تبلیغات
امام حسن مجتبی علیه السلام - مطالب اردیبهشت 1394
دانلود شهادت امام کاظم (ع) ۱۳۹۴-کربلایی جواد مقدم
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/02/31
زمان : 08:48 ق.ظ
درایتی تأمل برانگیز در خطبه تاریخی سروَر آزادگان
نظرات | ادامه مطلب

حضرت عباس

در سال 58 هجری یعنی 2 سال قبل از مرگ معاویه، امام حسین علیه السلام در منا و در جمع کثیری از صحابه و تابعین رسول الله صلی الله علیه و آله خطبه ای ایراد فرمودند که از دو جهت حائز اهمیت است: جهت اول این است که اولین جرقه های قیام برنامه ریزی شده حضرت سیدالشهداء علیه السلام به قبل از زمان به حکومت رسیدن یزید بر می گردد و جهت دوم این است که بیانات امام در این خطبه، به وضوح حکایتگر شرایط و جوّ حاکم بر مردم و جامعه اسلامی در سال های متصل به قیام ایشان می باشد. پُرواضح است که بررسی مفصّل این خطبه در این فرصت مختصر ناممکن است. لذا برآنیم تا در این مجال کوتاه با اشاراتی مجمل، دریچه ای برای مطالعه و تحقیق سیره پژوهشان و علاقه مندان به این عرصه، بگشاییم.

 

کتاب سلیم بن قیس

خطبه امام حسین علیه السلام در منا، شامل سه بخش است. در بخش اول این خطبه حضرت اباعبدالله علیه السلام به ذکر فضائل و مناقب پدر بزرگوارشان امیرالمومنین علیه السلام می پردازند. در بخش دوم، متذکر ضرورت و وجوب وظیفه همگانی امر به معروف و نهی از منکر می شوند و در بخش سوم، وظیفه خواص و علما را در مواجهه با ظلم و جور و مفاسد تبیین می فرمایند. این خطبه را سلیم بن قیس به طور کامل و با ذکر شرایط تاریخی زمان ایراد آن، در کتاب خود با عنوان "کتاب سلیم بن قیس الهلالی" نقل کرده است. (1)
در کتب دیگر بنا به روش و منهج خاص مولف، تنها بخش هایی از این خطبه نقل شده است. به عنوان مثال علامه امینی در کتاب "الغدیر" به نقل فرازهایی از بخش اول این خطبه که مربوط به واقعه غدیر خمّ می باشد، بسنده کرده است. (2) امام خمینی(ره) در کتاب "ولایت فقیه" متناسب با مباحث مطرح شده، تنها بخش دوم این خطبه را نقل نموده اند.(3) در کتاب "تحف العقول" هم بخش دوم و سوم خطبه نقل شده است.(4)
سلیم بن قیس از اصحاب خاص امیرالمومنین، امام حسن، امام حسین و امام زین العابدین علیهم السلام بود و بخشی از دوران کودکی امام محمد باقر علیه السلام را هم درک کرد. كتاب وی اولین تالیف شیعه بعد از رحلت پیامبر صلى اللّه علیه و آله به شمار می آید. (5)

بیانات حضرت در این خطبه از طرفی ناظر به حوادث و اوضاع و احوال آن زمان جامعه اسلامی بود و از طرفی دیگر یک بسترسازی حساب شده و برنامه ریزی شده ای برای شروع قیام سال های آتی ایشان به شمار می رفت

دشمنانی که شمشیر از رو بسته اند

وی قبل از نقل خطبه امام حسین علیه السلام به بیان اوضاع و احوال جامعه ی به ظاهر اسلامی آن دوران می پردازد تا بدین ترتیب فضای حاکم بر سخنان مهم امام در این خطبه، برای خواننده کاملا ملموس و قابل درک شود. طبق شهادت سلیم، جوّ حاکم بر جامعه آن زمان، به شدّت ضدّ شیعی بود. معاویه با صدور بخشنامه هایی، شرایط را به گونه ای رقم زده بود که شیعیان و محبّان امیرالمومنین علیه السلام در انزوای کامل قرار گیرند. وی در توصیف آن شرایط چنین می نویسد: "وضع به گونه‏ اى بود كه اگر فردى از پیروان على علیه السّلام مى‏ خواست به دیدن دوستى مورد اعتماد و اطمینان رود، از خادم میزبان مى ‏ترسید و با وى سخن نمى ‏گفت مگر پس از آنکه از آنان پیمان و سوگند سفت و سختی می گرفت كه رازش را كه همان شیعه بودنش بود پنهان دارند!" (6)
به گفته سلیم، سبب این همه تضییق ها و فشارها، بخشنامه هایی بود که معاویه به کارگزارانش در سراسر قلمرو خلافت خود به خصوص عراق و کوفه که به عنوان مرکز دوستداران و محبین امیرالمومنین علیه السلام شناخته می شد، ابلاغ کرده بود. در اولین بخشنامه، معاویه به قاضیان و کارگزاران حکومتی چنین می نویسد: "شهادت هیچ یک از خاندان، پیروان و ناقلان مناقب و فضائل علی بن ابی طالب را قبول نکنید."(7)  بعد از مدتی در نامه ای دیگر دستور داد که: "بنگرید هر كس كه علیه وى بیّنه ‏اى مبنى بر دوستى على و اهل بیتش اقامه شده نامش را از دفتر بیت المال محو كنید و شهادت او را جایز ندانید!". (8)
در نتیجه این بخشنامه ها، خطبا و گویندگان و وعّاظ السلاطین که می خواستند نان بخورند، در تمام نقاط وسیع مملکت اسلامی بالای منابر نعوذ بالله شروع به لعن امام علی علیه السلام کردند و از وی تبرّی و دوری جستند. به او و خاندانش تهمت ها و نسبت های ناروا زدند و برای تقرّب به دستگاه حکومت به جعل مناقب و فضائل خود ساخته برای خلفاء پرداختند.
در بخشنامه ای دیگر به کارگزارانش فرمان داد: "پیروان عثمان و دوستداران و خاندان و طرفدارانش و كسانى كه فضایل و مناقب او را روایت مى‏ كنند را به خود نزدیک سازید و گرامى‏ بدارید
..." (9)



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/02/31
زمان : 08:28 ق.ظ
جهنمی که خواهیم رفت!
نظرات | ادامه مطلب

لقمه‌چینی از سفره رنگین کلام خدا، سرنخی به دستم داد که گره از این معما را برایم گشود...
تا همین چند روز پیش هر وقت به این فرازهای دعای رجب می‌رسیدم که: " أَعْطِنِی بِمَسْأَلَتِی إِیَّاکَ جَمِیعَ خَیْرِ الدُّنْیَا وَ جَمِیعَ خَیْرِ الْآخِرَةِ وَ اصْرِفْ عَنِّی بِمَسْأَلَتِی إِیَّاکَ جَمِیعَ شَرِّ الدُّنْیَا وَ شَرِّ الْآخِرَةِ"، سوالی در ذهن و زبانم جان می‌گرفت و آن اینکه: چرا حضرت در بخش نخست، جمیع خیر دنیا و آخرت را مسالت می‌کند اما در بخش دوم، قید جمیع را به تناسب جمله نخست، دو بار تکرار نمی‌کند؟
این جور وقت‌ها، اگر نتوانم جوابی درخور بیابم، حسابی کلافه می‌شوم و انبوهی سوال، مثل خوره به جانم می‌افتد.
پیشتر صورت مساله را عرضه کرده بودم به اهلش. یکیشان هم پاسخ داده بود که: عبارت، افتادگی دارد لابد! خاصّه اینکه در یک نسخه چاپی، لفظ جمیع، در فراز دوم(شر اخروی) عینا تکرار شده است.
این جواب با مشاهده نسخ مختلف کم و بیش تایید شد اما از کجا معلوم، شاید خود این افتادگی هم به خطا بوده و از چشم مصحح دور مانده باشد؟!
دیروز، گاه وداع با ماه خوب خدا، در حسرت روزهایی که از دستم رفت، دوباره زبان را مترنّم ساختم به ترنم این دعا و باز همان فراز و تکرار همان سوال.
از این کریمه، چیزی دستگیرتان شد؟! حتم دارم بهتتان بیشتر خواهد شد وقتی بدانید حتی انبیاء و اولیای الهی نیز مشمول این آیه می‌شوند.


:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/02/31
زمان : 08:24 ق.ظ
هشداری حسینی درباره نعمت های الهی
نظرات | ادامه مطلب

امام حسین

همه ما نعمت های الهی را دوست می داریم و هرقدر هم که نعمت به ما برسد باز به آرزوی نعمت های بیشتر و انواع دیگر آن می نشینیم. این امر به خودی خود اشکالی ندارد؛ اما به هنگام دریافت کردن نعمت ها باید به نکاتی هم توجه کنیم، که در اینجا می‌خواهیم به کمک یکی از فرمایش های کوتاه اما پرمغز امام حسین علیه السلام درباره آن اندیشه کنیم.

پله های پنهان سقوط

نعمت های الهی برای  خیلی ها شیرین هستند اما صرف زیاد نعمت  داشتن افراد را نباید به معنای "پسندیده بودن" اشخاص نزد خدا بدانیم. به عبارت دیگر ممکن است کسانی به جهت آزمایش و امتحان باشد که مشمول نعمت های فراوان و گوناگون خدا شده باشند. امام حسین علیه السلام در کلامی فرموده‌اند: پله های سقوط خدا برای بنده ‌اش آن است که نعمت ها را به او فراوان بدهد اما نگذارد شُکرش را بجا بیاورد.(1)
در اینجا می‌خواهیم درباره این گفتار قدری بیندیشیم تا نشان دهیم که یک جمله کوتاه از این خاندان چقدر معنا می‌تواند در خود داشته باشد.

 

درس اول –نعمت ها خداییست نه خیالی

در نظر خدا کل دنیا و محتویات آن وسیله و ابزاری برای رشد انسان است پس نعمت هایی که خدا به بنده ‌ها می ‌دهد و نیز سختی ‌های دنیوی هر دو مایه امتحان آنهاست. خدا از ما خواسته است که علم و روزی و سلامتی و غیره را طلب کنیم. برای آن دعا، تدبیر و نیز تلاش فکری و جسمی کنیم، همه اینها جزو وظایف ماست؛ اما در حقیقت این خداست که نعمت می ‌دهد.

 

درس دوم – شکر نعمت، نعمت است

شکر نیز از کارهای بنده است که مقدمه‌ اش را باید خدا اجازه دهد. درست است که وظیفه داریم شاکر خدا باشیم، اما نباید فراموش کنیم که شُکر، خودش یک نعمت خداست. به عبارت دیگر، تا خدا نخواهد ما نمی ‌توانیم شکر او را به زبان و عمل انجام دهیم. به عبارت دیگر شاکر حقیقی خود خداست(2). وقتی او شکر می ‌کند، در ما تمایل به انجام شکر پیدا می ‌شود و وقتی شکر می ‌کنیم او نعمت ما را زیاد می ‌کند؛ به فرمایش امام صادق علیه السلام: به هر کس که شکر بدهند،‌ از زیاد شدن نعمت محرومش نمی‌کنند.(3)

از این فرمایش امام حسین علیه السلام می‌ آموزیم که چوب خدا گاه به شکل نعمت های پیاپی ظاهر می ‌شود و بسیار بسیار فریبنده است، اما در حقیقت افیون نفهمی و غفلت است که به زودی گریبانگیر آن شخص می‌ شود

درس سوم – بعضی نعمت ها افیون غفلتند



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/02/30
زمان : 08:21 ق.ظ
میخوام غم هاتو بریزی دور!
نظرات | ادامه مطلب

جهان همواره دستخوش تغییر و دگرگونی است و در واقع مجموعه ای است از خوشی ها و ناخوشی ها، آسایش و سختی ها، درشتی ها و نرمی ها، پستی ها و بلندی ها و... البته شاید این تنوع و فراز و نشیب در زندگی برخی افراد، کم و یا بیش تر از دیگران باشد؛ ولی نمی توان کسی را یافت که زندگی او همیشه به یک صورت و یک نواخت باشد.
امیرمۆ منان على(علیه السلام) وقتى از زندگى ساده و همراه با سختى خویش - كه خود پذیراى آن شده بود - سخن مى گوید، بدین امر اشاره مى كند كه اگر گوینده اى اشكالى كند كه چون خوراك پسر ابوطالب این گونه (ساده و ناگوار) است، پس بیگمان ناتوانى بر او چیره گردد و نتواند با هماوردان خود مقابله نماید و از نبرد با دلاورمردان باز ماند، باید بدو گفت:
بدانید درختى كه در بیابان خشك روید چوبش سخت تر بود و سبزه هاى خوش نما پوستش نازك تر و رستنى هاى صحرایى را آتش افروخته تر بود و خاموشى آن دیرتر. (نهج البلاغه ، نامه 45)
سختی ها و شداید وجود آدمى را استوار و مقاوم مى سازد و از ضعف و سستى دور مى نماید و انسان را از تن دادن به پستى هاى دنیایى و خصلت هاى نفسانى حفظ مى كند و آدمى را در جهت پاكى و بالندگى كمك مى نماید، همان طور كه راحت طلبى و عافیت جویى ونازپروردگى شخصیت آدمى را ضعیف و ناتوان مى سازد و بستر سقوط او را در دامن آلودگى ها و تباهى ها فراهم مى نماید. به بیان پیشواى آزادگان :
امام على(علیه السلام ):
سختی ها و شداید وجود آدمى را استوار و مقاوم مى سازد و از ضعف و سستى دور مى نماید و انسان را از تن دادن به پستى هاى دنیایى و خصلت هاى نفسانى حفظ مى كند و آدمى را در جهت پاكى و بالندگى كمك مى نماید، همان طور كه راحت طلبى و عافیت جویى ونازپروردگى شخصیت آدمى را ضعیف و ناتوان مى سازد و بستر سقوط او را در دامن آلودگى ها و تباهى ها فراهم مى نماید.
و همچنین : مراره الدنیا حلاوه الآخره ، و حلاوه الدنیا مراره الآخره.(نهج البلاغه، حكمت 251)
تلخى این جهان شیرینى آن جهان است و شیرینى این جهان تلخى آن جهان.
كمالات انسان در سختی ها و شداید ظهور مى نماید و تا آدمى سختى نبیند، خامى او به پختگى ، و ضعف او به قوت، و نقص او به كمال تبدیل نمى شود. تا اصطكاك و تصادم با مشكلات صورت نپذیرد و در برخورد با آن صبر و استقامت به خرج داده نشود، جرقه ظهور حقیقت ملكوتى انسان زده نمى شود.



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/02/29
زمان : 08:22 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.