه طرح زیبای خود را پیشنهاد می نماید.

فرصتی برای تجدید نظر و ارتباط با خدا

قهر و اختلافات خانوادگی بلای کانون های گرم زندگی است. به فرموده امام علی (علیه السلام) :«الدُّنْیَا أَصْغَرُ وَ أَحْقَرُ وَ أَنْزَرُ مِنْ أَنْ تُطَاعَ فِیهَا الْأَحْقَاد؛[1]دنیا كوچك تر و حقیر تر و ناچیز تر از آن است كه در آن از كینه ها پیروى شود»

بدترین و دردناک ترین درد بشر امروزی به یقین فراموش کردن طبیب دلها و آرامش بخش دردهاست. در این شب بلند همه به دنبال التیام و به فراموشی سپردن دردهای خود هستند، ولی آیا می شود درد دوری از خدا(      ) را به فراموشی سپرد؟
 این شب بلند فرصتی چند دقیقه ای است برای نزدیکی به خدا، فرصتی است تا اینکه بتوانیم آرامش واقعی را نه در هندوانه خوردن بلکه در مناجات با محبوب دلها بار دیگر تجربه نماییم. باید گفت که کسی  مخالف هندوانه خوردن نیست، ولی مناجات با محبوب عارفان چیز دیگری است که هندوانه خوردن نمی تواند به پای آن برسد هر چند که اگر هندوانه خوردن هم برای خدا باشد عبادت است: « الَّذِینَ آمَنُواْ وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِكْرِ اللّهِ أَلاَ بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ؛[سوره رعد، آیه28] آنان که ایمان آورده اند و دلهایشان به یاد خدا آرامش می یابد آگاه باشید که دلها به یاد خدا آرامش می یابد».

فرصتی برای زدودن غم ها و کینه ها



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/09/30
زمان : 08:39 ق.ظ
امام عسکری علیه السلام، حلقه وصل دوران ظهور و عصر غیبت
نظرات | ادامه مطلب

آگاهی بخشی به مردم، برای نجات از گمراهی ها و تفرقه ها و سوءباورها و ناامیدی های حاصله از غیبت حضرت مهدی علیه السلام، مسئولیتی بزرگ بود که بر دوش همه امامان معصوم علیهم السلام، بویژه حضرت امام حسن عسکری علیه السلام قرار داده شده بود و با قلم و بیان و سلوک ویژه ی آن بزرگواران به انجام رسید.

چرا ماه به محاق رفت

بی تردید یکی از عواملی که باعث کنار گذاشته شدن نسبی امام هادی و امام عسکری علیهماالسلام، و عدم حضور ظاهر و چشمگیر آن دو بزرگوار در صحنه اجتماع شده بود، بی لیاقتی مردم و بی توجهی آنان به ساحت مقدس امامان معصوم علیهم السلام بود که طی سالهای متمادی به تدریج رشد کرده و در آن دوران به اوج خود نزدیک شده بود.
دو عامل دیگر نیز در این میان دارای تأثیری غیرقابل انکار بودند، یکی ترس خلفای جور و درباریان آنان از قیام مردم به رهبری امام علیه السلام که سختگیریهای فراوان را بر ایشان تحمیل می کرد، و دیگری اراده حتمی خداوند بر نهان زیستی و غیبت طولانی دوازدهمین امام شیعیان، حضرت مهدی علیه السلام که اقتضا می کرد، نوعی مقدمه چینی و آماده سازی مردمی برای آن پیشاپیش صورت گیرد.

چند استراتژی برای غیبت بزرگ آخرالزمانی

با توجه به این عوامل است که می بینیم دوران زندگی و امامت دهمین و یازدهمین امام علیهماالسلام به عنوان حلقه وصلی بین دو دوران ظهور و غیبت، در هاله ای از پوشیدگی فرو رفته است. بویژه در زمان امام یازدهم بسیاری از ارتباطات بین امام و شیعیان، به وسیله نامه نگاری های متقابل برقرار می شده، دیدارهای زیادی در گذرگاه ها و در حین عبور امام حسن عسکری علیه السلام صورت می گرفته، پیامها و رهنمودهای حضرت بیشتر توسط وکیلان مخصوص و نائبان معین، به مردم انتقال می یافته و در برخی مراجعات مردم، بنا به مصالحی خواسته آنان به امر حضرت، به دست یکی از خادمان یا ملازمان آن بزرگوار به انجام می رسیده است. این جلوه ها، کیفیت برخورد با غیبت حضرت مهدی علیه السلام را روشن ساخته، قضاوت درباره چگونگی بهره بردن از امام غائب علیه السلام را آسان می کند.

امام عسکری علیه السلام می کوشید مردم را قانع سازد که زمان غیبت فرا رسیده و تنفیذ آن در شخص فرزندش امام مهدی علیه السلام صورت گرفته است. این امر درباره افکار افراد عادی دشوار می نمود لکن امام علیه السلام به هر ترتیب، فکر غیبت را در اذهان و افکار رسوخ می داد و به مردم می فهماند که این حقیقت را باید بپذیرند و دیگران را به این اندیشه آگاه سازند

امام عسکری علیه السلام می کوشید مردم را قانع سازد که زمان غیبت فرا رسیده و تنفیذ آن در شخص فرزندش امام مهدی علیه السلام صورت گرفته است. این امر درباره افکار افراد عادی دشوار می نمود لکن امام علیه السلام به هر ترتیب، فکر غیبت را در اذهان و افکار رسوخ می داد و به مردم می فهماند که این حقیقت را باید بپذیرند و دیگران را به این اندیشه آگاه سازند. در اینجا به برخی از نامه ها و فرمایشات امام عسکری علیه السلام در این باره اشاره می شود.

هشدار اول) شکیبا باش و چشم انتظار فرج

امام حسن عسکری علیه السلام در نامه ای که به "علی بن حسین بن بابویه قمی" نگاشته است می فرماید: «بر تو باد که شکیبا باشی و چشم انتظار فرج بمانی، که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: "برترین اعمال امت من انتظار فرج است." شیعیان ما همواره در اندوه بسر می برند تا زمانی که فرزندم ظهور نماید؛ آنکه پیامبر صلی الله علیه و آله بشارت داد که: "زمین را از عدل و داد پر کند همچنانکه از ظلم و جور پر شده باشد." پس ای شیخ، ای ابوالحسن علی بن حسین! تمام شیعیان مرا به صبر فرمان ده که همانا خداوند زمین را به هر کس از بندگانش که بخواهد به ارث می رساند و سرانجام از آنِ تقواپیشگان است، سلام و رحمت و برکات خدا بر تو و بر همه شیعیان ما باد.» (مناقب آل ابی طالب: 4/426)

هشدار دوم) غیبت خانماسوز



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/09/29
زمان : 08:43 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.