تبلیغات
امام حسن مجتبی علیه السلام - مطالب تیر 1393
خدا راضی باشه یا بنده هاش؟ کدامیک!
نظرات | ادامه مطلب

انتقاد

با توجه به فرمایشات حضرت على "علیه السلام"، مدیران نه تنها نباید از افراد منتقد آزرده شوند، بلكه باید در انتخاب چنین افرادى تاكید و اصرار داشته باشند. در این صورت مدیر فردى انتقاد پذیر خواهد بود كه این مهم لازمه ى اصلاح و بهبود امور مى باشد. اگر مدیر جوى را ایجاد كند كه كسى مایل به انتقاد و بیان مشكلات و ضعف هاى مدیریتى سازمان یا دستگاهى كه در آن شاغل است، نباشد كم كم زمینه هاى چاپلوسى و تملق فراهم خواهد شد.

 

اصل انتقاد پذیرى

حضرت على "علیه السلام" در بخشى از فرمان معروف خود به مالك اشتر مى فرمایند: ثم لیكن آثرهم عندك اقولهم بمر الحق لك [شهیدى سید جعفر، ترجمه ى نهج البلاغه، ص 328]

'... و آنكس را بر دیگران بگزین كه سخن تلخ حق را به تو بیشتر گوید.'

اگر یكى از كارمندان و یا معاونین مدیر از عملكرد یا رفتار مدیریتى او انتقاد كرد و این انتقاد وارد بود از این سخن تلخ حق نباید ناراحت شده و عكس العمل منفى داشته باشد، بلكه زمینه اى را فراهم سازد تا افراد جرات انتقاد داشته باشند. اگر انتقاد افراد صحیح باشد موجب تذكر و یادآورى براى مدیر است و از نظرات و نصایح همكارانش بهره بردارى مى كند كه در این صورت قابل تقدیر است و مدیر باید اظهار خوشحالى كند. اگر براى انتقادكننده امرى مشتبه شده و سوء تفاهمى پیش آمده باشد در صورت وجود داشتن زمینه ى انتقاد، مطرح مى شود و مدیر مطلع مى گردد كه در این حالت با توضیحات وى موضوع منتفى مى گردد.

با توجه به فرمایشات حضرت على "علیه السلام"، مدیران نه تنها نباید از افراد منتقد آزرده شوند، بلكه باید در انتخاب چنین افرادى تاكید و اصرار داشته باشند. در این صورت مدیر فردى انتقاد پذیر خواهد بود كه این مهم لازمه ى اصلاح و بهبود امور مى باشد. اگر مدیر جوى را ایجاد كند كه كسى مایل به انتقاد و بیان مشكلات و ضعف هاى مدیریتى سازمان یا دستگاهى كه در آن شاغل است، نباشد كم كم زمینه هاى چاپلوسى و تملق فراهم خواهد شد.

امیرمومنان مولاى متقیان حضرت على "علیه السلام" در بخشى دیگر از نامه خویش به مالك اشتر مى فرمایند:

ثم احتمل الخرق منهم و العى و نح عنهم الضیق و الانف. [سیماى كارگزاران در نهج البلاغه، ص 44]

'بنابراین، درشتى، بد زبانى و لكنت آنان را تحمل كن و تنگ خلقى و غرور را از خود دور ساز.'

فردى كه مدیریت سازمانى در جامعه اسلامى را با هدف رضایت حق تعالى و اداى تكلیف مى پذیرد، در هر امرى باید خدا را در نظر داشته باشد. یعنى قوه ى جاذبه و دافعه اش، نرمش و قاطعیتش، انتقاد و پیشنهادهایش، مشورت و تصمیماتش، همه و همه را به دور از هواهاى نفسانى انجام دهد. اگر سخنى مى گوید و اقدامى مى نماید به خاطر خشنودى دیگران اعم از روسا و مرئوسین نیست، بلكه ملاك براى او رضایت خداوند تبارك و تعالى است

معمولا اگر مدیر با صبر و حوصله و متانت و سعه صدر با افرادى كه احیانا انتقادهاى نابجا مى كنند و در هر امرى شروع به انتقاد مى نمایند، برخورد نماید به مرور زمان، عملا به آن ها آموخته است كه چگونه باید انتقاد كرد.

حضرت على "علیه السلام" در بخشى از خطبه یكصد و بیست و یك مى فرمایند:



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. , نهج البلاغه ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/04/31
زمان : 08:34 ق.ظ
به راستی عامل اصلی مشکلات جوامع چیست؟
نظرات | ادامه مطلب

نهج البلاغه

وقتى در نهج البلاغه در جستجوى مفهوم حكومت هستیم، از طرفى مى بینیم آن كه در راس حكومت است، والى و ولى امر و متصدى كارهاى مردم و وظیفه دار و مكلف به تكلیف مهمى است. انسانى است كه بیشترین بار و سنگین ترین مسئولیت بر دوش اوست. اما در سوى دیگر، مردم قرار دارند كه باید به همه ى ارزش ها و آرمان هایشان و با همه ى عناصر متشكله ى شخصیتشان، مورد رعایت قرار بگیرند. این مفهوم حكومت است و این مفهوم، نه سلطه گرى، نه زورمدارى و نه افزون طلبى است.

نهج البلاغه یکى از متون اساسى دینى، حکومتى و زمامدارى با رویکردى اسلامى به شمار مى رود. بازگشت نظرى و عملى به میراث اسلامى ـ سیاسى از لوازم بالندى تفکر و اندیشه جدید است، و عمده ترین زیر بناى این میراث بزرگ، سیره معصومین (علیهم السلام) بالاخص سیره حکومتى امام على (علیه السلام)، که بخش عمده آن در نهج البلاغه آمده، مى باشد.

اهداف حکومت در نهج البلاغه

حکومت در دیدگاه مکتب اسلام و فرهنگ حکومت علوى از مهم ترین وسایل نیل جامعه به کمال و تعالى است، چون حیات بشرى در این دنیا، از منظر فرهنگ اسلامى، ابزاری براى رسیدن به کمال مى باشد و آنچه براى انسان اصالت دارد، کمال جاویدان است، از این رو حکومت نیز مى تواند وسیله مناسبى براى نیل به این هدف باشد، به جهت این که حکومت، هم امکانات این رشد و تعالى را به گونه اى جامع در اختیار دارد و هم مى تواند زمینه استفاده از هر نوع امکانى را فراهم سازد.

از تعابیر حضرت (علیه السلام) این گونه استفاده مى شود که حکومت وقتى مى تواند مسیر رسیدن به کمال را راهنما باشد که خود در مسیر عدالت، تحقق امنیت، تامین رفاه و زمینه سازى تربیت انسانى، گام بردارد، در غیر این صورت، نه تنها وسیله اى براى نیل جامعه به سوى اهداف عالى نیست، بلکه به مانعى بزرگ براى رشد بشر تبدیل مى شود. سیرى در تاریخ حکومت هاى مختلف، موید این ادعاست.

از دیدگاه نهج البلاغه، عدالت، امنیت، رفاه و آسایش و تربیت، مهم ترین اهداف حکومت به شمار مى رود.

در دنیاى جدید، دمكراسى - یعنى خواست و قبول اكثریت مردم - ملاك و منشاء حكومت شمرده مى شود اما كیست كه نداند ده ها وسیله ى غیر شرافتمندانه به كار گرفته مى شود تا خواست مردم به سویى كه زورمداران و قدرت طلبان مى خواهند، هدایت شود. بنابراین مى توان در یك جمله گفت كه در فرهنگ رایج انسانى، از آغاز تا امروز و از امروز تا زمانى كه فرهنگ علوى و نهج البلاغه بتواند بر زندگى انسان ها حكومت كند، منشاء حاكمیت اقتدار و زور بوده و خواهد بود ولا غیر


:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. , نهج البلاغه ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/04/31
زمان : 08:33 ق.ظ
شش صورت زیبا که با انسان وارد قبر می گردند!
نظرات | ادامه مطلب

بهشت


ابوبصیر از امام باقر (علیه السلام) و به نقلی از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که فرموده اند: هنگامی که جنازه مومن را در قبر می گذارند، شش صورت زیبا با او وارد قبر می گردند، یکی از آن ها در جانب راست او می ایستد، دیگری در جانب چپ او، سومی روبرویِ صورت او، چهارمی در پشت سر او، پنجمی در کنار پای او می ایستد و یکی از آن ها (ششمی) که از همه زیباتر است، در بالای سرش می ایستد و آن که از همه زیباتر است از پنج صورت دیگر می پرسد: شما کیستید؟

1. آن که در جانب راست میت قرار دارد می گوید: من نماز هستم

نماز به صورت انسانی سفید چهره وارد قبر میت شده و با او انس می گیرد و وحشت های برزخ را از او برطرف می کند.(1)

پیامبر(صلی الله علیه و آله) می فرماید: نماز مونس (نمازگزار) در قبر، فرش نیکو در زیرش، و پاسخ نمازگزار برای نکیر و منکر می باشد.(2) به وسیله نماز بنده به درجه عالی و مقام والا می رسد، زیرا نماز تسبیح و تهلیل و تحمید و تکبیر و تمجید و تقدیس الهی است، نماز قول حق و دعوت به سوی حق می باشد(3) و نماز زاد و توشه مۆمن در دنیا برای آخرت می باشد. (4)

امام صادق (علیه السلام) می فرماید: همانا "ملک الموت " شیطان را در دم مرگ از کسی که حافظ نماز است، دور می کند و شهادت بر وحدانیت خدا و رسالت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را در هنگام هولناک مرگ به او تلقین می کند (توفیق شهادتین پیدا می کند.) (5)

پیامبر (صلی الله علیه و آله) می فرماید: هر کس عمدا نمازش را ترک کند، بر درب جهنم نامش از دوزخیان نوشته می شود. (6)

2. آن که در جانب چپ میت قرار دارد می گوید: من زکات هستم

آرى! زكات در برزخ در كنار نماز تجسّم یافته و مونس انسان مى‏شود. پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمودند: نماز کسی کامل نمی شود مگر با پرداخت زکات .(7)

توجه بدان از وظایف مهم شرعى و اسلامى ماست؛ زیرا زكات، سیر كردن فقراست و سیر كردن فقرا، رمز سیر بودن در قیامت و روز محشر است(8) با پرداخت آن درهاى بهشت را به روى خود گشوده و خود را از صفت مذموم بُخل مى‏رهانیم.(9)

3. آن که در روبروی اوست می گوید: من روزه هستم

امام صادق علیه السلام فرمودند: براى روزه دار دو سرور و خوشحالى است: هنگام افطار و هنگام لقاء پروردگار (وقت مردن و در قیامت) (10) زیرا براى بهشت درى است ‏به نام (ریان) كه از آن فقط روزه داران وارد مى‏شوند. (11)



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/04/30
زمان : 07:17 ق.ظ
چرا باید هنگام نماز خواندن خانمها حجاب داشته باشند؟
نظرات |

پاسخ
اولا: با توجه به اینکه احکام را کسی تشریع کرده که خالق عالم هستی و خالق بشر است و بر جمیع ابعاد وجودی بشر احاطه دارد و نیز علیم و حکیم است و افعال او بر اساس حکمت است ، احکام را بر اساس مصالح و مفاسد وضع کرده است و این مصالح و مفاسد تنها در امور جسمی و مادی و پزشکی خلاصه نمی شود بلکه در تشریع احکام الهی ، ابعاد مختلف وجودی بشرو ارتباطش با جهان پیرامون در نظر گرفته شده است (نه تنها بعد جسمی و پزشکی ) که ما علم به این مصالح و مفاسد نداریم مگر در موارد اندکی آن هم با بیان خود خداوند. لذا حتی وقتی فلسفه ی حکم را هم نمی دانیم یقین داریم حتما بر اساس مصالح و منافع و مفاسد و مضرات تشریع شده است. در متون دینى (یعنى قرآن كریم و روایات معصومین(ع) در مواردى كه لازم و ضرورى بوده، بعضى از اسرار و فلسفه احكام مستقیما مورد اشاره قرار گرفته است و در مواردی برخی سوال پرسیده اند و معصومین پاسخ داده اند اما در کل این موارد بسیار اندک است. پس یكایك احكام حكمت خاصى دارد . ثانیا: حجاب و پوشش بانوان در نماز، علل و فلسفه‏هاى متعددى دارد ؛ از جمله: الف) این خود نوعى تمرین مستمر و روزانه براى حفظ حجاب مى‏باشد و یكى از عواملى است كه در پاس‏داشت دائمى پوشش اسلامى زن و جلوگیرى از آسیب‏پذیرى آن، نقش مهمى ایفا مى‏كند. ب ) وجود پوششى یك‏پارچه براى تمام بدن و داشتن پوششى مخصوص براى نماز، توجه و حضور قلب انسان را بیشتر مى‏كند و از التفات ذهن به تجملات و چیزهاى رنگارنگ مى‏كاهد و ارزش نماز را صد چندان مى‏كند.) داشتن پوشش كامل در پیشگاه خداوند، نوعى ادب و احترام به ساحت قدس ربوبى است. از این‏رو براى مرد نیز در برداشتن عبا و پوشاندن سر در نماز، مستحب است و همین ادب حضور در پیشگاه الهی زمینه ساز حضور معنوی و بار یافتن به محضر حق می شود. افزون بر آن، حكم پوشش در نماز، با حفظ حجاب در برابر نامحرم تفاوت‏هایى دارد و با آن قابل مقایسه نیست؛ مثلاً پوشاندن روى پا در برابر نامحرم واجب است؛ ولى در نماز – بدون حضور نامحرم – واجب نیست. علاوه بر تمام این علل، مهمترین دلیل اینکه پوشش بر زن در نماز واجب است این است که ما عبد خدا هستیم و باید تمام دستورات خداوند را بی چون و چرا بپذیریم، وقتی بر ما روشن شد که خداوند می خواهد این طور نماز بخوانیم و ما را این طور می پسندد، دلیلی نمی ماند که از فرمان خداوند سرپیچی کنیم. تمام احکام اسلام از قرآن کریم و روایاتی که از معصومین رسیده است، برداشت می شود و قرآن و روایات به ما دستور می دهند که هنگام نماز پوشش داشته باشید و ما هم قرار است بنده ی خدا باشیم و آنطور که خدا می خواهد او را عبادت و اطاعت کنیم. موفق باشید


:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/04/30
زمان : 07:16 ق.ظ
امشب را نخوابیم! آخرین فرصت است!
نظرات | ادامه مطلب

قدر


شب قدر رسید ... وارد هیئت می‌شوم ... طبق روال سال‌های قبل ... همان حسینیه ... همان واعظ ... همان مداح ... خدا را سپاس که توفیق دوباره خواندنش را نصیبم می‌کند.

به کناری می‌روم ... می‌نشینم ... هر کس حال خود را دارد ... آن‌سوتر دختری را می‌بینم که دست در دست مادرش وارد می‌شود ... دیگری همراه خواهرش ... آن یکی طفلی در بغل دارد ... به گوشه‌ای خیره می‌شوم و منتظر می‌مانم تا سخنرانی شروع شود ... چند دقیقه‌ای مانده است ... برای لحظه‌ای به یاد کسانی افتادم که شاید دوست داشتند اکنون همراه من باشند و مناجات بخوانند اما نمی‌توانند. پدر بزرگ‌ها، مادر بزرگ‌ها، پدران، مادران، خواهران، برادران، خاله‌ها، دایی‌ها، عموها، عمه‌ها، دوستان و آشنایانی که سال‌های پیش را با هم به مجالس می‌آمدیم. خاطرات گذشته مثل پرده سینما از مقابل چشمانم عبور می‌کند. به یاد دوستی افتادم که سال پیش با هم شب قدر را در همین مکان سپری کردیم.

دوستی مهربان و بی‌ریا که امشب را به دلیل سانحه‌ای غیر منتظره بر روی تخت بیمارستان سپری می‌کند. به راستی نه من و نه خودش گمان نمی‌کردیم تقدیر امسالش قطع نخاع شدن و بستری گشتن در بیمارستان باشد ... اشک در چشمانم حلقه می‌زند. یاد پدر و مادرم بخیر.

آن سال‌ها مثل همین کودکان دست در دست آنان به هیئت می‌آمدم. وقتی خسته می‌شدم نوازش‌های مادر آرامش‌ بخش جانم بود. وقت سخنرانی چنان با دقت گوش می‌کرد که گویا واعظ تنها برای او سخن می‌گوید. نکات مهم را یادداشت می‌کرد و فردای آن روز با هم مرور می‌کردیم.

یادش بخیر هنگام خواندن جوشن کبیر چنان با سوز دل خدا را می‌خواند گو اینکه دیگر باری وجود ندارد. و اکنون دیگر نیست تا صدای الهی العفو گفتن‌هایش بند دلم را پاره کند ... روحت شاد مادرم ... روحت شاد پدرم ... نیت می‌کنم امشب را به نیت آنانی احیا بدارم که دوست داشتند اکنون در کنارم باشند. خدایا از ما قبول فرما.



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/04/29
زمان : 07:16 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.