تبلیغات
امام حسن مجتبی علیه السلام - در شب ترور چه کسی حضور داشت؟!
در شب ترور چه کسی حضور داشت؟!
نظرات |

مسیر تاریخ با یک جان فشانی تغییر کرد؛ نور اسلام که می رفت برای همیشه خاموش شود با فداکاری یک نفر دوباره جان گرفت. نه تنها جان گرفت بلکه شعله کشید و عالَم را روشن کرد.

مبارک باد بر تو ای پسر ابی طالب که خداوند در برابر فرشتگانش به تو مباهات می کند و می بالد.( تفسیر ثعلبى؛ ج 2؛ ص 126)
این کلماتی است که جبرئیل به علی بن ابی طالب علیه السلام می گفت؛ زمانی که به همراه میکائیل (231486) به فرمان خدا مأمور محافظت از علی علیه السلام شده بود؛ جبرئیل در کنار سرِ علی بود و میکائیل در پایین پایش؛ در لیلة المبیت.
در آن شب بود که خداوند به جبرئیل و میکائیل گفت: من بین شما برادرى و اخوت ایجاد کردم و عمر یکى از شما را طولانى تر از دیگری قرار دادم. کدام یک از شما حاضر است از خودش بگذرد و زندگى دیگرى را بر خود مقدم کند؟ هیچ کدام حاضر نشدند تا فدای دیگری شوند. به آن ها وحى شد که چرا مثل علی نیستید؟ میان او و محمد صلی الله علیه واله نیز برادری و اخوت برقرار کردم و اکنون على در بستر پیغمبر خوابیده و آماده شده تا جان خویش را فداى او سازد. به زمین بروید و حافظ او در برابر دشمنان باشید. (تفسیر ثعلبى؛ ج 2؛ ص 126)

شب سرنوشت ساز

وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِ ی نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْ ضَاتِ اللَّ هِ ۗ وَاللَّ هُ رَ ءُوفٌ بِالْعِبَادِ؛
و نیز از مردمان کسی هست که در طلب خشنودی خداوند از سر جان برمی خیزد، و خداوند به بندگانش رئوف است . (بقره؛ 207)
مسیر تاریخ با یک جان فشانی تغییر کرد؛ نور اسلام که می رفت برای همیشه خاموش شود با فداکاری پسر ابی طالب جان دوباره گرفت. نه تنها جان گرفت بلکه شعله کشید و عالَم را روشن کرد.
یُرِ یدُونَ لِیُطْفِئُوا نُورَ اللَّ هِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّ هُ مُتِمُّ نُورِ هِ وَلَوْ كَرِ هَ الْكَافِرُ ونَ۞هُوَ الَّذِی أَرْ سَلَ رَ سُولَهُ بِالْهُدَىٰ وَدِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَ هُ عَلَى الدِّینِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِ هَ الْمُشْرِ كُونَ؛
می خواهند نور الهی را با سخنان خویش خاموش کنند و حال آنکه خداوند کمال بخش نور خویش است، ولو آنکه کافران ناخوش داشته باشند۞او کسی است که پیامبرش را با هدایت و دین حق فرستاده است تا آنان را بر همه ادیان پیروز گرداند، ولو مشرکان ناخوش داشته باشند. (صف؛ 8-9)
پیشرفت اسلام و افزایش لبیک گویان پیامبر و گسترده شدن تعداد آن ها به خارج از مکه، بر کفار گران آمد. آن ها از هر راهی که می توانستند با او مقابله می کردند. تا اینکه نوبت به مرحله نهایی رسید: قریش بر قتل پیامبر صلی الله علیه واله اتفاق نظر پیدا کردند. می گفتند که با رحلت ابی طالب، کسی نیست که محمد را یاری کند. برای همین تصمیم گرفتند که از هر قبیله ای یک جوان برومند را انتخاب کنند تا هرکدام ضربه شمشیری بر پیامبر بزنند و از این راه، توان دشمنی بنی هاشم با همه قبایل قریش را از آن ها بگیرند. (تاریخ یعقوبی؛ ج 2؛ ص 39)

مسیر تاریخ با یک جان فشانی تغییر کرد؛ نور اسلام که می رفت برای همیشه خاموش شود با فداکاری پسر ابی طالب جان دوباره گرفت. نه تنها جان گرفت بلکه شعله کشید و عالَم را روشن کرد.

پیامبر صلی الله علیه واله از اصلی ترین یاورش، علی علیه السلام، یاری خواست. درخواست پیامبر چیز کوچکی نبود؛ هرچند از او خواست تا در بسترش بخوابد و زمینه هجرت او به یثرب را فراهم کند ولی این خوابیدن، ممکن بود پایان زندگی علی باشد؛ اما علی مثل همیشه درخواست نبی را اجابت کرد و برای امنیت رسول خدا، امنیت خویش را در خطر انداخت.

آن شب، مسیر تاریخ با معامله علی علیه السلام عوض شد؛ معامله ای که در آن حاضر شد جان خود را در قبال رضایت خداوند بفروشد. هرچند پیش از آن به او وعده جانشینی پیامبر داده شد، اما او به همان هم دل نبسته بود و ترجیح داد جانش را به خطر اندازد و پیامبر، سالم بماند نه اینکه با کشته شدن پیامبر زودتر ردای خلافت به تن کند.
ابوجعفر اسکافى مدعی است که جریان خوابیدن على علیه السلام در بستر پیغمبر  صلی الله علیه واله به تواتر ثابت شده و غیر از کسانى که مسلمان نیستند و افراد سبک مغز آن را انکار نمى کنند. (تفسیر نمونه؛ ج 2؛ ص 78)

اگر علی علیه السلام نبود ...

اگر آن شب درخواست پیامبر اجابت نمی شد، حتماً مشرکین او را ترور کرده بودند و با آن پایداری که از مردم آن دوره سراغ داریم، فاتحه اسلام خوانده شده بود.
آن شب بعد از خروج اعجاز گونه پیامبر از منزل، فردی به مشرکین اطلاع داد که چه نشسته اید؟ محمد رفت. او بعد از خروج از منزل خاکی بر شما پاشید و از میان شما عبور کرد. مشرکین دستی بر سر خویش کشیدند و خاک را دیدند؛ اما آنچه مانع آن ها شد که ادعای مدعی را دنبال کنند و از محاصره خانه دست بکشند و در جای دیگری دنبال پیامبر باشند صحنه ای بود که در خانه پیامبر می دیدند: آن ها می دیدند که محمد مانند هر شب ردای سبزش را بر سر کشیده و در بسترش خوابیده. آن ها قسم خوردند که این محمد است که خوابیده و صبحگاهان به عمرش خاتمه خواهند داد. (نک: ما أخفاه الرواة من لیلة المبیت؛ ص 27)
مدینه، جان گرفتنش، مدینة النبی شدنش، مقر حکومت اسلامی شدنش و در یک کلام، شرافتش را مدیون علی علیه السلام است.



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/09/22
زمان : 08:33 ق.ظ
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.