تبلیغات
امام حسن مجتبی علیه السلام - مطالب آبان 1393
بدون رابطه با جنس مخالف افسرده ام!
نظرات | ادامه مطلب

ارتباط

وقتی فرزندان آدم و حوا در دنیای امروز به سن بلوغ نزدیك می شوند، آرام آرام احساس می كنند علاقه دارند با یكدیگر رابطه داشته باشند. این كشش بین دخترها و پسرها گاهی آن قدر جذاب و قوی می شود كه بزرگترها را به اضطراب وا می دارد. بر اساس هنجارهای جامعه و دین این رابطه ها باید كنترل شود. برای این منظور باید علت و ریشه این كشش را شناخت. به نظر شما علت گرایش این آدم ها و حواهای جوان و نوجوان به رابطه با جنس مخالف چیست؟

باید گفت ذهن آدمی پیوسته آمیزه ای از واقعیت و عدم واقعیت است. آمیزه ای از شناخت واقعی از محیط و شناخت غیر واقعی از آن است. هر چند سنین میانسالی و پس از آن این امکان را می دهد که به این واقعیت ذهنی خویش واقف شود و بپذیرد که آنچه را او می داند و می شناسد تمامی واقعیت نیست بلکه ممکن است چیز یا چیزهایی نیز وجود داشته باشد که او نداند و یا اینکه در محاسبه وارد نکرده باشد. به این لحاظ که انسان در میان سالی اساسا با احتیاط سخن می گوید و با احتیاط عمل می کند.

به سخن دیگر نوجوان به آسانی نمی تواند از ذهن خویش خارج شود و ذهن دیگران را نیز در نظر بگیرد. به همین لحاظ است که در مورد اندیشه و باور خود مطلق عمل کند و باور خود را تقریبا به طور مطلق، درست می پندارد و باعث می شود که کمتر به عواقب عمل خویش و وقایعی که ممکن است در آینده به وقوع بپیوندند، بیندیشد. باور امروز او به طور مطلق راهنمای عمل اوست. این احتمال را کمتر به ذهن خود راه می دهد که ممکن است، اشتباه کنم و یا اینکه در آینده از عمل خویش آسیب ببینم. از طرفی دیگر می بینیم که خانواده ها نیز برای یاری کردن فکر فرزندان باید با وظایفشان پیرامون فرزندپروری آشنا شوند چنان که امام علی علیه السلام می فرمایند:

«حقّ الولد علی الوالدان یحسّن اسمه و یحسّن ادبه و یعلّمه القرآن؛ حق فرزند بر پدر این است که اسم نیکو برای او انتخاب کند، و نیکو تربیتیش نماید، و قرآن را به او بیاموزد.» و حضرت امام سجّاد نیز در مقام تربیت فرزند و مسئولیّت سنگین الهی آن از پیشگاه خدا استعانت می جوید و عرضه می دارد: «و اعنی علی تربیتهم و تأدیبهم و برّهم، بارالها! مرا در تربیت و تأدیب و نیکی فرزندانم یاری نما.»

والدینی که سعی می کنند سلطه خشونت بار خود را به هر قیمتی که شده، حفظ کنند در نتیجه فرزندان در خانه، دوستی برای خود نمی یابند و کینه و خشونتی مستمر را در دل می پرورانند جذب روابط عاطفی با افرادی بیرون خانواده می شوند یا رابطه با جنس مخالف را ترجیح می دهند

امام علی(علیه السلام) آنقدر به تربیت فرزندان اهمیت می داد که حتی، به قول خود امام، در این امر شتاب می کند، فرمود:

انما قلب الحدث کالارض الخالیه ماالقی فیها من شیء قبلته. فبادر تک بالادب قبل ان یقسو قلبک، و یشتغل لبک؛

قلب نوجوانان مانند زمین کاشته نشده، آماده پذیرش هر بذری است که در آن پاشیده شود. پس در تربیت تو، شتاب کردم، پیش از آنکه دل تو سخت شود و عقل تو به چیز دیگری مشغول گردد.



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/08/29
زمان : 08:19 ق.ظ
راحت ترین راه تبرئه شدن از گناهان!
نظرات | ادامه مطلب


هر اتفاقی که در این دنیا به وقوع می پیوندد به دست خداست. اوست که موجودات را آفریده و امورشان را تدبیر و اداره می کند. گاه سرنوشتی که رقم می زند به زیان انسان تمام می شود و گاه به نفع اوست. از این رو اگر خوب و بدی اتفاق افتد همگی تقصیر خداست!!!.

مقصر
گله و شکایت از خدا

در شرایط سخت و بغرنج، وقتی دست آدم به جایی نمی رسد بهترین و آسان ترین و دلچسب ترین راه برای گله و شکایت، شکایت از خدا به خود اوست. چرا امتحان قبول نشدم؟ خدایا تقصیر توست اگر کمی به من هوش و حافظه می دادی اینطور نمی شد. چرا دزدی کردم؟ خدایا اگر کار خوب قسمتم می کردی منم دزد نمیشدم. چرا گناه کردم؟ خداوندا اگر شرایط گناه برایم ایجاد نمی کردی من نیز گناه نمی کردم. پس مقصر این همه اشتباه کسی نیست جز خدا.

 

ما خوبیم و خیرخواه خود، اما او ...

چه کسی بشتر از خدا خیر انسان را می خواهد؟ تا به حال به این موضوع فکر کرده اید؟ آن کسی که خیر مطلق است به راستی که جز خیر و خوبی برای بنده اش نمی خواهد و این حقیقتی است که باید بدان رسید و آن را درک کرد. خداى سبحان می فرماید: تردیدى براى من نیست مانند تردیدى كه در گرفتن روح بنده مومنم دارم كه او مرگ را ناخوش می دارد و من خوش ندارم بدى او را. (إرشاد القلوب/ ترجمه رضایى/ ج‏1 342) 

پس اگر ما در عقایدمان خدا را خوب و پاک و مبرا از هر گونه خطا و اشتباه بدانیم دیگر زدن چنین تهمت هایی را نیز به خدا روا ندانسته و به دنبال علل دیگری می گردیم. چنان که خداوند در قرآن کریم فرمود: «مَّا أَصَابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَ مَا أَصَابَكَ مِن سَیِّئَةٍ فَمِن نَّفْسِكَ وَ أَرْسَلْنَاكَ لِلنَّاسِ رَسُولًا وَ كَفَى‏ بِاللَّهِ شهَیدًا» (79/نساء) پس حسنات كه عبارت شد از امورى كه انسان به حسب طبع خود آن را حسن و محبوب مى‏داند، از قبیل: عافیت و نعمت و امنیت و آسایش همه از ناحیه خداى سبحان است، و سیئات كه عبارت شد از امورى كه انسان از آن تنفر دارد از قبیل: مرض و ذلت و فقر و مسكنت و فتنه و ناامنى، همه و همه منشاش خود انسان‏ها هستند نه خداى سبحان.

در قیامت هنگام بررسی اعمال، یکی از ریسمان هایی که گناهکاران برای رهایی خود بدان چنگ می زنند، مقصر جلوه دادن خود خدا و یا بی گناه جلوه دادن خود و انداختن تقصیر به عوامل دیگر است

از ماست که بر ماست



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/08/29
زمان : 08:18 ق.ظ
من از تنبلی نماز نمی خوانم!
نظرات | ادامه مطلب

نماز

من نمی دانم از روی تنبلی است یا از نفهمی كه گاها نماز نمی خوانم. من هنوز به عشق نماز خواندن نرسیده ام و رنج می برم. نمی دانم باید چه كنم؟ من از نماز خواندن هیچ حالی نمی برم حتی از روزه گرفتن، احساس می کنم خیلی بدبختم و همین دلیل باعث میشه فكر كنم باختم!

این دغدغه امروزه در بین بسیاری از انسان ها مخصوصا جوانان مطرح است. که در پاسخ باید گفت: مهم ترین موضوع در زمینه تقویت گرایش به نماز و تقویت اراده در اقامه نماز، این است كه انسان بداند چرا باید نماز بخواند و چه نیرویی از نماز می گیرد. قرآن كریم به طور نمونه می فرماید: اقم الصلاه ان الصلاه تنها عن الفحشاء والمنكر. یعنی نماز را بپا دارید، زیرا نماز در شما نیرویی پدید می آورد كه بتوانید در مقابل فحشا و منكر پایداری كنید. اگر انسان نماز نخواند این قدرت حفظ و حراست از خودش را از كجا می خواهد بدست آورد؟!

نماز به انسان انرژی می دهد. توان می دهد كه در مقابل سختی های زندگی مقاوم باشد. در نماز می گوییم ایاك نعبد و ایاك نستعین. یعنی تو را می پرستم و از تو كمك می گیرم تا قوی باشم و بتوانم در مقابل سختی های راه زندگی و كمال پایداری كنم و به مقصد برسم. اگر انسان نماز نخواند و با منبع قدرت تماس نگیرد و از او نیرو نگیرد، به چه نیرویی می خواهد تكیه كند. از كدام منبع می تواند به جای خدا توان و قدرت بگیرد. چه كسی هست كه از خودش توان داشته باشد و بتواند به جای خداوند كه قادر مطلق و متعالی و توانا است به انسان كمك و یاری رساند.

اگر انسان رابطه اش با منبع قدرت و خدای متعال قطع شود، یك موجود كاملا ضعیف و ناامید خواهد شد و توان زندگی را از دست خواهد داد و انسان به درد بخوری نخواهد بود، نه برای خودش و نه برای جامعه ای كه در آن زندگی می كند.

 

اهمیت نماز در کردار مولا علی علیه السلام

به طورى كه می دانیم امام على علیه السلام نخستین پیشواى معصوم و امام بر حق ما و نماینده خدا و جانشین بلا فصل حضرت ختمى مرتبت(صلی الله علیه و آله) اولین نمازگزار اسلام است، آن هم شش سال قبل از بلوغ. از این رو مى‏باید چنین انسان بى‏نظیرى، رابطه خاصى با نماز بزرگ ترین فریضه الهى، داشته باشد. امام على علیه السلام كه در قبله مسلمین متولد شده، و در نه سالگى و به عنوان اولین پیرو اسلام و براى نخستین بار در پشت سر پیغمبر خاتم نماز گزارده، به طور قطع بیش از هر مسلمان دیگرى، قدر نماز، نخستین فریضه الهى، را مى‏داند و به آن اهمیت مى‏دهد.

از همه جالب‏تر اینست كه در شب بیست و یكم ماه مبارك رمضان، لحظه‏اى پیش از آنكه جان به جان آفرین تسلیم كند، ضمن وصیت تاریخى خود به فرزندان گرامیش، امام حسن و امام حسین علیهما السلام از جمله مى‏فرماید: خدا را، خدا را كه برپا داشتن نماز را از یاد نبرید، زیرا نماز ستون دین است

به طورى كه نوشته‏اند، حال امام به هنگام نماز چنان بود كه در یكى از جنگ ها تیرى به پاى آن حضرت اصابت كرد و هر چه كردند نتوانستند آن را در آورند. چون خبر به پیغمبر دادند فرمود بگذارید على مشغول نماز شود سپس تیر را از پاى او در آورید زیرا على- علیه السلام- در آن هنگام، چنان محو تماشاى جمال حق است كه كاملا از خود بى خود مى‏شود. چنین كردند و تیر را از پاى امام در آوردند و او متوجه نشد، و زمانى به خود آمد كه از نماز فراغت یافته بود، و آن گاه در خود احساس درد كرد.

امام على علیه السلام، سراینده نهج البلاغه و قهرمان قهرمانان جهان، شاگرد لایق و تربیت شده پیغمبر اسلام است كه فرمود: «نور چشم من نماز است.» او كه در تمام دوران حیات پیغمبر اسلام همچون سایه دنبال رسول خدا بود، چگونه مى‏تواند به نماز تا آن حد كه معمول مى‏داشت، اهمیت ندهد! مگر او به تمام معنى مقلد پیغمبر خاتم نبود مگر نه اینست كه در نهج البلاغه و در كردارش همه جا پیغمبر را اسوه و مقتداى خویش قرار مى‏دهد، و حاضر نیست سر موئى از گفتار و كردار پیغمبر تخطى كند آرى مولود كعبه و خانه‏زاد خدا و اولین نمازگزار اسلام و قهرمانى كه در میدان جنگ و حساس ترین لحظات زندگى، نماز را بر هر كار دیگرى ترجیح مى‏دهد و حاضر نیست لحظه اول وقت آن را كه ثوابى چون دریا دارد به تأخیر بیندازد، سرانجام نیز در خانه خدا، مسجد كوفه و در محراب عبادت و به هنگام نماز با شمشیر زهرآلود، ضربت خورد و فرق مقدسش شكافت و با آن ضربت شربت شهادت نوشید.



:: مرتبط با: نهج البلاغه ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/08/28
زمان : 08:29 ق.ظ
آرزوهایم برآورده می شوند اما غمگینم!
نظرات | ادامه مطلب

مقابله با استرس

آیا تا به حال دقت کردید که چرا ما انسان ها وقتی در زندگی به آرزویی از آمال خود می رسیم، هم چنان آرامش نداریم و خواسته ای دیگر را برای خود تعریف می کنیم و یکسره درون خود می گوییم اگر این مسئله حل شود دیگر خواسته ای ندارم و به آرامش می رسم اما این اتفاق نمی افتد و گویا لحظات بر انسان تلخ و پوچ می گذرند؟!

علت این است که میل انسان به کمال مطلق است. ما می‏توانیم به راحتی این گرایش را در خود تجربه کنیم که همواره در همه زندگی، متوجه و مایل به کمال هستیم که همه فعالیت‏های انسان در این راستا قرار دارد، اما غالبا در اثر انس با اشیاء مادی و محدود، کمال را در اشیاء محدود تصور می‏کنیم و آن را هدف و غایت ‏خود می‏پنداریم و پس از رسیدن به آن متوجه می‏شویم که کمال خواهی ما اشباع نشده و به آرامش نرسیده‏ایم: از این رو کمال را در مرتبه بالاتری می‏بینیم و آن را هدف غایی قرار می‏دهیم و پس از رسیدن به آن باز هم متوجه می‏شویم که کمال خواهی ما ارضاء نشده است و خواهان کمال بالاتری هستیم و این سلسله ادامه دارد.

شخصی به حضرت امام جعفر صادق(علیه السلام) عرض کرد: «بحث‏ها و مجادله‏ها درباره وجود خداوند مرا متحیّر کرده است. مرا به خداوند راهنمایی کنید، حضرت فرمود: آیا هرگز سوار کشتی شده‏ای؟ پاسخ داد: بله، فرمود: آیا پیش آمده که کشتی تو بشکند و هیچ راه نجاتی برای تو نباشد؟ پاسخ داد: بله، فرمود: آیا در آن هنگام قلب تو به چیزی که قادر بر نجات تو باشد تعلق نگرفت؟ پاسخ داد: آری، قلبم به موجودی که قادر بر نجات می باشد، تعلق گرفت. فرمود: همان موجود خداوندی است که وقتی هیچ نجات دهنده‏ای نباشد هم قادر بر نجات تو است» (این حدیث، صحنه قطع همه تعلقات دنیائی را تصویر می‏کند که هر کسی حتی منکر خدا هم در آن لحظه، متوجه فطرت الهی‏اش می‏شود).

انسان در دیدگاه امام علی موجودی بی هدف و سرگردان و حیران نیست بلکه شیفته و شیدای رسیدن به خدا است. بدین لحاظ هر گونه ترتیب و تنظیم حقوقی برای بشر باید با این روح خداجویی وی سازگاری کامل داشته باشد



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. , نهج البلاغه ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/08/28
زمان : 08:25 ق.ظ
شمشیر دو لبه‌ ی دیدار یار غایب
نظرات | ادامه مطلب

امام زمان

یکی از موضوعات مورد بحث در دوران غیبت کبری، موضوع امکان ملاقات با امام زمان علیه‌ السلام و توجه به پیامدهای مثبت و منفی این امر، به عنوان یک واقعیت مستند در طول غیبت کبری است.

 

امکان دیدار با حضرت در عصر غیبت کبری

دلایل و مستندات بسیاری وجود دارد که نشان می‌دهد دیدار با امام‌ زمان علیه‌السلام ممکن است از جمله این که امام زمان نیز مانند سایر ائمه علیهم‌السلام در این دنیا متولد شدند و زندگی می‌کنند و جسمی مادی و قابل روئیت دارند و اهمیت وجود ایشان بر روی زمین تا جایی است که زمین بدون وجود امام باقی نمی‌ماند.

عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه‌السلام قَالَ: وَ اللَّهِ مَا تَرَكَ اللَّهُ أَرْضاً مُنْذُ قَبَضَ آدَمَ ع إِلَّا وَ فِیهَا إِمَامٌ یُهْتَدَى بِهِ إِلَى اللَّهِ وَ هُوَ حُجَّتُهُ عَلَى عِبَادِهِ وَ لَا تَبْقَى الْأَرْضُ بِغَیْرِ إِمَامٍ حُجَّةٍ لِلَّهِ عَلَى عِبَاده.(1)

امام باقر علیه‌السلام فرمود: به خدا سوگند از زمانى كه خدا آدم را قبض روح نمود زمینى را بدون امامى كه به وسیله او به سوى خدا رهبرى شوند وانگذارد و او حجت خداست بر بندگانش و زمین بدون امامى كه حجت خدا باشد بر بندگانش باقی نمی‌ماند.

بنابراین وقتی امام زمان علیه‌السلام مانند دیگر مردم یکی از ساکنین زمین است دیدار با ایشان هم ناممکن نخواهد بود.

همه علمای شیعه، اصل وقوع ملاقات در دوران غیبت را پذیرفته‌اند. گرچه در پذیرفتن بعضی از جریان‌های حکایت شده اشکالاتی وارد کرده اند.

بنابراین تشرفات مستندی که از دیدار با امام زمان علیه‌السلام در دوران غیبتشان وجود دارد، می‌تواند نشان‌دهنده‌ی امکان ملاقات با آن حضرت است.

 

منظور از دیدار

گرچه بنا بر روایات دیدن امام زمان ممکن است. چنان‌که مردم بسیاری ایشان را در موسم حج می‌بینند اما از آنجا که مردم ایشان را به عنوان امام زمان خود نمی‌شناسند نمی‌توانیم بگوییم با حضرت دیدار و ملاقات داشته‌اند.

عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُثْمَانَ الْعَمْرِیِّ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ‏ وَ اللَّهِ إِنَّ صَاحِبَ هَذَا الْأَمْرِ لَیَحْضُرُ الْمَوْسِمَ كُلَّ سَنَةٍ فَیَرَى النَّاسَ وَ یَعْرِفُهُمْ وَ یَرَوْنَهُ وَ لَا یَعْرِفُونَه. (2)

محمد بن عثمان عمرى گوید از او شنیدم می فرمود: به خدا، صاحب الامر هر سال در موسم حج حاضر شود و مردم را ببیند و بشناسد و مردم او را ببینند و نشناسند.

ملاقات و دیدار با امام ‌زمان عجل ‌الله ‌تعالی ‌فرجه مانند شمشیر دولبه‌ است و همان قدر که می‌تواند، منشأ امید در جامعه و مایه استحکام ایمان در منتظران باشد، می‌تواند منشأ انحرافات و آسیب‌هایی جدی در پدید آمدن مدعیان دروغین و رواج خرافات در جامعه گردد

منظور از دیدار با حضرت مهدی علیه‌السلام، دیدن حضرت همراه با شناخت ایشان است. ملاقات‌هایی که عده‌ی محدودی در حالت بیداری موفق به آن شده‌اند. از بین این دیدارها نیز در اکثر اوقات افراد بعد از ملاقات با امام علیه‌السلام با توجه به قرائن و شواهدی ایشان را می‌شناسند و پی می‌برند که در محضر امام زمان علیه‌السلام بوده‌اند. البته تعداد اندکی از ملاقات‌کنندگان در هنگام ملاقات با حضرت هم ایشان را شناخته و متوجه بودند که با امام خود روبرو هستند.

 



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/08/27
زمان : 08:26 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.