تبلیغات
امام حسن مجتبی علیه السلام - مطالب مهر 1393
حواست به تمام شدن عمرت است؟!
نظرات | ادامه مطلب

عمر

همیشه پیش خود فکر می‌کنیم که غافلگیر زمان می‌شویم و زمان آن طور که باید و شاید به ما اجازه نمی‌دهد کارهایی که در ذهن و شاید حتی در رویاهای خود می‌پرورانیم به انجام برسانیم. بهترین فرصت‌ها و یا بدترین آنها همیشه زمانی رخ می‌دهد که انتظار و آمادگی‌اش را نداشته‌ایم. حتما شما هم با چنین موقعیت‌های دشواری روبه رو شده‌اید و توضیحات گفته شده را به راحتی درک می‌کنید‌. چرا چنین می‌شود؟ چرا برای ما این اتفاقات بیشتر رخ می‌دهد و نه دیگران؟ چرا زمانی که آمادگی این اتفاقات را داریم رخ نمی‌دهند؟ بلکه زمانی پیش می‌آیند که آمادگی آن را نداریم؟

پاسخ همه‌ی این سئوالات در بحثی به نام "مدیریت زمان" نهفته است. مدیریت زمان یعنی چی؟ و این بحث به چه معناست؟ یعنی اینکه از فرصت‌ها و لحظه‌هایی که داریم بهترین استفاده را داشته باشیم، حتی زمانی که منتظر چنین پیشامدی نباشیم. شاید این صحبت‌ها به نظرتان تکراری باشد اما مدیریت زمان می تواند با اهداف و انگیزه های متفاوتی انجام شود و چه نیکوست که این انگیزه ها جنبه الهی داشته باشد. برخی از مواردی که می تواند انگیزه مدیریت زمان به شمار آید عبارت اند از:

محدودیت عمر



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/07/30
زمان : 08:25 ق.ظ
انتظار و دامن زدن به ظلم در آخرالزمان
نظرات | ادامه مطلب

آخرالزمان

در مجموعه‌های حدیثی با موضوع مهدویت و آخرالزمان، بخش‌هایی تحت عنوان «علائم الظهور» به چشم می‌خورد که اوضاع نابسامانی را پیش از ظهور حضرت مهدی(علیه السلام) پیش‏بینی کرده اند. بر اساس این اخبار، ظلم و ستم همه دنیا را فرا می‌گیرد و حق از میان می‌رود. نگاه سطحی به این دسته روایات این مضمون را در ذهن شکل می‌دهد که زمینه‌سازی برای ظهور مستلزم دست روی دست گذاشتن برای گسترش فساد و حتی دامن زدن به اوضاع نابسامان اجتماعی در این راستا است، در این دیدگاه مردم نقش سازنده‌ای برای تعجیل در امر ظهور ندارند. در ذیل به بررسی این دسته روایات می پردازیم.

 

نابسامانی های جامعه جهانی در آخرالزمان

فراگیر شدن ظلم و ستم، کم شدن طرفداران حق، وارونه شدن ارزش‌ها و تفاسیر خود ساخته از اصول کتاب و سنت و ده‌ها نابسامانی دیگر، شرایط منطقی جامعه‌ای است که در آستانه انقلابی همه جانبه و بزرگ است. طبق روایات ظهور مقارن ناامیدی مردم و در شرایطی صورت می‌گیرد که انسان مومن پناهگاهی نمی‌یابد که از شر و ستم بدان پناه برد. مردم باید از اصول خودساخته بشری ناامید شوند و به درک شایسته‌ای از نجات‌بخشی دین و معنویت برسند. مردم بایستی الزام و ضرورت آمدن یک منجی آسمانی را که قادر باشد، ابعاد مختلف دین الهی را بی‌کم و کاست در جامعه انسانی پیاده کند، دریابند و این همه نتیجه منطقی نابسامانی‌هاست.

به علاوه این گونه کژی‌ها و ناهمواری‌ها نیز، نتیجه سرگردانی جامعه جهانی است که قرن‌هاست، حضور آسمانی مقتدای خویش را درنیافته است و از هدایت الهی او بی‌بهره بوده است.

یکی از روایاتی که به طور مفصل از اوضاع نابسامان جامعه انسانی در آخرالزمان و پیش از ظهور سخن می‌گوید، روایتی نقل شده از امام صادق(علیه السلام) که ضمن آن شخصی درباره زمان از بین رفتن سلطنت جباران و فرارسیدن امر فرج می‌پرسد. در این جا به بخش ابتدایی پاسخ آن حضرت بسنده می‌کنیم: «هرگاه دیدى كه حق و اهل حق از میان رفتند و دیدى ناحق همه جا را گرفت و دیدى قرآن كهنه شمرده شد و آن چه در آن نیست، وارد آن شد و مطابق هوس و دل‌خواه مردم شد و دیدى كه دین وارونه شده چنانچه ظرف آب وارونه شود و دیدى اهل باطل بر حق چیره شدند و دیدى شر و بدى آشکار است و منع نمی‌شود و بدكاران را معذور مى‏دارند و دیدى كه فسق آشكار شده‏[1] [منتظر فرج باشید.] ...».

انحطاط جوامع، شرایطی را فراهم می‌کنند که در برهه‌ای از تاریخ مقارن ظهور، جامعه انسانی به درک و دریافت شایسته‌ای از جایگاه منجی آسمانی برسد و به سوی ایشان گرایش پیدا کند، نه این که اوضاع ترسیم شده در این روایات ذاتاً شرایط ظهور را فراهم کند

تحلیلی از روایات تأمل برانگیز ظهور

الف) این روایات لزوما متصل به ظهور نیستند:



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/07/29
زمان : 08:25 ق.ظ
آخرین نقطه پایانی هر کس!
نظرات | ادامه مطلب

تفاوت حکومت علی(علیه السلام) و حکومت های دیگر این است که حکومت برای حضرت، هدف نیست، بلکه وسیله ای برای رسیدن به آرمان های معنوی است. امام برای حکومت شأن واقعی قائل نیست، اما بنا به حق شرعی خویش و اشتیاق و نیاز فوق العاده مردم به حکومت ایشان، این امر را به عنوان وظیفه الهی می پذیرد و با پایداری از آن دفاع می کند:

اگر وضع موجود و حجت اینکه یارانی هستند، وجود نداشت ... مهار خلافت را بر پشت آن افکنده و رهایش می ساختم، و پایانش را چون آغازش می انگاشتم».

شایان ذکر است در نهج البلاغه از حاکم جامعه اسلامی، به عنوان مَلک یا سلطان ـ که به معنای تملک یا سلطه گری است ـ یاد نشده است، بلکه با کلماتی مانند «امام» (پیشوا و رهبر) و «والی» روبه رو هستیم. رهبر و امام کسی است که جمعیت و امتی را به دنبال خود می کشاند و خود پیش قراول و طلایه دار حرکت است. والی و ولایت، به معنای پیوستگی است. والی امت و رعیت، کسی است که امور مردم را به عهده دارد و با آنها پیوسته است.

وقتی در نهج البلاغه در مفهوم حکومت تأمل می شود، می بینیم آن که در رأس حکومت است، ولی امر و متصدی کارهای مردم است و مکلف به تکلیف الهی مهمی می باشد. او انسانی است که بیشترین بار و سنگین ترین مسئولیت بر دوش اوست. در سوی دیگر، مردم قرار دارند که باید با همه ارزش های مادی و معنوی و آرمان هایشان مورد احترام قرار گیرند و دین و دنیای آنها با هم و در تعامل، ملاحظه شود. در حکومت علوی، مفهوم سلطه گری و زورمداری و افزون طلبی وجود ندارد و مقصد اصلی امام(علیه السلام) آخرت است که از گذرگاه دنیا می گذرد و وظیفه اصلی حکومت تمهید بستر زمینی این حرکت برای آدمیان است. آخرت خواهی و توشه برگیری دنیوی برای سرای باقی از دید امام چنین بیان شده است:

دنیا آخرین نقطه پایانی دید کوردل است، کوردل چیزی از ماورای دنیا نمی بیند، ولی دید انسان بینا، دنیا را می نوردد و می داند منزلگه نهایی در پس آن است. انسان بینا از دنیا به حرکت می افتد و مقصد را پیش می گیرد، و انسان کوردل به سوی دنیا [به عنوان مقصد نهایی] حرکت می نماید! انسان بینا از دنیا توشه می گیرد و شخص کوردل توشه را برای به دست آوردن دنیا تحصیل می نماید».



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/07/29
زمان : 08:21 ق.ظ
چیکار کنیم خدا دوستمون داشته باشه؟
نظرات | ادامه مطلب

ایمان

معنای محبت خداوند به بنده این است که خداوند حجاب ها را از قلبش پاک می کند، تا وی با چشم دل او را ببیند و او را برای رسیدن به مقام والای قرب الاهی توان می بخشد، همین اراده خدا نسبت به بنده محبت اوست. عرفا معتقدند محبت خدا نسبت به بندگان دو گونه است. 1. محبت ابتدایی یا امتنانی، که همان عنایت و توفیق اوّلیه ای است که از جانب خداوند به برخی از بندگان تعلق می گیرد که سبب توان مندی های بنده بر طاعت است. 2. محبت ثانوی یا استحقاقی که ثمره طاعت و اتصاف به صفاتی است که خداوند می پسندد.

راه های کسب محبت خداوند

1. پاک نمودن قلب از دنیا و وابستگی های آن: خداوند درون هیچ کس دو قلب قرار نداده است. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) می فرمایند: "محبت و دوستی دنیا و دوستی خداوند در یک قلب جمع نمی شوند".

راه عملی محبت الهی نیز آن است كه در مقام اختیار و عمل، خواسته حق را بر خواسته خویش برتری دهی و تنها به دنبال آن باشی كه اراده حق را بر زندگی خویش حاكم كنی و اراده خویش را فانی در اراده او نمایی. ببینی خدای متعال از تو چه خواسته از واجب و مستحب؛ تمام همت خویش را مصروف تحقق آن نمایی و هیچ گاه در مقابل آن از خویش خواسته ای نداشته باشی كه از مطامع دنیوی و مغایر آن باشد.

حضرت على(علیه السلام) نیز مى‏فرمایند: «اگر خدا را دوست مى‏دارید محبّت دنیا را از قلب‏هایتان خارج كنید» (میزان‏الحكمه، ج2، ص 228، ر 3167).

عبدالرزاق كاشانى (شارح كتاب منازل السائرین) مى‏نویسد: «عشق و محبّت به محبوب اقتضا مى‏كند وصال را، و وصال میسّر نمى‏شود مگر به بذل روح، و انس به جمال هم اقتضا مى‏كند كه قلب از التفات به غیر او ممنوع شود و تنها او را ببیند. یكی دان و یكی بین و یكی گوی شود. پس افراد محبّ وقتى در محبّت صادق‏اند كه قلبشان تعلق به محبوب داشته باشد»، (شرح منازل السائرین، ص 168).

2. صبر در برابر مشکلات، ناملایمات، مصیبت ها: یکی دیگر از راه های رسیدن به قرب الاهی است که در قرآن و روایات بر آن تاکید فراوان شده است. از این جهت عرفا دارندگان این صفت؛ یعنی صابران را محبوبان خداوند دانسته اند.

همان گونه كه خورشید با شب جمع نمى‏شود، حب خداوند نیز با حب دنیا جمع نمى‏شود

3. پیروی و متابعت از پیامبر(صلی الله علیه و آله): به دلیل آیه شریفه ی "بگو اگر خدا را دوست می دارید، از من [پیامبر] پیروی کنید، تا خدا نیز شما را دوست بدارد" (آل عمران31).



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/07/28
زمان : 08:17 ق.ظ
بی گناه ترین متّهم در قتل یک خلیفه
نظرات | ادامه مطلب

امام علی

تاریخ پُر است از وقایعی که اگر کسی بدون مطالعه حوادث پیشین، آنها را ورق بزند دچار شگفتی و ناباوری می شود. ماجرای کشته شدن خلیفه سوم، عثمان، و نیز کفن و دفن او از جمله حوادثی است که شخص ناآشنا را به تعجب وا می دارد. در اینجا اندکی به این واقعه می پردازیم و در ضمن آن با محل دفن عثمان و جریانات مربوط به مرگ او نگاهی می کنیم و نشان می دهیم کسی که متهم اصلی قتل عثمان معرفی شد – یعنی امام علی علیه السلام – از همه بی گناه تر بوده است.

مرگ غیرطبیعیِ خلیفه

در حقیقت عثمان به مرگ طبیعی نمرده است. قیام و انقلاب مردمی سبب قتلش شد. اموال فراوانی که از بیت المال به بستگان خود می بخشید و افراد ظالمی را که بر مردم، استاندار می نمود و شکنجه هایی که علیه مخالفان خود روا می داشت و بی عدالتی ها و نظام طبقاتی که ایجاد کرده بود، مردم را به ستوه آورد. مردمی که برای اعتراض آمده بودند دو بار او را محاصره کردند و هر بار که با وعده های او، راضی می شدند، قاصدی مخفی از حکومت را در راه می یافتند که به استاندارشان حرفی خلاف وعده اش نوشته بود. مردم خشمگین سرانجام متوجه می شدند که کارها زیر سر مروان است که یکی دیگر از بستگان متنفذ دربار است و عثمان هم با حمایت های دائمی خود از مروان و جریانات پُر کش و قوسی که در این زمان به وقوع پیوست سرانجام کشته شد. این قتل در نظر مردم کار ناپسندی نبود و به حدی از او خشمگین بودند که حتی تشییع جنازه و تدفین شایسته ای هم از او نشد.

نارضایتی مردم و سرسختی عثمان اوضاع را روز به روز وخیم تر می کرد و انقلابیون عثمان‏ را در محاصره قرار داده بودند و بر او فشار آورده بودند كه یا تغییر روش بدهد یا استعفا كند. در این میان امام امیرالمومنین علی علیه السلام یگانه كسى كه مورد اعتماد طرفین و سفیر فی ما بین بود و نظریات هر یك از آنها را علاوه بر نظریات خود به طرف دیگر مى‏گفت.(1) [علیرغم اینکه امام علی علیه السلام، عثمان را غاصب خلافت و مقام وصایت خویش می دانست، با این حال] از نصیحت و خیرخواهى دریغ نمى‏كرد؛ در وقتى كه عثمان محصور بود، هم راه صلاح را به او نشان داد و هم به او آب‏ و آذوقه رساند.(2)



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/07/28
زمان : 08:16 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.