تبلیغات
امام حسن مجتبی علیه السلام - مطالب آذر 1392
چرا گاهی دعایمان اجابت نمی‌شود؟
نظرات | ادامه مطلب


گاهی این سوال به ذهن انسان می‌رسد که اگر خداوند صدای ما را می‌شنود، به دعا و درخواست ما آگاه است، توانایی اجابت هم دارد و خودش فرموده: از من بخواهید تا اجابت کنم (سوره غافر - آیه 60)، پس چرا برخی اوقات شاهد اجابت سریع دعاهای خود نیستیم؟


دعا

در پاسخ به این سوال، متذکر می‌شویم كه:

ـ اولاً هیچ دعایی، خالی از نوعی اجابت نیست، زیرا نوعی عبادت و پرستش است و در هر عبادتی که با قصد قربت انجام می‌شود، یعنی عبادت‌کننده تصمیم دارد به خدای خود نزدیک شود و به کمالات ذات اقدس اله آراسته گردد، خالی از اثر قربی نیست. بنابر این، همین که دعا و عبادت با خلوص نیت و شرایط لازم انجام می‌شود، در همان لحظه به اجابت می‌رسد و اثر معنوی خود را بر روح و جان انسان می‌گذارد.

رسول گرامی اسلام فرمود: هنگامی که خداوند بخواهد نیازهای بنده‌اش را برآورد، به او اذن و توفیق دعا کردن می‌دهد. (میزان‌الحکمه / حدیث 5583)

آن یکی اللّه مـــی‌گفتی شــــبی

تا که شیرین می‌شــــد از ذکرش لبی

گفت شیطان: آخــــر ای بسیار گو

ایــــن همـــه اللّه را لبیــــک کـــــــو؟

می‌نیاید یک جــــواب از پیش تخت

چنــــد اللّه می‌زنــی با روی سخـــت

او شکسته دل شــد و بنهاد ســر

دیـــد در خــــواب او خَضِر انــــدر خَضَر

گفت: هین، از ذکر چون وامانده‌ای

چون پشیمانی، از آن کش خوانده‌ای؟

گفت: لبیکــــم نمی‌آیـــد جــــواب

زآن همی ترســــم که باشــم ردّ باب

گفـت: آن اللّه تــــو، لبیک ماسـت

 

وآن نیاز و ســـوز و دردت پیک ماسـت

و با استمرار این حالت است که آدمی به تدریج مظهر نورانیت و اسماء و صفات کمالیه حق‌تعالی شده، به کمال و سعادت شایسته خود می‌رسد. خود دعا کردن، در حقیقت، درمان عطش قلب و تسکین سوزش جان و و نیاز روح به عروج به عالم قدس اله است. امام صادق (ع) فرمود: شما را به دعا سفارش می‌کنم. زیرا با هیچ عمل دیگری همچون دعا، به خدا نزدیک نمی‌شوید. (کافی، ج 2، 467).

ـ ثانیاً در صورت برقراری ارتباط صحیح و رعایت شرایط لازم که در ادامه به آن اشاره می‌شود، خواسته‌های مادی و معنوی انسان نیز در معرض اجابت قرار خواهد گرفت، ان‌شاءااله.

در ارتباطی که انسان با خدای خود دارد، هیج درب بسته، راه نرفتنی و هدف نارسیدنی وجود ندارد، در آستان ربوبی، همه چیز شدنی و رسیدنی است؛ منتهی باید توجه داشت،

شرایط برقراری ارتباط موثر با خداوند از طریق دعا و رسیدن به خواسته‌ها و نیازها:

استحضار دارید که تمامی عبادات، به خصوص دعا، دارای چندین اثر عمومی و خصوصی است. آثار عمومی دعا، معنویت، نورانیت، صفا و قربی است که در قلب و روح انسان ایجاد می‌شود و آثار خصوصی آن، تأثیرات معنوی و یا مادی خاص است که در اثر ارتباط موثر با خداوند حاصل می‌شود و در روایات و سند دعاها ذکر شده است، مانند دعا برای رفع امراض، فقر، گرفتاری و مانند آن.

قبل از بیان شرایط، متذکر می‌شویم كه دعا، اصولاً یک عبادت و عمل ارتباطی قربی با خداوند است، بنابر این، اگر به ثمر نمی‌نشیند، لزوما به خاطر مشکلاتی است که در این ارتباط وجود دارد، و راهکار عملی زیر که بر اساس سیستم علمی اخلاق ارایه شده است، مستقیماً به بررسی این مشکل از طریق اصلاح و تقویت رابطه با خدا می‌پردازد.

تصور کنید شما در چه صورتی حاضر می‌شوید با فردی از افراد انسانی، نیازهای خود را مطرح نمایید و از او در برخی مواقع که دچار مشکل شده‌اید، کمک بخواهید و مثلاً از او بخواهید به شما قرض بدهد و مانند آن.

دعا

این در صورتی است که:

ـ اولاً فرد مورد نظر را بشناسید و با او رابطه داشته باشید و او هم متقابلاً شما را بشناسد. هرگز از غریبه‌ای که شما را نمی‌شناسد، شما هم او را نمی‌شناسید و به توان او برای برآوردن خواسته خود، واقف نیستید، تقاضای کمک نمی‌کنید.

ـ ثانیاً باید این رابطه، دوستانه باشد. اگر میان شما، اختلاف و درگیری و مشکلاتی از این دست وجود داشته باشد، یا خودتان رویتان نمی‌شود به او رجوع نمایید و یا در صورت رجوع، چه بسا آنچنان که توقع دارید، به شما توجه نکند. ممکن است شما قبلاً او را آزار داده باشید و از خویش رنجانده باشید، آیا در این صورت، توقع خواهید داشت که به محض مراجعه، با مهربانی شما را بپذیرد و تمام خواسته‌های شما را با روی خوش و به سرعت برآورد؟

ـ ثالثاً انسان معمولاً به کسی روی می‌اندازد که پیش او احترام و آبرو دارد، باید رابطه شما با او، آنقدر مستحکم، صمیمی و قابل اطمینان باشد که شما بدانید، اگر روی بیاندازد و از او چیزی بخواهید، ناامید نخواهید شد و پاسخ رد نمی‌شنوید.

این قانون، در نوع رابطه تأثیرگذار با خدای متعال هم جریان دارد. در دعا و رابطه با خدای تعالی و درخواست از او برای رفع نیازها و برآوردن خواسته‌ها نیز همین امور رعایت می‌شود. در این زمینه، انسان مستجاب‌الدعوه به کسی گفته می‌شود، که:

ـ اولاً با خدا ارتباط دارد، اهل دیانت و عبادت است و رابطه‌اش با خدای متعال، قطع نیست.

ـ ثانیاً رابطه او با خدای متعال، سالم و اصلاح شده است، یعنی از عواملی که باعث تخریب رابطه انسان با خدا می‌شود، مانند گناه و نافرمانی، لقمه حرام، قساوت قلب، شرک خفی و مانند آن، پرهیز می‌کند.

گاهی اوقات، انسان از خداوند چیزهایی را درخواست می‌نماید و فکر می‌کند كه اجابت آن به نفع او می‌باشد، حال آن که در واقع به ضرر اوست.


:: مرتبط با: امام موسی کاظم علیه السلام ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/09/19
زمان : 08:17 ق.ظ
همراه با امام‌کاظم علیه‌السلام در حریم دوست
نظرات | ادامه مطلب

امام حسین

همه امامان درباره امام حسین علیه السلام سخن گفته اند. حساسیتی که به حضرت اباعبدالله علیه السلام داشته اند به هیچ کس دیگری نداشته اند. این روشن است زیرا وسعت حرکت سیدالشهداء علیه السلام عالمگیر بود که نقش حیاتی برای بقاء و غنای تعالیم اسلامی داشت. امام هفتم حضرت موسی بن جعفر علیهماالسلام نیز توجه ویژه ای به شخصیت جدشان حسین بن علی علیهماالسلام داشتند.

و شاید بتوان گفت: ایشان خود پایه گذار عزاداری ویژه دهه محرم برای جدشان شدند. زیرا طبق روایتی که فرزند برومند این امام همام حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام در توصیف حالات پدرشان در ایام محرم به خصوص در دهه اول از همان آغاز محرم دارند خود این سیره سنگ بنایی شد تا پیروان ایشان نیز به تبعیت از امامشان در دهه محرم اقامه عزا برای سالار کربلا بپا کنند.

 

دهه ای بسیار مهم

امام رضا علیه السلام فرمودند: بر مانند حسین باید گریست این گریه گناهان بزرگ را بریزد؛ سپس فرمود: پدرم را شیوه بود كه چون محرم می شد خنده نداشت و اندوه بر او غالب بود تا روز دهم؛ روز دهم روز مصیبت و حزن و گریه‏اش بود و می فرمود: در این روز حسین كشته شد.[1]

این روایت در جواب کسانی است که به عزاداری دهه اول محرم ایراد می گیرند که هنوز روز شهادت امام حسین علیه السلام نشده چه دلیلی بر عزاداری وجود دارد؟ مگر عزاداری هر کس بعد از شهادتش نیست؟ البته این شبهه که زیاد هم بازگو می شود باید در جای خودش جواب داده شود اما در اینجا علاوه بر اینکه این سیره امام معصوم بوده است که عمل ایشان برای ما حجت است؛ در تاریخ شواهد بسیاری وجود دارد که برای امام حسین علیه السلام قبل از شهادت نوحه سرایی شده است. و حتی قبل از ولادت ایشان، توسط اولیاء و انبیای الهی و مادرشان حضرت فاطمه زهراء سلام الله علیها و نیز جد بزرگوارشان حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله. نتیجه اینکه اقامه عزا برای سید الشهداء علیه السلام زمان و مکان خاص نمی شناسد، پس این مقایسه بین عزاداری اباعبدالله علیه السلام با سایر عزاداری ها مقایسه‌ای نامناسب و بی مورد است. زیرا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در ناحیه مقدسه می فرماید: «یا جداه! شب و روز برای تو گریه می کنم». و این گریه ای است که مناسبت خاص نمی خواهد. بله ایام محرم چون این مصیبت عظمی رخ داده است جا دارد بیشتر توجه به مصائب حضرت بشود همانگونه که در حالات امام کاظم علیه السلام آمده است.

ثواب زیارت امام حسین علیه السلام یک عمره قبول شده در درگاه الهی است نه صرف بجا آوردن عمره. چه بسا دهها عمره که مورد قبول واقع نمی شود! پس کسی که به زیارت حسین بن علی علیهما السلام برود مطمئن است که در نامه عملش یک عمره مقبول نوشته شده است

یک عمره مقبول



:: مرتبط با: امام موسی کاظم علیه السلام ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/09/19
زمان : 08:02 ق.ظ
غیب یکی از اعتقادات مومنین!
نظرات | ادامه مطلب

شیعه
مقدمه

ایمان به غیب یکی از اعتقادات مۆمنین است، آنچنان که خود قرآن کریم به این موضوع اشاره ی صریح دارد به طوری که ایمان به غیب از جمله عوامل فلاح و رستگاری شمرده شده است : "الذین یۆمنون بالغیب و یقیمون الصلوة و مما رزقناهم ینفقون .... اولئک علی هدی من ربهم و اولئک هم المفلحون، و کسانی که به غیب ایمان می آورند و نماز برپا می دارند و از نعمتهایی که به آنان روزی داده ایم انفاق می کنند .... آنان برطریق هدایت پروردگارشان هستند و رستگاران آنهایند." (سوره مبارکه ی بقره آیات 3و5)

براساس بیان قرآن کریم ایمان به غیب از مهمترین و نخستین اعتقاد یک مۆمن حقیقی است که پس از آن سایر ویژگی های یک مۆمن بدنبال آن می آید که عبارتند از اقامه ی نماز و پرداخت زکات و غیره.

بنابراین باید دانست که اساسا غیب چیست و مقصود از آن کدام است و چگونه می توان به غیب ایمان آورد؟!

 

غیب چیست؟!

مقصود از غیب هر حقیقتی است که از حس پوشیده و پنهان باشد و به عبارت دیگر غیب حقایقی است که حس نمی تواند آن ها را دریابد، بلکه ابزارهای شناخت بهتر و قوی تر برای درک آن لازم است که عبارتند از عقل و شهود قلبی. به طور کلی انسان دارای ابزارهای شناخت بسیاری است که به نسبت توان شناختی رتبه بندی می شوند. در نازلترین مرتبه حواس پنجگاه قرار دارند که نخستین شناسایی انسان نسبت به پیرامون خویش توسط آنها صورت می گیرد. بویایی، شنوایی، چشایی، بینایی و لامسه حواس ظاهری انسانند که از همان نخستین لحظات خلقت انسان ابزارهای شناخت او نسبت به محیط پیرامونش به شمار می روند. پس از حواس در مرتبه ی بالاتری عقل قرار دارد که توانایی آنالیز و تحلیل داده های حسی را داراست و از این رو می تواند به احکام کلی در مورد محیط پیرامون خویش دست یابد که با تحلیل داده های جزئی حواس چنین کاری را انجام می دهد.

در مرتبه ی عالی تر وقتی عقل به کمال خود می رسد در اثر اتصال به عالم ما فوق طبیعی، انسان می تواند به نوعی ادراک دست یابد که در کلام عرفا شهود قلبی خوانده می شود که بااذن از عالم بالا صورت می گیرد. بنابراین غیب حقایق است که حس نمی تواند بدانها دست یابد بلکه قدرت عقل و شهود است که قادر به درک آنهاست.

 

علم غیب را جز خدا نمی داند!

در برخی از آیات قرآنی دلالت و تصریح برآن وجود دارد که علم به غیب ، تنها از آن خداوند متعال است: "و عنده مفاتح الغیب لا یعلمها إلا هوو یعلم ما فی البّر و البحر ....، کلیه خزائن غیب نزد خداوندست و کسی جز خدا بر آن آگاه نیست و نیز آنچه در خشکی و دریاست همه را می داند ...." (انعام /59)



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/09/18
زمان : 08:19 ق.ظ
از خدا بپرس را خوانده اید؟!
نظرات | ادامه مطلب

مۆلف کتاب «از خدا بپرس» که به ترجمه موضوعی از آیات قرآن کریم به زبان انگلیسی اختصاص دارد، گفت: راه مقابله با اسلام‌هراسی و قرآن‌سوزی،‌ اسلام و قرآن کریم است؛ به همین دلیل کتاب از خدا بپرس (Ask God) را تألیف کردیم.


از خدا بپرس

قرآن کریم، پیام آور وحی الهی و برنامه جامع و راهبردی برای تکامل انسان است که از دیرباز مورد توجه ملل و تمدن‌های مختلف بوده و از زمان نزول آن تاکنون بخش‌های گسترده‌ای از جهان را با قدرت وصف‌ناپذیری به تسخیر در آورده است. 

این کتاب آسمانی بسیاری از مردم جهان را به فراگیری مفاهیم خود علاقه‌مند کرده و هرجا که ترجمه آن راه یافته، مخاطبان بسیاری را معطوف خود کرده است.

در همین راستا و به منظور معرفی هرچه بهتر کلام در سطح جهانی، کتابی تحت عنوان «از خدا بپرس» با نگرش موضوعی به آیات قرآن کریم توسط پرویز مصلی‌نژاد (مدرس زبان انگلیسی با 39 سال سابقه و مۆلف 45 اثر مکتوب) و مهدی قدمی تدوین شده است.

 

ویژگی های کتاب از خدا بپرس

- این کتاب دارای دو عنوان است عنوان فارسی و عنوان انگلیسی

- طرح روی جلد (دوتا روجلد هم فارسی و هم انگلیسی)

- وجود سه زبان عربی، ترجمه فارسی و انگلیسی در هرصفحه به صورتی جذاب

- بدون وضو هم می توان این کتاب را مطالعه نمود.

- ویرایش صحیحی از ترجمه انگلیسی قرآن را داراست.

- ترجمه ی فارسی آن برگرفته از ترجمه ی استاد ابوالفضل بهرام پور است.

- دارای معنی عناوین سوره ها به فارسی و انگلیسی است.

- 48 عنوان تاریخی- 10 عنوان اقتصادی- 35 عنوان سیاسی- 53 عنوان فرهنگی- 47 عنوان علمی- 25 عنوان حقوقی- 9 عنوان اخروی که در نهایت 227 عنوان

- حدود 2 سال از ابتدای طرح تحقیقی

کتاب «از خدا بپرس» با همکاری یازده نفر از اساتید و سایر دانشجویان طی دو سال تدوین شده است.

در این زمان شاهد هستیم قرآن‌سوزی و اهانت به قرآن کریم صورت می‌گیرد. «از خدا بپرس» معرفی خوبی از قرآن کریم است، باید بتوانیم در صدور انقلاب اسلامی، دین و فرهنگ‌مان توجه بیشتری داشته باشیم

«فرشته شهیدی»، «میترا مصلی‌نژاد»، «نرگس کاغذ گریان»، «مژگان نیلی»، «ستاره حاجی هاشمی»، «فاطمه مظاهری»، «مهتاب محمدی»، «علیرضا کریمی صارمی»، «مهرداد سراندیبی فردوس»، «عباس احسان‌جو»، «حمید واعظی» و «سیدحسن میر‌کریمی» از جمله افرادی هستند که این دو نویسنده را در نگارش کتاب «از خدا بپرس» یاری رسانده‌اند.

بر مبنای این گزارش در مقدمه کتاب «از خدا بپرس» آمده است:



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/09/18
زمان : 08:14 ق.ظ
ارزش هر انسانی به اندازه چیزی است که دوستش دارد
نظرات | ادامه مطلب

انسان از دو «خود» برخوردار است که در واقع عبارت از دو درجه از نفس اوست؛ درجه عالی که همان مرتبه حیات انسانی است و درجه پایین تر که عبارت از مرتبه حیات گیاهی یا حیوانی اوست.

بسیاری از انسان‌ها «خودِانسانی» را فراموش کرده؛ تنها به فکر «خودِگیاهی» یا «خودِحیوانی» هستند.


گناه
گیاهان به ظاهر انسان

بسیاری از ما تنها به فکر خوردن و پوشیدن و خوابیدنِ خود هستیم. در این حالت ما هنوز به مرحله حیوانی نرسیده‌ایم، چه ‌رسد به حیات انسانی.

ما در این مرحله صرفاً گیاه خوبی هستیم؛ زیرا به خوبی می‌خوریم، دائم به فکر ظاهر و آراسته بودن خود هستیم و دیگر هیچ.

قرآن کریم در این باره در آیات مربوط به جنگ و جهاد در راه خدا می‌فرماید: گروهی تنها به فکر خود هستند؛ یعنی روح اصلی و انسانی را فراموش کرده و خودگیاهی یا حیوانی را به یاد دارند: «... وَطَآئِفَةٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنفُسُهُمْ یَظُنُّونَ بِاللّهِ غَیْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجَاهِلِیَّةِ ...  (1): و گروهى [تنها] در فكر جان خود بودند و درباره خدا، گمانهاى ناروا، همچون گمانهاى [دوران‏] جاهلیت مى‏بردند

 

چهارپایان به ظاهر انسان

سرگرم شدن هر کسی به حیاتِ گیاهی و حیوانی، ارتباط او را با حیاتِ انسانی‌اش ضعیف کرده، باعث فراموشی آن مرحله ی عالی می‌شود.

قرآن در معرّفی چنین کسانی می‌فرماید: «...إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِیلًا(2): اینان چون، چهارپایانی بیش نیستند، بلکه از چهارپایان هم گمراه ترند.» چنین تعبیری برای بیان واقعیتی خارجی آن دسته از افراد است که تنها در حیات حیوانی خود سیر می کنند، نه دشنام؛ زیرا قرآن کتاب دشنام نیست، بلکه لسان آن لسان ادب است. حتی آن جا که می‌فرماید: «تَبَّتْ یَدَا أَبِی لَهَبٍ وَتَبَّ(3): بریده باد دو دست ابو لهب، و مرگ بر او باد

در مقام بیان هلاکت و عذاب واقعی است، نه فحش و ناسزاگویی. کتابی که آموزگار ادب است و می‌فرماید: هرگز به مقدّسات دیگران بد نگویید که آن‌ها هم به مقدّسات شما اهانت می‌کنند: «وَلاَ تَسُبُّواْ الَّذِینَ یَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ فَیَسُبُّواْ اللّهَ عَدْوًا بِغَیْرِ عِلْمٍ ...(4): چیزهایی را که آنان به جای الله می خوانند ، دشنام مدهید که آنان نیز، بی هیچ دانشی ، از روی کینه توزی به الله دشنام دهند.»

خود به کسی دشنام نمی‌دهد، بلکه بر اساس درون‌بینی، واقعیت برخی اشخاص را افشا می‌کند و درستی چنین گزارشی در معاد، آن روزی که حقایق آشکار می شود؛ روشن خواهد شد.

گناه موجب می‌شود توفیق خودشناسی از انسان سلب شود. اگر انسان به خاطر گناهانی که انجام می‌دهد مُهر بر قلبش نهاده شود؛ گوش شنوایی در برابر بسیاری از حقایق نخواهد داشت. از جمله این حقایق، حقیقت وجودی خویش است: «وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ یَا قَوْمِ لِمَ تُۆْذُونَنِی وَقَد تَّعْلَمُونَ أَنِّی رَسُولُ اللَّهِ إِلَیْكُمْ فَلَمَّا زَاغُوا أَزَاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ وَاللَّهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفَاسِقِینَ: ‏و موسى به قوم خود گفت: اى قوم من، چرا مرا مى‏آزارید، حال آنکه مى‏دانید که من پیامبر خدا بر شما هستم؟ چون از حق رویگردان شدند خدا نیز دلهاشان را از حق بگردانید. و خدا مردم نافرمان را هدایت نمى‏کند»

منشأ خودفراموشی

قرآن کریم منشأ خودفراموشی در دو چیز است:

1. «خدافراموشی»: قرآن کریم منشأ خودفراموشی را «خدافراموشی» دانسته، می‌فرماید: «وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِینَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ ...(5): مانند كسانی نباشید كه خدا را فراموش كرده‏اند و خداوند نیز كیفر خدافراموشی آنان را، خودفراموشی قرار داده، آنان را از یاد خودشان برد

در جای دیگر نیز آمده است: «وَ ضَرَبَ لَنا مَثَلاً وَ نَسِیَ خَلْقَه‏ ...(6): چون خود را فراموش كرده، ما را هم فراموش كرده و منكر معاد شده است



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/09/17
زمان : 08:18 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.