تبلیغات
امام حسن مجتبی علیه السلام - مطالب دی 1393
نسخه ای شفابخش برای رسیدن به آرامش
نظرات | ادامه مطلب

مهربان بود و آرامش‌بخش

یکی از نیازهای اساسی انسان، شاد زیستن است، زیرا انسان متعادل، خود و جامعه خود را در پرتو آن می سازد؛ از این رو همه به دنبال شادی اند. البته اگر ما به اطراف خود بنگریم، صحنه هایی از غم و شادی را به وضوح مشاهده خواهیم کرد که هر کدام در جای خود لازمه زندگی بشر است.

بهار طرب انگیز، آبشارهای زیبا، گل های رنگارنگ، سرخی طلوع خورشید، صبح زیبا، نغمه خوانی پرندگان قشنگ، رویش گیاهان، و از طرف دیگر، فصل خزان و برگ ریزان، لحظه غروب خورشید، پژمرده شدن گل ها و ریزش شکوفه ها، بیماری و مرگ، تنگ دستی و حوادث تلخ، دو روی سکه زندگی انسان را تشکیل می دهند.

گاهی غم، و زمانی شادی به سراغ انسان می آید، اما او فطرتاً از غم گریزان و به شادی متمایل است.

استاد مرتضی مطهری رحمه الله در تعریف شادی می نویسد:

سرور، حالت خوش و لذت بخشی است که از علم و اطلاع به اینکه یکی از اهداف و آرزوها انجام یافته یا انجام خواهد یافت، به انسان دست می دهد و غم و اندوه، حالت ناگوار و دردناکی است که از اطلاع بر انجام نشدن یکی از هدف ها و آرزوها به انسان دست می دهد.

در دنیای پراضطراب و پرتلاطم امروز، آرامش و داشتن خیالی آسوده، نعمتی است که همگان آرزوی آن را دارند. در واقع، یکی از نیازهای اساسی انسان، شادزیستن است که در پرتو آن، با رسیدن به تعادل روحی، خود و جامعه اش را به سلامت و پویایی رهنمون می شود.

انسان به طور فطری از غم گریزان و به سوی شادی در حرکت است. شادی و نشاط نه تنها بر روح و روان انسان، بلکه بر جسم او نیز تأثیر می گذارد. از نگاه اجتماعی، نیز شادمانی، قلب ها را به یکدیگر نزدیک و ترس، نگرانی، ناکامی و بدگمانی را بی اثر می کند. ارسطو می گوید: «شادی، بهترین چیزهاست و آن قدر اهمیت دارد که دیگر چیزها وسیله به دست آوردن آن هستند.» دین مقدس اسلام نیز که تأمین کننده صلاح دنیا و آخرت آدمی است، شادی های مناسب و حلال را تأیید می کند و پیروانش را از افسردگی و بی حالی برحذر می دارد.

البته این را نیز باید پذیرفت که هر انسانی در زندگی خود، صحنه هایی از غم و ناراحتی را در کنار شادی تجربه می کند، و اساسا وجود غم در زندگی انسان، موجب تعادل بخشی به زندگی است.

ملاک غم و شادی انسان

چیزی كه در آیات و روایات زیاد روی آن تكیه شده و ملاك ارزش‌یابی غم و شادی قرار گرفته، متعلق غم و شادی است. یعنی اینكه چه چیزی انسان را شاد یا غمگین می‌كند. به تعبیر بهتر: انسان كمال‌خواه در مقابل چه اموری باید خوشحال و در مقابل چه چیزهایی باید غمناك گردد؟ امام علی(علیه السلام) در این زمینه می‌فرماید:

مولا، با استفاده از قرآن كریم، زهد را با غم و شادی پیوند می‌زند و می‌گوید: «شاخه‌ها و مصادیق زهد، همه در میان دو كلمه از قرآن خلاصه می‌شود: باشد كه برای آن چه كه از دست داده‌اید،‌ اندوهگین نشوید و برای آن چه بهره می‌برید شادی نكنید هر آنكه بر از دست رفته اندوهناك،‌ و بر دستاورد شادمان نشود،‌ هر دو روی سكه‌ای زهد را بهره یافــته است»

«اما بعد، گاه باشد كه مرد از به دست آوردن چیزهایی شاد می‌شود كه از دستش نمی‌رفته و در عین حال،‌ غم از دست دادن چیزهایی را می‌خورد كه دست یافتن به آنها محال بوده است،‌ چنان باید كه شادی و سرور تنها به سبب بهره‌هایی باشد كه از آخرت خویش به دست آورده‌ای و دریغت بر ارزش‌های اخروی باشد كه از دست می‌دهی، اما از بهره‌هایی كه از دنیای خویش به چنگ می‌آوری،‌ شاد مباش و از ارزش‌های دنیوی و مادی كه از دست می‌دهی اندوهگین مشو،‌ و همت خویش را به تمامی،‌ صرف دنیای پس از مرگ كن».



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/10/24
زمان : 08:46 ق.ظ
علت سخت گذشتن زندگی انسان ها!
نظرات | ادامه مطلب

دلبستگی

در بینش قرآنی، انسان، موجودی مرکب از روح و بدن است. هدف از آفرینش انسان آن است که به سعادت رسیده و به قله کمال انسانی (عبودیت) دست یابد. جسم مرکب روح برای صعود به این قله است. بنابراین انسان باید به دنیا و مظاهر آن (اموال و ثروت ها) و اولاد به عنوان وسیله برای آن هدف متعالی نگاه کند و این امور، ارزش استقلالی برای او نیابند تا هدف اصلی فراموش گردد.

پیامبر(صلی الله علیه و آله) در طول حیات خود این بینش قرآنی را تبلیغ و ترویج کردند و افرادی را تربیت کردند که حاضر بودند برای رسیدن به آن هدف متعالی از جان و مال خود بگذرند و گذشتند. فداکاری انصار و به عهده گرفتن تأمین زندگی بسیار از مهاجرین در سال های اول هجرت، ایثارهای اصحاب پیامبر(صلی الله علیه و آله) در جنگ ها و بحران ها، صبر آنها، در مشکلات و سختی ها و گرسنگی ها، همه و همه به پشتوانه این بینش صورت می گرفت. پس از پیامبر(صلی الله علیه و آله) این بینش به تدریج در جامعه اسلامی تغییر کرد. دنیا اصالت یافت. در نتیجه مال دوستی و ثروت پرستی رواج یافت و آخرت فراموش شد. پیامبر(صلی الله علیه و آله) در زمان حیات خود از این انحراف خبر داده بود. ایشان خطاب به حضرت علی(علیه السلام) می فرمایند:

(یا علی این مردم پس از من فریفته دارائی های خود شوند و از اینکه دین خدا را پذیرفته اند بر خدای منت نهند و رحمت او را تمنّا کنند و از خشم او خود را در امان پندارند. با شبهت های دروغ و هواهای سهوآمیز، حرام خدا را حلال شمارند و شراب را نبیند نام نهند و حلال کنند و ربا را عنوان خرید و فروش دهند. رشوه را هدیه خوانند...).

حضرت علی(علیه السلام) نیز این انحراف را بارها گوشزد کردند:

یاد مرگ از دل هایتان رخت بربسته و آرزوهای دروغین شما را در برگرفته، تا آنجا که دنیا بیش از آخرت دل هایتان را تسخیر کرده است. آری، دنیای زودگذر شما را از آخرت، که بی شک آمدنی است، دور کرده است. هر آینه شما برادران دینی هستید، چیزی جر ناپاکی درون و زشتی باطن میان شما جدایی نیفکنده است. از این روست که یکدیگر را در امور یاری نمی کنید و خیر یکدیگر را نمی خواهید و به یکدیگر چیزی نمی بخشید و با هم دوستی نمی ورزید... چیست که به اندک چیزی از دنیا که به دست می آورید، شادمان می شوید و از آن همه که از آخرت از دست می دهید، اندوهگین نمی گردید... به گونه ای که گویی دنیا جای درنگ همیشگی شماست و نعمت دنیا برایتان ماندنی است... در ترک آخرت و دوستی دنیا دست اتحاد به هم داده اید و دین هر یک از شما به مقدار یک بار لیسیدن بر زبان شما گشته است.)در بی التفاتی و آسودگی خاطر نسبت به اوامر خدا( همانند کارگری هستید که کار خود به پایان رساند و خشنودی سرور خویش حاصل کرده است.



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/10/24
زمان : 08:43 ق.ظ
خانواده مهدوی و حرکت بر مدار دین
نظرات | ادامه مطلب

شاخصه های زندگی مهدوی (2)

مهدوی

اساس یك جامعه را خانواده تشكیل می دهد. لذا برای رسیدن به جامعه آرمانی و مهدوی لازم است كه به این نهاد توجه ویژه صورت گیرد. با تامل در آیات الهی و روایات معصومین علیهم السلام به جایگاه این نهاد در جامعه دینی و محوریت آن برای ایجاد جامعه ای پر فضیلت یا بالعكس جامعه ای ضد ارزش پی می بریم.

همانطور كه در مقاله پیش مطرح شد برای داشتن خانواده ای ولایی و مهدوی توجه به چند ویژگی امری ضروری است. عقیده محوری، تكلیف محوری، دین محوری و عزت محوری از جمله عوامل موثر برای داشتن زندگی ولایی و نسل مهذب می باشد. وجود دو شاخصه اول و دوم در خانواده زمینه ساز بروز دو ویژگی دیگر می گردد. این مقاله در مورد دین محوری و عزت مداری توضیح می دهد.

 

دین محوری

یكی دیگراز شاخصه های خانواده مهدوی حركت اعضا بر محور دین و دستورات الهی است: «فی بیوت اذن الله ان ترفع و یذكر فیها بالغدو و الاصال»(١)؛ در خانه هایی كه خدا رخصت داده آنجا رفعت یابد و در آن ذكر و نام خدا برده شود.

چنین خانواده ای توانایی تربیت نسلی مهذب و ولایتمدار خواهد داشت، افرادی كه آشنایی با دستورات دینی را صدر امور زندگی خود قرار داده و در عمل دارای عزم راسخ و ثبات قدم می باشند. لذا از اوصاف یاران مهدی این است كه: «رجال كانّ قلوبهم زبر الحدید لایشوبها شكّ فی ذات الله»(2)؛ مردانی اند كه گویا دلهایشان همانند پاره های آهن است و هیچ شكی در ذات خدا وند ندارند.

از دیگر نشانه های دین محوری در خانواده توجه به حقوق هر كدام از اعضا در هر سمَت و جایگاهی كه نسبت به یكدیگر پیدا می كنند، می باشد. از آنجا كه در خانواده مهدوی، معیار كسب رضایت الهی است، هر كدام از اعضای خانواده نسبت به انجام تكالیف و رعایت حقوق دیگر اعضاء توجه خاص می نمایند، و در عمل به وظیفه خود برای رسیدن به جایگاه رفیع مهدی یاوری از هیچ تلاشی فرو گذار نیستند. از جمله :

رعایت تقوا: «واتقوا الله لعلكم تفلحون»(3)

كسی كه دوست دارد از اصحاب و یاران قیام كننده باشد باید كه منتظر ظهور باشد و بر اساس ورع [پرهیزكاری و تقوای شدید] و اخلاق نیكو، رفتار نماید. در حالیكه در مسیر انتظار گام بر می دارد پس اگر در این حالت مرگ او فرا رسد و قائم پس از او قیام نماید پاداش او همچون پاداش درك كنندگان آن حضرت خواهد بود. پس با جدیت تمام بكوشید و منتظر بمانید ای گروهی كه مورد رحمت خداوند قرار گرفته اید.(4)



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/10/23
زمان : 08:14 ق.ظ
اثر پر برکت مسجد رفتن!
نظرات | ادامه مطلب


یک گنبد فیروزه ‌ای و دو تا گلدسته ی شاخ شمشادِ دستِ گل. یک حس خوب با شنیدن صدای خوب موذن؛ و یک نفس عمیق آرام، بعد از چند رکعت نماز جماعت. همه ی این ها یعنی مسجد.

مسجد

این ‌ها در زندگی پرهیاهوی شلوغ امروز ما، چیز کمی نیست اما این آیا همه ‌ی چیزیست که ما می خواهیم؟

ظرفیت های علمی، فرهنگی و اجتماعی مساجد، برای شکوفا شدن و به فعلیت درآمدن، نیازمند نگاهی تازه هستند. مسجد، با ویژگی های خاص خود، یک نهاد منحصر به فرد اجتماعی است که اگر به نقش آفرینی کامل خود برسد، جامعه ی ما هوای تازه ای را تجربه می ‌کند.

مسجدی که در زندگی ائمه(علیهم السلام) حضور دارد، تنها مکانی برای انجام فریضه ی نماز نیست؛ یک عنصر محوری در ارتباطات اجتماعی و حتی امور فردی محسوب می شود. اهل بیت(علیهم السلام) از نماز خواندن در مسجد نمی گویند؛ در کلام ایشان، سخن از "رفت و آمد" به مسجد است. از امام صادق (علیه السلام) روایت است: بر شما باد رفتن به مساجد؛ زیرا مساجد خانه هاى خدا در روى زمینند.[1]

بسیاری از ثمراتی هم که برای اهل مسجد برشمرده اند، حاصل آمد و شدِ پیوسته و در واقع زندگی کردن با مسجد است.

امام حسین(علیه السلام) از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) نقل کردند که: "مَن أدمَنَ إلى المَسجِدِ أصابَ الخِصالَ الثَّمانِیَةَ: آیَةً مُحكَمَةً، أو فَریضَةً مُستَعمَلَةً، أو سُنَّةً قائمةً، أو عِلما مُستَطرَفا، أو أخا مُستَفادا، أو كَلِمَةً تَدُلُّهُ على هُدىً أو تَرُدُّهُ عن رَدىً، و تَركَ الذَّنبِ خَشیَةً أو حَیاءً."

"هر كس پیوسته به مسجد رود، به هشت چیز دست یابد: آیتى محكم، یا فریضه‌اى عمل شده، یا سنّتى جارى [از معصومان، یا دانشى تازه، یا برادرى كه به دست آورده، یا سخنى كه او را هدایت كند، یا از هلاكت برهاندش و ترک گناه یا از سر ترس یا شرم و حیا."

هر کدام از هشت میوه ‌ای که در کلام پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) حاصل مسجدی بودن است، می تواند موضوع یک مطالعه ی فرهنگی - اجتماعی باشد. اما سخن ما، اشاره به این حقیقت است که مسجد، نهادی است چند بعدی با ظرفیت ‌های گوناگون فرهنگی و تربیتی.

مسجدی که در زندگی ائمه(علیهم السلام) حضور دارد، تنها مکانی برای انجام فریضه ی نماز نیست؛ یک عنصر محوری در ارتباطات اجتماعی و حتی امور فردی محسوب می شود. اهل بیت(علیهم السلام) از نماز خواندن در مسجد نمی گویند؛ در کلام ایشان، سخن از "رفت و آمد" به مسجد است. از امام صادق (علیه السلام) روایت است: بر شما باد رفتن به مساجد؛ زیرا مساجد خانه هاى خدا در روى زمینند



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/10/22
زمان : 08:28 ق.ظ
معرفی کتاب عصمت الانبیاء
نظرات | ادامه مطلب

فخر رازی

فخر رازی در كتاب عصمة الانبیاء بر بطلان افسانه غرانیق آورده است: این داستان را بی دینان جعل كرده‌اند و در هیچ یك از كتاب‌های صحیح ما نقل نشده و آیات قرآن دلیل بر جعلی بودن این داستان می‌باشد.


کتاب گران بهای دیگری است از نوشته های امام فخر الدین رازی که به زبان عربی می باشد. در این کتاب نویسنده در پی آن است که به پاسخگویی شبهاتی بپردازد که راجع به عصمت انبیاء وارد شده چرا که در خصوص این مسأله از چهار جهت اختلاف وجود دارد:

اختلاف اول: به اعتقادات انبیاء در کفر و بدعت و تقیه و ... مربوط می شود.

اختلاف دوم: مربوط به عصمت آنها در احکام و شرائع خداوند است.

اختلاف سوم: راجع به عصمت آنها در فتوا دادن است.

اختلاف چهارم: در خصوص عصمت آنها در افعال و احوال است. به همین خاطر نویسنده در این کتاب از آیات قرآنی و قصص انبیاء استفاده کرده تا حجت و دلیل بر رد نظرات مخالفین بیاورد. ابتدا شبهات را مطرح و سپس جواب آنها را می آورد.

معرفی اجمالی نویسنده:

امام فخرالدین ابو عبدالله محمد بن عمر بن حسین بن حسن بن علی تیمی طبرستانی مشهور به ابن خطیب رازی و امام المشککین از بزرگان متکلمین و خطبا و فیلسوف مشهور سده ششم هجری در 25 رمضان سال 543 یا 544 در شهر ری زاده شد. محمد بن عمر فخر رازی یکی از مشاهیر علمی و ادبی اسلام شمرده می شود که در عصر خود از بزرگترین علما و حکمای اسلام بوده و در علوم معقول و منقول یعنی فلسفه، کلام، ریاضیات و فقه و اصول، تفسیر قرآن و ادبیات؛ استاد، صاحب نظر و مرجع فضلای زمان محسوب می شده است. ایشان ابتدا نزد پدرشان که خطیب مشهوری بود درس خوانده و سپس نزد کمال سمعانی (سمنانی) مقدمات علوم و نزد مجدالدین جیلی علم کلام و حکمت آموخته و ضیاالدین عمر و محمود بن حسن حمصی دیگر علوم را فراگرفت. برای آموختن فلسفه بوعلی و فارابی به خراسان رفت و نتیجه کامل گرفت و به ماوراالنهر سفر کرد. ایشان در فروع دین شافعی مذهب و در اصول عقاید کلامی پیرو مذهب اشعری بود و با این وصف با علمای هم کیش خود همیشه در مجادله و مناظره بود. ایشان شعرهایی پراکنده به فارسی و عربی نیز سروده است که حاوی مفاهیم پندآمیز هستند. زندگی امام فخر علی رغم عسرت و تنگدستی دوران نوجوانی پس از ورود به خوارزم و ماورا النهر و سکونت چند ساله در دربار خوارزم شاهیان رونق یافت. از حوادث دردناک زندگی امام فخر در سالهای پایانی زندگی مرگ فرزند جوانش محمد در اواسط سال 601 ق در هرات بود. امام فخر دارای سه پسر و دو دختر بوده است. پسران او: محمد - ضیا الدین – شمس الدین. امام فخر در سال های پایانی زندگی در هرات سکونت گزید. در اوایل سال 606 ق بیماری سختی گریبانگیر او شد و سرانجام روز عید فطر همین سال در 62 سالگی در هرات درگذشت. متن وصیت نامه امام فخر در کتابهایی چون طبقات الشافعیه سبکی و طبقات الاطبا ذکر شده است. این وصیت نامه را وی حدود 8 ماه پیش از مرگش یعنی در 21 محرم 606 هـ. ق خطاب به شاگردش ابوبکر ابراهیم بن ابی بکر بن علی اصفهانی املا کرده است. وصیت نامه متضمن چکیده نظریات او پیرامون دین و فلسفه و قرآن با عباراتی فشرده است و در آخر مطالبی پیرامون نگهداری فرزندانش خطاب به وصی و شاگردش عنوان کرده است.



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/10/22
زمان : 08:27 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.