تبلیغات
امام حسن مجتبی علیه السلام - مطالب فروردین 1394
راهکارهای پیشرفت مسلمانان از نظر امام باقر(علیه السلام)
نظرات | ادامه مطلب

امام باقر

پنجمین پیشوای شیعیان را باقر العلوم لقب داده اند. امامی که از فرصت های پیش روی زمانه به خوبی استفاده کردند و شیعیان رنج کشیده و عقب مانده را به قلۀ افتخار و بلندی رساندند. در بررسی تاریخ تشیع، هنگامۀ خواندن دوران امام باقر (علیه السلام)، شوقی وصف ناشدنی وجود شیعیان را فرامی گیرد.


در دوران این امام بزرگوار، شیعیان از دوران رکود و فترت خارج شده و وارد عصر شکوفایی می شوند. پیشرفتی که در دوران امام صادق (علیه السلام) به اوج می رسد. امام محمد باقر (علیه السلام)، پنجمین پیشوای شیعیان، در دوران زندگی خویش با بهره گیری مناسب از شرایط به وجود آمده، که توجه بدان نیازمند مجالی دیگر است، شیعیان را به لحاظ قدرت علمی و اجتماعی بالا برده و شرایطی مساعد را برایشان ایجاد می نمایند.
رهنمودهای آن امام همام به شیعیان در برگ برگ صفحات تاریخ شیعه جلوه گری می نماید و می تواند الگویی مناسب را برای زندگی امروز ما رقم زند. بررسی سخنان این امام بزرگوار به خوبی نشان می دهد که اگر مسلمانان بر الگوی راستینی که پیشوایان نشان داده اند زندگی و رفتار نمایند از رکود فعلی خارج شده و به رشد و تعالی گذشته دست خواهند یافت. با توجه به نزدیکی میلاد این امام عزیز، بر آن شدیم تا در این مجال به بررسی سخنان امام باقر (علیه السلام) به جابر بن یزید جعفی پرداخته و نکاتی برجسته از این کلام نورانی را یادآور شویم. باشد مسلمانان این کلمات را الگوی عمل خویش قرار داده و به جایگاه حقیقی خود در جهان دست یابند.

 

راهکارهایی برای پیشرفت مسلمین

جابر بن یزید جعفی یکی از صحابۀ بزرگوار امام محمد بن علی (علیهماالسلام) است. وی که همراهی نسبتاً طولانی با امام (علیه السلام) داشت همواره سعی می نمود با بهره گیری از مخازن علم باقری (علیه السلام) طریق سعادت را در پیش گیرد. در کتاب تحف العقول گزارشی از نصایح امام باقر (علیه السلام) به جناب جابر آمده است که در دنیای امروز بسیار کارآمد می باشد. در ذیل به برخی از مهمترین مواردی که در این کلام مورد توجه قرار داده شده است اشاره می گردد:


غنای نفس
یکی از اموری که امام باقر (علیه السلام) در کلام خویش به جابر مورد توجه قرار داده اند غنای نفس است: "لا فقر كفقر القلب و لا غنى كغنى النفس"؛ "و فقرى چون فقر دل نباشد، و هیچ بى‏نیازى‏اى چون بى‏نیازى نفس نیست". (تحف العقول، ص 286)

امام باقر (علیه السلام) در فرمایشی دیگر با لحنی بسیار تند می فرمایند: "انى لابغض الرجل یكون كسلان عن امر دنیاه فهو عن امر اخرته اكسل"؛ "من نفرت دارم از شخصی که در کار دنیایش تنبل باشد، هر که در کار دنیایش تنبل باشد، در کار آخرتش تنبل تر است"

غنا به معنای بی نیازی است. بی نیاز از دیگران و اعتماد بر خود و توانایی های خود. از منظر امام باقر (علیه السلام) بالاترین درجۀ بی نیازی، زمانی است که فرد به غنای نفس دست یابد. یعنی به درجه ای دست یافته باشد که نفس خویش را بالاتر از آن بداند که جلب مطاع ناچیز دنیایی شود. اگر این ویژگی در مسلمانان به وجود آید به راحتی تن به ذلت و خواری نداده و برای رسیدن به بلندی ها تلاش خواهند کرد.
به عنوان مثال اگر یک دکتر به غنای نفس دست یافته باشد هرگز و هرگز میان بیماران خویش تفاوت قائل نمی شود. فقیر و ثروتمند، غریبه و آشنا نزد او یکی خواهند بود و برای نجات جان همه تلاش خواهد کرد. غنای نفس در دستگاه های اداری ریشۀ رشوه، اختلاس، فساد و ... را می خشکاند و زمینه ساز ایجاد عدالت در جامعه خواهد بود. نفسی که به نقطۀ بی نیازی رسیده باشد شأن خویش را بسی بالاتر از آن میداند که تشویق های چاپلوسانۀ اطرافیان مغرورش سازد. چنین فردی همیشه و همه جا خود را در حضور مالک مدبری می داند که ادارۀ امور در ید قدرت اوست و جز او از کسی و چیزی طلب یاری نخواهد کرد.




:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/01/31
زمان : 09:29 ق.ظ
برای خدای ماه رجب
نظرات | ادامه مطلب


گاهی آدم دوست دارد بخواهد. دوست دارد خواهش کند. خواستن جزیی از خواسته های انسان است. دوست دارد با کسی حرف بزند، درد و دل کند، شکایت کند، گاهی دوست دارد یک گوش شنوایی باشد که بلندبلند فکرکردن های آدم هدر نرود.....

خدا

 

 برای خدای خوبی ها: خیرهای عالم خیلی بیشتر از آن است که بتوان آن را به شماره در آرود. خیرهای عالم از لحظه ای که انسان اولین نفس های بودن را می کشد شروع می شود و تا همیشه ای که نمی دانیم چیست و چگونه است ادامه دارد. یعنی دقیقاً از آن آنی که وجود را حس می کنیم تا همیشه ای که وجود داریم چون وجودعیناً خود خیر است و هر خیری از وجود سرچشمه می گیرد. اصلاً خیرها از وجود است و هر چه وجود دارد حتماً خیر است؛ چون وجود و خیر یک معنا دارد و عین هم اند. حالا به عالم که نگاه می کنی در می یابی که خداوند چون هم حقیقت وجود  و مطلق وجود و وجود مطلق است و چون همه خوبی ها از او و با او و بلکه خود اوست انسان در هر خیری به او امید دارد. همین امید و رجاء هم خودش نشانه خیر و لطف خداست و از این واقعیت حکایت می کند که خداوند می خواهد انسان در خیر غوطه بزند و غرق شود: یا من ارجوه لکل خیر.... 

برای خدای مهربانی ها:خدای ما خیلی بزرگتر و برتر از این واقعیت است که بخواهد کسی را از سر انتقام عذاب کند. عذاب های خدا نه از سر لج بازی و انتقام و کینه و نه حتی از سر خشم – آن گونه که من و شما دیگران را رنج می دهیم- است؛ عذاب های خدا هم از سر مهربانی است البته مهربانی نسبت به همه عالم. اگر خدا این سختی ها را فراهم نمی کرد، هم انسان ها ساخته و پرداخته نمی شدند و هم عالم هستی عدالت و انصاف را تجربه نمی کرد؛ به همین خاطر هم انسان وقتی شرها و بدی ها به او حمله می کنند و سختی ها او را دربرمی گیرند باز هم به خدا پناه می برد چون می داند تنها کسی که قابل پناه بردن است؛ خداست. اصلاً آدم اگر بخواهد از خدا هم فرار کند باز باید به خدا پناه ببرد چون در عالم حقیقتی جز الله اصالتاً وجود ندارد که : یکی هست و هیچ نیست جز او وحده لا اله الا هو به همین خاطر هم خداوند در قرآن و در سوزه ذاریات می فرماید: به سمت خدا فرار کنید: ففروا الی الله . اگر انسان با آغوش خدا انس بگیرد، شرّهای جهان هم به او آسیبی نخواهند رساند: و آمن سخطه عند کل شرّ...



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/01/31
زمان : 09:28 ق.ظ
رازی برای سعادت دنیا و آخرت
نظرات | ادامه مطلب

پیروی

بشر اگر به راستی خواهان سعادت دنیوی و اخروی است، باید از امام پیروی کند؛ چرا که امام به دریای علم خدا متصل است، سرشار از نور خدا و نور خدا، خاموش نمی‌شود.  

 

تنها راهی که به سلامت، به مقصد می‌رساند

در ابتدای عالم، خاک خاموش بود و تاریک و خفته ... کسی می ‌‌باید که در کوچه ‌‌ها بیداری را فریاد کند، چراغی بیافروزد؛ از جنس بشر باشد و همچون همه مردم ... بخورد و بیاشامد و خانواده‌‌ای داشته باشد، مباد که مردم بگویند: «ما را با او چه کار؟» ...؛ از میان مردم برخاسته باشد و هم ‌‌زبان با آن ‌ها، که هم باورش کنند و هم زبانش را بفهمند ... از بهترین مردم، تا در دل ‌‌هایشان بنشیند و بر یقینشان بیفزاید ... آری، کسی باید بیداری را فریاد کند؛ چراغی بیافروزد؛ با منبع نور در ارتباط باشد، که نورش به خاموشی نگراید؛ با نشانه‌‌ای روشن و قانع ‌‌کننده ... آگاه، بیدار و لبریز از نور که خدا او را برگزیده باشد و این، صدای رسول وحی بود که در کوچه‌‌ های تاریک شهر پیچید: «خداست نور آسمان‌‌ ها و زمین» (1) ... و از منبع جوشان و بی ‌‌پایان حیات، پنجره‌‌ای رو به عالم فنا گشوده شد تا موجی از هستی در آن جریان گیرد و جویبارهای زندگی به راه افتد؛ پنجره‌‌ای در کمال که دستش به اوج برسد و به یگانه منبع موّاج هستی راه یابد؛ پنجره‌‌ای از متن عالم خاک، که گودال‌‌ های عدم را هم بنوشاند و پر کند ... 

اکنون سال‌‌ ها که نه، قرن‌‌ ها گذشته است ... اما زمان همچنان بی ‌‌وقفه در حرکت و تکاپوست و من و تو نیز به همراه زمان و پا به پای آن، در رفتن و حرکت و تکاپو؛ آن‌‌گونه که نه لحظه‌‌ای می ‌‌مانیم و نه قدمی به سوی عقب باز می ‌‌گردیم ... می ‌‌رویم و می ‌‌رویم و می ‌‌رویم تا آخرین دقیقه‌‌ای که مهلتمان داده‌‌اند، اما آیا فکر کرده‌‌ایم که به کدام سو؟ ... 

جهان پیرامون من و تو پر از خطر است، پر از بیراهه‌ هایی که من و تو را به تباهی می ‌کشانند.

برای در امان ماندن از این بیراهه‌ ها و آسیب‌ ها و آزارهایش، برای پیمودن راه درست، بی ‌حزن و اندوه و آسوده ‌خاطر، باید به ریسمانی چنگ زد که خدا برایمان قرار داده است، از چراغ ‌های روشن باید مدد گرفت.

خدایی که چند راهه ‌‌ها و زمان گذرنده را بر من و تو مقدر کرده، پس به یقین راهنمایانی آشنای راه و دلسوز هم برایمان قرار داده که راه را از بیراهه بشناسیم و به واسطه آن‌‌ ها به مقصد برسیم.

این مقام، آخرین مرحله سیر تكاملی انسان و به تعبیر قرآن «عهد» خداست كه به «جعل» و یقین الهی است ـ نه به رأی و شورا و انتخاب مردم ـ حتی رسول‌ خدا (صلی الله علیه و آله) نیز مستقیماً نمی ‌‎تواند امام را معرّفی كند؛ بلكه این امر به دست خالق جهان است

کسانی که از همه خلقت باخبرند ... اینکه در این جهان چیزی آفریده نشده که علم آن در قرآن نباشد و در قرآن ـ کتاب خدا ـ چیزی نیست که امام معصوم (علیه السلام) از آن بی ‌خبر باشد، وجودمان را لبریز آرامش می‌ کند ...

آری، باید به امام معصوم (علیه السلام) اقتدا کرد؛ او که راه ‌‌ها و بیراهه ‌‌ها را می ‌‌شناسد؛ از اسرار خبر دارد؛ آسیب ‌‌ها، خطرها و راه‌ چاره ‌‌ها را می ‌‌داند؛ باید و نبایدها را می ‌‌شناسد و از رمز حکمتشان آگاه است... «وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً یهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَكَانُوا بِآیاتِنَا یوقِنُونَ»(2)...

واژه امام در قرآن واژه «امام» و جمع آن «ائمّه» مجموعاً دوازده‌ بار در قرآن به كار رفته است كه هفت‌ بار به صورت مفرد و پنج بار به شكل جمع است.



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/01/30
زمان : 09:19 ق.ظ
زنی بدون حافظه کوتاه مدت(طنز)
نظرات | ادامه مطلب


«یادته سه روز پیش جلو مادرت پشت‌تو كردی به من باهاش خندیدی؟» زیر چانه‌ام را خاراندم یادم نیامد. گفت: «اون هیچ. یادته سه ماه پیش، شب دیر اومدی خونه، وقتی بهت سلام كردم شُل جواب دادی؟»

زن و مرد

زنم حافظه‌ی كوتاه‌مدت ندارد؛ تمام محتویات مغزش بلندمدت است. دیشب گفت: «یادته سه روز پیش جلو مادرت پشت‌تو كردی به من باهاش خندیدی؟» زیر چانه‌ام را خاراندم یادم نیامد. گفت: «اون هیچ. یادته سه ماه پیش، شب دیر اومدی خونه، وقتی بهت سلام كردم شُل جواب دادی؟» من همچنان ‌خاراندم زیر چانه را. باز گفت: «یادته سه سال پیش، غروب جمعه‌ی سوم آذرماه...» گفتم: «ببین. من دو ساعت پیش یادم نمیاد چی گفتم، بعدش تو...» و گِل لگد كردم. چون دیدم وسط حرفم بلند شد رفت آن اتاق، در را بست.



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/01/29
زمان : 09:22 ق.ظ
وظایف من و تو در برابر رزق و روزی
نظرات | ادامه مطلب

روزی

انسان نباید در مقابل این همه نعمت الهی غافل باشد و یا اینکه آن را مستند به علم و زحمت خود بداند؛ بلکه باید آگاه باشد که این همه روزی را رزّاق حقیقی عنایت فرموده است و علم و تلاش و ... همه وسیله‌ای بیش نبوده‌اند.


وظایف من و تو در برابر رزق و روزی

بنابر آیات و روایات، انسان در مقابل برخورداری از مواهب و نعمت ‌های الهی، یک سلسله وظایفی دارد که باید آن‌ ها را در زندگی خود مد نظر داشته باشد و بدان‌ها عمل نماید.

از مهم‌ترین وظایفی که قرآن و احادیث بدان ‌ها پرداخته‌اند، انفاق و اعتدال در مصرف کردن مواهب و نعمت‌های الهی است.


شکر و سپاسگزاری

شکر و سپاسگزاری، یکی از وظایف انسان در برابر نعمت ‌های الهی است.

نیم ‌نگاهی به جهان هستی بیانگر آن است که آدمی غرق در نعمت‌ های الهی است و خداوند سبحان مواهب گوناگون الهی را در اختیار او قرار داده است. پس انسان نباید در مقابل این همه نعمت الهی غافل باشد و یا اینکه آن را مستند به علم و زحمت خود بداند؛ بلکه باید آگاه باشد که این همه روزی را رزّاق حقیقی عنایت فرموده است و علم و تلاش و ... همه وسیله‌ای بیش نبوده‌اند.

این ‌جاست که انسان با اندک تأملی در می ‌یابد که نه تنها نباید از منعم حقیقی غافل شود؛ بلکه باید بهترین نوع شکرگزاری را در زندگی خود به کار بندد که همان شکر عملی و به کار بستن نعمت ‌های الهی در جای خود می ‌باشد.
وجوب شکر منعم و نعمت ‌دهنده از نظر عقل و از دیدگاه عقلا، امری است مسلم و ضروری، اما از نظر نقل می ‌توان به این آیات و روایات اشاره کرد.

خداوند می‌فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ كُلُواْ مِن طَیِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَاشْكُرُواْ لِلّهِ إِن كُنتُمْ إِیَّاهُ تَعْبُدُونَ»؛ «اى كسانى كه ایمان آورده‏اید از نعمت هاى پاكیزه‏اى كه روزى شما كرده‏ایم بخورید و اگر تنها او را مى ‏پرستید خدا را شكر كنید.» (1)

و نیز می ‌فرماید: «فَكُلُواْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللّهُ حَلالًا طَیِّبًا وَاشْكُرُواْ نِعْمَتَ اللّهِ إِن كُنتُمْ إِیَّاهُ تَعْبُدُونَ»؛ «پس از آنچه خدا شما را روزى كرده است‏ حلال [و] پاكیزه بخورید و نعمت ‏خدا را اگر تنها او را مى ‏پرستید شكر گزارید.» (2)
نگاهی به روایات نیز بیانگر آن است که وجوب شکر و سپاسگذاری خداوند سبحان با بیان ‌های گوناگون مورد توجه قرار گرفته است.

امام صادق (علیه السلام) در تفسیر آیه «إِنَّهُ لاَ یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ» فرمود: «خداوند آن‌ ها را از اسراف و سخت ‌گیری بازداشت، ولی حد وسط [را توصیه کرد] همه آن ‌چه را دارد ندهد، آن‌گاه از خدا بخواهد که خدا روزیش دهد [که در این صورت] دعایش را به اجابت نمی ‌رساند»



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/01/29
زمان : 09:21 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.