تبلیغات
امام حسن مجتبی علیه السلام - مطالب عمومی .اسلامی .قران.
سوال تأمّل برانگیز تاریخ از دوستداران پیامبری محبوب
نظرات | ادامه مطلب

با استناد به تاریخ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در دوره قبل از اسلام و همچنین در میان مسلمانان چهره ای محبوب بوده است، اما در زمان خود ایشان و اندکی پس از آن حضرت، حوادثی از طرف مسلمانان روی داده است که حرمت پیامبر اکرم و محبوبیت ایشان حفظ نشده است! در این عصر پر هیاهو عملکرد ما نسبت به پیامبر اکرم چیست؟

واضح است که تنها کسانی مسلمان می شدند که پیامبریِ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را قبول می کردند. وقتی احوالات اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله را مطالعه می کنیم نیز به میزان دلدادگی آنها نسبت به آن حضرت پی می بریم اما در عین حال در زمان خود ایشان و اندکی پس از آن حضرت، حوادثی روی داده است که با این محبوبیت همخوانی ندارد. در اینجا می خواهیم به شخصیت رسول خدا صلی الله علیه و آله از حیث محبوبیت توجه بیشتری کنیم.

همیشه در قلبها

رسول خدا صلی الله علیه و آله تا قبل از آنکه نبوت خود را علنی اعلام کند، همان "محمد امین" بود. مردی که مردم شهر نه تنها از او هیچ بدی ندیده بودند، بلکه او را در امانتداری و صداقت، فردی ممتاز از دیگران به حساب می آوردند. بنابراین آن حضرت حتی قبل از پیامبری نیز فردی محبوب بودند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در میان همه کسانی هم که مسلمان می شدند جایگاه ویژه ای داشت زیرا فقط کسانی مسلمان می شدند که به نبوت ایشان ایمان می آوردند. بنابراین آن حضرت در نظر مسلمانان پاکترین و راست کردارترین و محبوبترین فرد بود.

محبوبیتی روشنتر از خورشید

آنچه از احوال مردم در دوران رسول خدا صلی الله علیه و آله گفته شده است نشاندهنده محبوبیت ایشان است. باقیمانده آب و غذای پیامبر صلی الله علیه و آله برای مردم مهم بود و آن را برای تبرک بر می داشتند.(١) قطرات آبی را که در هنگام وضو از دست آن حضرت می ریخت نیز مورد عنایت مردم بود و خواستار آن بودند.(٢) داستان آن مرد که چوبدستی پیامبر صلی الله علیه و آله به بدنش برخورد کرد و به بهانه قصاص می خواست از بدن آن حضرت بوسه ای به تبرک بگیرد(٣) نیز نمونه دیگری بر محبوبیت آن حضرت است.

چه شد که این همه ارادت و محبت در مواقع بحرانی رنگ می باخت؟ چه شد که پرمغزترین شعارها یعنی "اشهد انّ محمّداً رسول الله" و "من یطع الرسول فقد اطاع الله" در میدان سخن برافراشته و در سختی گاه های میدان عمل از یاد می رفت؟

اما محبوبیت پیامبر صلی الله علیه و آله روشنتر از آن است که در لابلای کتب مختلف به دنبال آن باشیم. قرآن بهترین شاهد بر آن است که دوستی و شفقت و نرمخویی و خوش خلقی عظیم پیامبر صلی الله علیه و آله را می ستاید. بدون شک چنین شخصی محبوب مردم خواهد بود. تواضع در مقابل مردم و نیز گرفتن مشورت از مردم نیز باعث محبوبیت هر زمامداری می شود که این دو نیز جزو خلقیات پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بود.

رفتارهای سوال برانگیز مردم با پیامبر محبوب خود

با این حال، رفتار مردم با پیامبر صلی الله علیه و آله روی دیگری نیز دارد که بازگویی آن باعث تلخکامی می شود. با اینکه مسلمانان سختی های فراوانی را برای باقی ماندن در دین انجام دادند و متحمل شکنجه ها و آوارگی ها و مشکلات اقتصادی شدند و سرانجام مجبور به مهاجرت به مکه شدند، در طول سالیان بعد رفتارهای سوال برانگیزانه ای نیز از خود نشان دادند. برخی از آنان تا پای جان در راه محبت و اطاعت پیامبر صلی الله علیه و آله قدم بر می داشتند اما اشتباهات و کجروی ها و انحرافات برخی از آنان نیز قابل چشم پوشی نیست.
قرآن به ما خبر می دهد که مومنین همگی در مقام عمل، از رسول خدا صلی الله علیه و آله اطاعت نمی کردند و اعتراضها و مخالفتها و کشمکشهایی نه فقط از جانب منافقان بلکه حتی از میان مومنان برای آن حضرت پیش می آمد. (4)
وقایع محکم تاریخی نیز نشانگر آن است که در آخرین روزهای عمر پیامبر صلی الله علیه و آله از دستور آن حضرت سرپیچی کردند و با دستور ایشان مبنی بر پیوستن به سپاه اسامه (فرزند زید) مخالفت کردند.(5)
در روزهای آخر عمر که پیامبر صلی الله علیه و آله در بستر بیماری بودند، رسول خدا صلی الله علیه و آله قلم و دواتی خواستند که برایشان چیزی بنویسند که هرگز بعد آن حضرت به گمراهی نیفتند، اما عده ای از همین صحابه با شلوغکاری و جار و جنجال مانع از این کار شدند و حتی با زبان خود به ایشان جسارت کردند.(6)
ماجرای دردناک فدک، بدرفتاری با امام علی و حضرت فاطمه علیهماالسلام دو نمونه دیگر از کارهای زشتی است که عده ای از همان مسلمانان انجام دادند و سایرین با سکوت و اعتراض نکردن خود در آن سهیم هستند. سالها بعد نیز نوه پیامبر صلی الله علیه و آله، حسین علیه السلام و خاندانش با قساوت کشته و زنان و کودکانشان اسیر گردیدند. این در حالی است که خود پیامبر صلی الله علیه و آله نسبت به خاندان خود بسیار سفارش کرده بود و آیات فراوانی در شأن آنان نازل شده بود.



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/10/7
زمان : 08:53 ق.ظ
پیامبر رحمت، پیام آور وحدت
نظرات | ادامه مطلب

اطّلاع از شرایط نابسامان آن عصر، بیانگر عظمت خدمات رسول خداست که چگونه چنان محیط منحطّی را در مدّت 23 سال به یک جامعه اسلامی که جامعه ای یکپارچه و قدرتمند است، تبدیل کرد.

خداوند، محمّد صلّی الله علیه و آله را به رسالت مبعوث کرد... در حالی که شما جمعیّت عرب، بدترین آئین را داشتید... پیوسته خونِ یکدیگر را می ریختید و پیوند با خویشان را قطع می کردید (و دختران را زنده به گور می کردید و پسران خود را به قتل می رساندید) بت ها در میان شما بر پا، و گناهان سراسر وجود شما را فراگرفته بود. (1)  
آنچه ملاحظه کردید بخشی از گزارش امیرالمؤمنین علیه السّلام درباره دوران عرب در عصر جاهلیّتِ قبل از اسلام بود. اطّلاع از شرایط نابسامان آن عصر، بیانگر عظمت خدمات نبیّ گرامی اسلام صلّی الله علیه و آله است که چگونه چنین محیط منحطّی را در مدّت 23 سال به یک جامعه اسلامی که جامعه ای یکپارچه و قدرتمند است، تبدیل کرد. (2) در اینجا به برخی از مهمترین اقدامات رسول خدا صلّی الله علیه و آله برای ایجاد امّت قدرتمند اسلامی، اشاره می کنیم با این توضیح که مجموع این اقدامات را می توان در این دو عنوان خلاصه کرد: اخوّت درونی و معاهدات بیرونی؛ استنادات قرآنی این دو در ادامه خواهد آمد.

اخوّت درونی

حبل الهی می تواند قرآن باشد چه اینکه در برخی نقلهای حدیث ثقلین از قرآن، به حبل تعبیر شده است. خود پیامبر صلّی الله علیه و آله هم که حامل قرآن و مبیّن قرآن هستند، حبل الله هستند و بالاخره عترت پیامبر صلّی الله علیه و آله که عِدل و همتای قرآن هستند، حبل الله می باشند

1. جریان بیعت عقبه: مردم مدینه قبل از هجرت پیامبر صلّی الله علیه و آله متشکّل از قبایل یهود، اوس و خزرج بودند. یهود بین دو قبیله اوس و خزرج، فتنه انگیزی می کردند و آن دو قبیله را به جنگ وا می داشتند تا آنجا که گاه جنگهای خونین بین آنها برپا می شد. اوس و خزرج که از این وضع خود به ستوه آمده بودند، در صدد علاج این مشکل بر آمدند تا اینکه در مکّه با رسول خدا صلّی الله علیه و آله برخورد کردند و از آنجا که از طریق یهودیان از بعثت نبیّ گرامی اسلام صلّی الله علیه و آله آگاه بودند، ضمن ایمان به آن حضرت، ایشان را به مدینه دعوت کردند. (3) 
تعدادی از اوس و خزرج در منزل عبدالمطّلب حضور پیدا کردند و سخنان پیامبر صلّی الله علیه و آله را شنیدند. ایشان با عرض اسلام بر آنها، فرمودند: همانطور که از خود و خویشان خود حمایت می کنید، از من و خویشان من هم حمایت کنید. گفتند: در مقابل به ما چه می رسد؟ پیامبر صلّی الله علیه و آله فرمودند: در دنیا و آخرت سروری خواهید کرد. با این پیمان، درگیری های سابقه دار اوس و خزرج به پایان رسید و راه نشر اسلام در مدینه هموار شد.   
این آیه قرآن کریم به اهمّیّت اتّحاد و پرهیز از تفرّق و گروه گروه شدن جامعه اشاره کرده و سابق دشمنی آنها را یادآور می شود: «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً وَ كُنْتُمْ عَلى شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْها كَذلِكَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آیاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ» (4)
اعتصام یعنی خود را در پناه چیزی قرار دادن؛ در آیه 101 همین سوره می فرماید: هر کس به خدا پناه برد، به صراط مستقیم هدایت شده است در این آیه می فرماید به حبل (ریسمان) الهی پناه برید و پراکنده نشوید. حبل الهی می تواند قرآن باشد چه اینکه در برخی نقلهای حدیث ثقلین از قرآن، به حبل تعبیر شده است. خود پیامبر صلّی الله علیه و آله هم که حامل قرآن و مبیّن قرآن هستند، حبل الله هستند و بالاخره عترت پیامبر صلّی الله علیه و آله که عِدل و همتای قرآن هستند، حبل الله می باشند.(5) در ادامه می فرماید: به یاد آورید زمانی را که با هم دشمن بودید خدا به شما نعمت داد و بین قلوب شما ألفت ایجاد کرد و همه با هم برادر شدید.

2. ایجاد برادری میان مهاجر و انصار: این اقدام، جزء اوّلین کارهای پیامبر صلّی الله علیه و آله در مدینه بود که هر کدام از مهاجرین با نظیر خود از انصار به دست پیامبر صلّی الله علیه و آله برادر شد و خود آن حضرت هم با نفس خود یعنی علیّ بن أبی طالب علیه السلام برادر شد. (6) اوج این موضوع زمانی است که این آیه از سوره حجرات نازل می شود و همه مؤمنان را برادر قرار می دهد: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْكُمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ» (7)

معاهدات بیرونی



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/10/6
زمان : 09:00 ق.ظ
راز سر به مهر سوره "یاسین"
نظرات | ادامه مطلب

جز اندکی از پیشینیان و تنی چند از بزرگان معاصر که به اجمال در این باره سخنانی به میان آورده اند، هنوز اما کسی به تفصیل پرده از این راز سر به مهر برنگشوده که چرا حضرت رسالت پناه(ص)، سوره "یاسین" را "قلب قرآن" خوانده است؟!

پای ثابت سوالات قرآنی مسابقات مسجد محله و مدرسمان، همیشه این بود که قلب قرآن، چه سوره ای است؟ و چون از بس شنیده بودم، از پیش جواب را در آستین داشتم اما هیچ گاه نپرسیده بودند و هیچ وقت برایم سوال نشده بود که آخر چرا این سوره، «قلب قرآن» خوانده شده است؟ و چرا از میان همه سور ها، یاسین؟ پیش خود می گفتم اگر معصوم اینگونه فرمایش کرده است لابد حکمتی دارد و عجبا که هیچ وقت، پی کشف حکمت این کلام حکیمانه نرفتم! تا امروز که این سوال به جِدّ برایم مطرح شد و بهانه ای خجسته دست داد تا بروم سراغ منابع تفسیری و رصد کنم آنچه را که ارباب تفاسیر  گفته اند. نتیجه مطالعه اما اندکی دور از انتظار بود. چرا که در نهایت شگفتی دریافتم که جز اندکی از پیشینیان و تنی چند از بزرگان معاصر، آنهم به اجمال، هنوز کسی به تفصیل پرده از این راز سر به مهر برنگشوده است؟! گویا این سوال برای اجلّه بزرگان این علم شریف، چندان مطرح نبوده و اکثرا تنها به نقل روایت نبوی بسنده کرده اند. اما بر خلاف گذشتگان، برخی معاصران درصدد کشف این حکمت ناگفته برآمده و دیدگاه هایی را به میان آورده اند که خواهد گذشت.

و اما پیش از پاسخ تفصیلی، نخست متن حدیث:

امین الاسلام، طبرسی، این روایت را نخست از حضرت ختمی مرتبت، نقل کرده که حضرتش فرمود: «لكل شی ء قلبا و قلب القرآن یس». (هر چیز، قلبی دارد و قلب قران، سوره یاسین است)
و آنگاه روایت را با تفصیل بیشتر، این بار  از زبان امام صادق(ع) چنین آورده است:

«انّ لکلّ شیئ قلباً و قلب القرآن یس فمن قرأ یس فی نهاره قبل ان یمسی کان فی نهاره من المحفوظین والمرزوقین حتی یمسی، و من قرأها فی لله قبل ان ینام و کل به الف ملک یحفظونه من کل شیطان رجیم و من کل آفة». (براى هر چیزى قلبى است و قلب قرآن سوره یس است پس هر كس در روز پیش از آنكه شام كند بخواند در روز آن از حفظ شدگان و روزى داده شدگان باشد تا شب كند و هر كس در شب بخواند پیش از آنكه بخوابد خدا بر او هزار فرشته مأمور كند تا او را از هر شیطانى پلیدى و از هر آفتى حفظ نماید. )[ مجمع البیان، ج 20، ص360]

كل العالم، قلبش می شود كل آدم. كل آدم می شود نفس خاتم. او می شود قلب عالم. سوره ی «یس»، سوره ی قلب عالم امكان است. این است كه این سوره، قلب قرآن است

تبیین وجوه تسمیه سوره یاسین به «قلب قرآن»

یک. دیدگاه غزالی

امام محمد غزالی از بزرگان اهل تسنن، بر این باور است که صحت ایمان در گرو اعتراف به معاد و روز رستاخیز است و چون در سوره یاسین، این اصل به بهترین وجه ممکن، تبیین شده است، لذا پیامبر(ص) این سوره را بدین نام خوانده است. این سخن را امام فخز رازی صاحب تفسیر کبیر مفاتیح الغیب، به نقل از غزالی،اینگونه آورده است: «و قال الغزالی فیه: إن ذلك لأن الإیمان صحته بالاعتراف بالحشر و الحشر مقرر فی هذه السورة بأبلغ وجه، فجعله قلب القرآن لذلك.» [مفاتیح الغیب، ج5، ص273.]

دو. دیدگاه آیت الله قاضی



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/10/5
زمان : 08:37 ق.ظ
با هم زمین نخوریم!
نظرات | ادامه مطلب

از دریای آتش فاصله بگیرید

فاصله میان ۱۲ ربیع الأول که سالگرد ولادت پیامبر اکرم (صلی الله و علیه و آله) بنا بر روایات أهل سنت تا ۱۷ ربیع الأول که تاریخ ولادت رسول الله محمد(صلى الله علیه و آله) بنا بر روایات موجود در شیعه است، از سوی امام خمینی (ره)، به عنوان هفته وحدت نامکَذاری شده است.

ایجاد همبستگی و همدلی میان مسلمانان و اتحاد ملّی که امروزه از دغدغه های اندیشمندان مسلمان به ویژه رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز می باشد، در آموزه های اسلامی و دستورهای قرآن کریم ریشه دارد.
در این فرصت به اختصار در این باره نکاتی را عرض خواهیم کرد ....
اوضاع متشتت مسلمانان از یک سو و همدست شدن دنیای غرب علیه اسلام از سوی دیگر، ایجاب می کند که برای درمان درد پراکندگی پیروان اسلام، به قرآن رو آورد؛ از این رو، اتحاد که «انسجام و یگانگی همه مسلمانان در انتخاب شیوه واحد، برای نیل به اهداف واحد در برابر دشمنان» را معنا می دهد، از نظر قرآن امر ضروری به شمار می آید و اختلاف جز سستی و از دست رفتن عظمت مسلمانان را به ارمغان نمی آورد.
آیات بسیاری در قرآن مجید مسأله وحدت را بررسی، ریشه یابی و بر آن تأكید كرده اند كه به چهار دسته كلی تقسیم می شوند:

دسته اول آیات منع از حزب بندی

«... وَ اِنَّ هذِهِ اُمَّتُكُمْ اُمَّةً واحِدَةً وَ اَنَا رَبُّكُمْ فَاتَّقُونِ. فَتَقَطَّعُوا اَمْرَهُمْ بَیْنَهُمْ زُبُرا كُلُّ حِزْبٍ بِمالَدَیْهِمْ فَرِحُونَ»(1) ؛ «این امت شما، یك امت واحد است و من پروردگار شما هستم»،
ملاحظه می كنیم در این جا «وحدت بین مردم، با توحید پروردگار، لازم و ملزومند».

با هم نزاع نكنید، نزاع و منازعه یعنی دعواكردن، با یكدیگر جنگ كردن، اختلاف باید به صورت تنازع درنیاید، به صورت دعوا كردن نباشد، خوب اگر نزاع كردیم و اختلافات به منازعه رسید چه می شود؟ «فَتَفْشَلُ وا» «فَشَل» یعنی سست شدن، جامعه شما یك جامعه معیوب و سستی می شود كه زود می توان آن جامعه را ذلیل كرد

بعد می فرماید: «فَاتَّقُون» تقوا پیشه كنید و از خدا پروا داشته باشید. یعنی اگر شما بخواهید در زمینه وحدت امت و توحیدِ پروردگار موفق باشید، پیش شرطش التزام به تقوا است. یعنی كنترل خود را از دست ندهید و هر چه دلتان می خواهد، هر چه هوا و هوستان هست، هر چه دنیاتان اقتضاء می كند، انجام ندهید، بلكه خودتان را حفظ و كنترل كنید، خودنگه دار باشید.

منع از قطعه کردن!
بعد از این تذكر بلافاصله می فرماید: «فَتَقَطَّعُوا اَمْرَهُمْ بَیْنَهُمْ زُبُرا...» این امت ها (یا امت اسلام) امرشان را در بینشان تكه پاره كردند. یعنی به صورت آشكار و روشن، اختلاف بینشان واقع شد و تكه پاره شدند، بعد می فرماید: «كُلُّ حِزْبٍ بِمالَدَیْهِمْ فَرِحُونَ» هر گروهی به آنچه خودش دارد دل خوش كرده است و تصور می كند تشخیص وی برترین تشخیص و رویه دیگران مردود است و همین طرز تفكر یعنی خودبرتربینی و نفی دیدگاههای دیگران و اولین شكاف در دیوار عظیم وحدت ملی.
در آیاتی دیگر مسأله اختلاف احزاب را مطرح می كند: «فَاخْتَلَفَ الاْحْزابُ مِنْ بَیْنِهِمْ»،(2) احزاب در بین خودشان اختلاف كردند، اصلاً اگر امت، حزب، حزب شد حتما اختلاف هست، اگر اختلاف ندارند پس چرا چند حزب شدند؟
هر جا قرآن می خواهد مذمّت كند، كلمه (احزاب) را می آورد، آنجائی كه (حزب) است، همان حزب اللّه است، تعریف می كند، یعنی حزب اللّه در بین مسلمانان فقط یك حزب است و اگر به احزاب تقسیم شدند دیگر فاجعه است. (3)

دسته دوم آیات منع از اختلاف پس از وحدت



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/10/3
زمان : 08:33 ق.ظ
آهای شیعه! قولت یادت نره!
نظرات | ادامه مطلب

گاهی عهد هم مثل دل، می شکند و گاهی چون سیمان، ناشکستنی! من در پیمان «الست» بله هایی گفته ام، بله هایی که شاید یادم نباشد! بله هایی که در وسط جاده شلوغ قلب من، زیر دست و پاست و گم شده است.
خدیجه همتیان پور فرد - بخش مهدویت تبیان

گاهی عهد هم مثل دل، می شکند و گاهی چون سیمان آن قدر محکم می شود که ناشکستنی! در پیمان «الست» همان آیه میثاق (1) که با خداوند تعالی رویارویی حضوری داشته ایم و با علم حضوری و شهود قلبی او را دیده ایم و شناخته ایم که آفریننده و روزی دهنده مان کیست؛ (2) در همان موقعیت که به فقر ذاتی و احتیاج خود به پروردگار، اعتراف کردیم، بله های دیگری را نیز گفته ایم. بله هایی که شاید یادمان نباشد؛ اما شواهدی بر آنها شاهد است.
کمی تأمل بفرمایید؛ آیا یادتان می آید که چه شواهدی نشان از عهد ما با ولایت دارد؟ و چرا می گوییم عهدی به غیر از وحدانیت خداوند نیز به گردن ما هست؟

امروز آغاز امامت امام زمان(عج) است . همان امامی که سالهاست آغاز امامتش را جشن می گیریم و در انتظارش هستیم. در این روز باید عهدی را که بسته ایم به یاد آوریم و متعهد به آن باشیم.

روزی که "بله" گفتیم

قبل از نشئه دنیایی، نشئه ای داشتیم انسانی که در آن اعتراف و اقراری کردیم به توحید و اینکه فقیریم و وابسته؛ همچنین اقرار نمودیم به ولایت و طاعت پیامبر اکرم و ائمه علیهم السّلام؛ اگر فردی تا این مرحله پیش رود به حقیقت توحید رسیده است؛ زیرا ایستگاه آخر، قبول ولایت والیان منسوب از طرف خداوند است.
صادق آل طه (علیه السّلام) در مورد اقرار گرفتن خداوند از خلق و پیشتاز بودن پیامبر (صلی الله علیه و آله) حضرت امیر و ائمه (علیهم السّلام) در بلی گفتن به ربوبیت خداوند تعالی و هدیه گرفتن دین، علم، امانتداری و مسئولیت از سوی خداوند و دستور پروردگار به اقرار نمودن مخلوقات به ربوبیت خداوند و ولایت و طاعت این عزیزان و شهادت ملائکه به این مساله و... تأکید می فرمایند که "ولایت ما بر خلق، محکم شد."  (3)

قبل از نشئه دنیایی، نشئه ای داشتیم انسانی که در آن اعتراف و اقراری کردیم به توحید و اینکه فقیریم و وابسته؛ همچنین اقرار نمودیم به ولایت و طاعت پیامبر اکرم و ائمه علیهم السّلام؛ اگر فردی تا این مرحله پیش رود به حقیقت توحید رسیده است؛ زیرا ایستگاه آخر، قبول ولایت والیان منسوب از طرف خداوند است

همچنین فرمودند: "ما همان پیمان و عهد خداییم، هر کس به عهد ما وفا کند، به عهد الهی وفا کرده است و هر کس پیمان ما بشکند، پیمان خداوند شکسته است."(4)
تا به حال این حدیث زیبا و قابل تأمل را شنیده اید که امام باقر (علیه السّلام) در مورد معنای آیه شریفه «فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا» فرمودند: «مراد از آن، لا اله الا الله، محمّد رسول الله و علی امیرالمؤمنین است»؟! و سپس اضافه می نمایند كه «الی هاهنا التوحید» (5) یعنی توحید تا این جاست. به نظر شما بزرگواران، چرا مولا توحید را این گونه معنا کرده اند؟ چرا اگر من با فطرت الهی خود، متوجه شوم که خداوند یکی است به آخرین ایستگاه مقصد توحید نرسیده ام؟ و هنوز تا رسیدن به وحدانیت فاصله هست؟ آیا ولایت مولا در ما فطری است و مانند توحید، با آب و گل ما سرشته شده است؟ تأمل کنیم!

امانتی گمشده در زیر دست و پا



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/10/2
زمان : 08:45 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.