تبلیغات
امام حسن مجتبی علیه السلام - مطالب عمومی .اسلامی .قران.
آیاتی که جبرئیل برای پیامبر(ص) نیاورد!
نظرات | ادامه مطلب

آیا می دانید پیامبر(ص) بعضی از آیات قرآن را بدون واسطه جبرئیل و مستقیما از خود خداوند دریافت کرده است؟

در باب پدیده وحی و نزول قرآن سوالی مطرح است و آن اینکه آیا همه آیات قرآن را جبرائیل امین برای پیامبر خدا(ص) آورده است یا اینکه بخشی از آن را این فرشته مقرب الهی، و بخشی دیگر را پیامبر اکرم(ص) خود به طور مستقیم از حضرت وحی آفرین، دریافت کرده است؟
کثیری از محققان علوم قرآنی، دیدگاه دوم را پذیرفته اند و ما در این نوشتار برآنیم تا ضمن تبیین کیفیت وحی مستقیم، سور و آیاتی را که ملک وحی در نزول آن وساطتی نداشته است، به دست دهیم.

اندر چیستی وحی

وحی نوعی شعور مرموز از جنس علم حضوری و شهودی است و چون علم شهودی، امری شخصی و غیرقابل انتقال به غیر است لذا حقیقت وحی جز بر مخاطب مستقیم و حامل آن، بر احدی مکشوف نیست.
این شعور مرموز، تنها منحصر به هدایت فطری و تشریعی انسانها نیست بلكه مشتمل بر هدایت تكوینی و طبیعی موجودات بی جان همچون جمادات و نباتات و هدایت غریزی موجودات جاندار مانند حیوانات نیز است. بنابراین باید گفت وحی دارای مراتب دانی و عالی است. وحی در مرتبه فرودست، به شکل هدایت غریزی و تکوینی در حیوانات، جمادات و نباتات بروز و ظهور می کند و در مرتب فرادست به شکل هدایت تشریعی بر انسانها.

گونه های وحی تشریعی قرآن

قرآن کریم، در آیتی، شیوه های گوناگون ایحای خداوند به پیامبران را سه گونه برمی شمرد: وَ ما کانَ لِبَشَرٍ أَنْ یُکَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْیاً أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ أَوْ یُرْسِلَ رَسُولًا فَیُوحِیَ بِإِذْنِهِ ما یَشاءُ إِنَّهُ عَلِیٌّ حَکِیمٌ. (شوری/ 51) به گزارش این آیه، یک نوع از ایحای الهی به پیامبران، وحی بدون واسطه است (وحیا) که مخاطب، کلام را مستقیم از خداوند دریافت می کند. از برخی آیات چنین برمی آید که رسول خدا تمام قرآن را مستقیم از خدای متعال اخذ کرده است: إِنَّکَ لَتُلَقَّی الْقُرْآنَ مِنْ لَدُنْ حَکِیمٍ عَلِیمٍ. (نمل/ 6) این نوع وحی دریافت فیض از ذات باری است که برای انسان در عروج معنوی و پشت سر نهادن وسایط پیش می آید و جان، تجلیگاه نور بی واسطه حق است: إِنَّا سَنُلْقِی عَلَیْکَ قَوْلًا ثَقِیلًا. در همین نوع ارتباط است که سراسر وجود و حالات او متأثر می گردد، که امام معصوم علیه السّلام فرمود: ذاک اذا تجلی الله له(1)؛ یعنی؛ این زمانی است که خداوند بی واسطه بر پیامبر(ص) تجلی می کرد.  نوع دوم ایحا از طریق واسطه و از پس حجاب است، مانند ایجاد صدا در فضا یا درخت. در اینجا متکلم واقعی خداست و درخت مظهر کلام اوست. نوع سوم ایحا از طریق فرشته پیک وحی است که او هم واسطه است، لیکن به عنوان حامل پیام خدا: فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلی قَلْبِکَ.( بقره/ 97) البته روشن است که جمع میان این اقسام برای یک انسان مقدور است، چرا که این تفاوتها مربوط به حالات معنوی گیرنده وحی و پیوند او با مبدأ فیض است و نه فرستنده آن. (2)



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/09/25
زمان : 08:38 ق.ظ
کلیدی برای خوشبختی در زندگی !
نظرات | ادامه مطلب

نهاد خانواده بسیار مورد تاکید اسلام است و برای استحکام و دوام آن هر توصیه ایی که می توانسته کرده است. در ذیل همین آیه در تفسیر گرانقدر نمونه چنین آمده است.

یکی از عوامل افزایش چشم گیر طلاق در جامعه امروز ما به عدم تحمل و صبر است. معروف است که امام خمینی (ره) توصیه شان به همه زوج هایی که برای جاری کردن صیغه عقد خدمت ایشان می رسیدند می فرمودند: بروید و با هم بسازید.

مقام معظم رهبری (دام ظله) در توصیه خود به زوج های جوان چنین توصیه میفرمایند: من یک وقت خدمت امام رفتم. ایشان می خواستند خطبه ی عقدی را بخوانند، تا من را دیدند گفتند: شما بیا طرف عقد بشو! ایشان بر خلاف ما که طول و تفصیل می دهیم و حرف می زنیم، عقد را اوّل می خواندند، بعد دو سه جمله ای کوتاه صحبت می کردند. من دیدم ایشان پس از اینکه عقد را خواندند، رویشان را به دختر و پسر کردند و گفتند:« بروید با هم بسازید.»
من فکر کردم دیدم که ما این همه حرف می زنیم، اما کلام امام (ره) در همین یک جمله بروید و با هم بسازید خلاصه می شود! (1)
این از آن جاهایی است که سازش و کوتاه آمدن خوب است. (2)
پس اصلی ترین عامل برای بقا و استحکام زندگی صبر و سازگاری است. زن و مرد نباید به طرف دیگر به چشم یک فرشته نگاه کنند بلکه باید توقعات خود را پایین آورده و به طرف مقابل حق اشتباه کردن بدهند. در اسلام صبر و خوش اخلاقی زن در برابر بد اخلاقی شوهر جهاد شمرده شده است.
عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ كَتَبَ عَلَى الرِّجَالِ الْجِهَادَ وَ عَلَى النِّسَاءِ الْجِهَادَ فَجِهَادُ الرَّجُلِ أَنْ یَبْذُلَ مَالَهُ وَ دَمَهُ حَتَّى یُقْتَلَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ جِهَادُ الْمَرْأَةِ أَنْ تَصْبِرَ عَلَى مَا تَرَى مِنْ أَذَى زَوْجِهَا وَ غَیْرَتِه.(3)
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ حَسَّانَ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ أَبِی إِبْرَاهِیمَ ع قَالَ: جِهَادُ الْمَرْأَةِ حُسْنُ التَّبَعُّلِ.(4) 
قرآن کریم در آیه 19 سوره نساء می فرماید: یَأَایُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ لَا یحِلُّ لَكُمْ أَن تَرِثُواْ النِّسَاءَ كَرْهًا  وَ لَا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُواْ بِبَعْضِ مَا ءَاتَیْتُمُوهُنَّ إِلَّا أَن یَأْتِینَ بِفَاحِشَةٍ مُّبَیِّنَةٍ  وَ عَاشرِوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِن كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسىَ أَن تَكْرَهُواْ شَیًا وَ یجَعَلَ اللَّهُ فِیهِ خَیرْا كَثِیرًا.
در این آیه از قرآن کریم به مومنان دستور داده است که با همسرانتان معاشرتی به معروف داشته باشد علامه طباطبایی (ره) در ذیل این آیه معاشرت به معروف را چنین معنا می نمایند: كلمه (معروف) به معناى هر امرى است كه مردم در مجتمع خود آن را بشناسند، و آن را انكار نكنند، و بدان جاهل نباشند، و چون دستور به معاشرت كردن با زنان را مقید فرمود به قید (معروف) قهرا معناى امر به معاشرت با زنان معاشرتى است كه در بین مامورین به این امر یعنى مسلمانان معروف باشد.

مقام معظم رهبری به زوج های جوان توصیه می نمایند که :دخترها و پسرها به دنبال ایده آل نباشند. در امر ازدواج، هیچ کس ایده آل نیست. انسان نمی تواند ایده آل خود را پیدا کند. باید بسازند و زندگی کنند. خداوند ان شاء الله زندگی را شیرین خواهد کرد و به آنها برکت خواهد داد و ان شاء الله مورد رضای الهی قرار خواهند گرفت



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/09/24
زمان : 08:25 ق.ظ
دعای امام رضا برای امام زمان علیهماالسلام
نظرات | ادامه مطلب

امام رضا علیه السلام پیوسته بر دعا کردن برای امام مهدی علیه السلام دستور می دادند و به ما یاد می دهند چگونه دعا کنیم...

دوران امام رضا علیه السلام دورانی بود که به خاطر شرایط خاصی که پیش آمده بود بعضی ها فکر می کردند قضیه قیام نهایی آل پیغمبر صلی الله علیه و آله به دست امام رضا علیه السلام واقع می شود؛ و این به خاطر درخشش ویژه ای بود که امام رضا  علیه السلام در بین شیعیان و غیرشیعیان داشتند و بسیار مطرح، معروف، مشهور و محترم بودند. پیش از آن حضرت، جوّ باز و آزادی برای بحث گسترده نبود، ولی در زمان آن حضرت این فضا ایجاد شده بود. برجستگی های علمی، بحث و گفتگو و نیز عنوان ولایتعهدی ایشان، چنین شبهه ای به وجود آورده بود که بعضی ها به ایشان "قیام کننده" می گفتند. در بعضی از روایات آمده که ایشان در پاسخ به کسانی که می پرسیدند: آیا شما هم قائم هستید؟ می فرمودند: ما همگی قیام کننده هستیم، اما آن کسی که منظور تو است، کس دیگری است و ما هم منتظر او هستیم.

دعای رضویه

چون دعا یک رشته ی دو سره است و یک سرش ما هستیم، با وجود این که کوچک هستیم ولی آن سرش قویّ مطلق است و همه به او نیازمندند. بنابر این دعای ما برای امام زمان علیه السلام مفید است. برای خود ما هم مفید است. برای شستشوی دلمان و برای پیوند برقرار کردنمان با امام زمان علیه السلام مفید است.

رابطه متقابل ما و امام زمان علیه السلام خیلی جالب است و دیدگاه هایی نسبت به مسائل اسلام از دید آن بزرگوار، به انسان می دهد. "دعای رضویه" دعای شریفی که مضامین بسیار سنگین، بحثهای طولانی ولایی و نیز مباحثی در مورد رابطه ما با امام زمان علیه السلام دارد که البته این نوشتار گنجایش شرح دعای رضویه را ندارد و فقط به اهمیت دعا برای امام زمان علیه السلام و رابطه متقابل ما و ایشان خیلی جالب اشاره دارد. ثقة المحدثین مرحوم حاج شیخ عباس قمی در کتاب مفاتیح الجنان، این دعا را از قول امام رضا علیه السلام آورده است.
یونس بن عبدالرحمان که از افراد مورد اعتماد اهل بیت علیهم السلام بوده، روایت کرده که حضرت امام رضا علیه السلام پیوسته بر دعا کردن برای امام مهدی علیه السلام دستور می دادند و امر فرمودند به دعا برای حضرت صاحب الامر، امام زمان علیه السلام. یونس بن عبدالرحمن خدمت امام رضا علیه السلام می رسد و می پرسد: ما برای آن بزرگوار چه کنیم و چه دعایی بخوانیم که خود نیز در زمره اصحاب او مطرح شویم؟ حضرت رضا علیه السلام این دعا را تعلیم فرمودند:«اللّهُمَّ ادْفَعْ عَنْ وَلِیِّكَ وَ خَلِیفَتِكَ وَ حُجَّتِكَ عَلى خَلْقِكَ وَ لِسانِكَ المُعَبِّرِ عَنْكَ النّاطِقِ بِحِكْمَتِكَ وَ عَینِكَ النّاظِرَةِ بِإِذْنِكَ وَ شاهِدِكَ عَلى عِبادِكَ ...».(مفاتیح الجنان ص 992)
حضرت می فرمایند: اینگونه بگو «اللّهُمَّ ادْفَعْ عَنْ وَلِیِّكَ ...» خدایا دفاع کن از  ولیّ خودت، یک معنی دفاع "دفع کردن" است؛ یعنی به طور مطلق دفاع کن.

مطمئن ترین راه ارتباط با امام غائب



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/09/23
زمان : 08:43 ق.ظ
در شب ترور چه کسی حضور داشت؟!
نظرات | ادامه مطلب

مسیر تاریخ با یک جان فشانی تغییر کرد؛ نور اسلام که می رفت برای همیشه خاموش شود با فداکاری یک نفر دوباره جان گرفت. نه تنها جان گرفت بلکه شعله کشید و عالَم را روشن کرد.

مبارک باد بر تو ای پسر ابی طالب که خداوند در برابر فرشتگانش به تو مباهات می کند و می بالد.( تفسیر ثعلبى؛ ج 2؛ ص 126)
این کلماتی است که جبرئیل به علی بن ابی طالب علیه السلام می گفت؛ زمانی که به همراه میکائیل (231486) به فرمان خدا مأمور محافظت از علی علیه السلام شده بود؛ جبرئیل در کنار سرِ علی بود و میکائیل در پایین پایش؛ در لیلة المبیت.
در آن شب بود که خداوند به جبرئیل و میکائیل گفت: من بین شما برادرى و اخوت ایجاد کردم و عمر یکى از شما را طولانى تر از دیگری قرار دادم. کدام یک از شما حاضر است از خودش بگذرد و زندگى دیگرى را بر خود مقدم کند؟ هیچ کدام حاضر نشدند تا فدای دیگری شوند. به آن ها وحى شد که چرا مثل علی نیستید؟ میان او و محمد صلی الله علیه واله نیز برادری و اخوت برقرار کردم و اکنون على در بستر پیغمبر خوابیده و آماده شده تا جان خویش را فداى او سازد. به زمین بروید و حافظ او در برابر دشمنان باشید. (تفسیر ثعلبى؛ ج 2؛ ص 126)

شب سرنوشت ساز

وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِ ی نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْ ضَاتِ اللَّ هِ ۗ وَاللَّ هُ رَ ءُوفٌ بِالْعِبَادِ؛
و نیز از مردمان کسی هست که در طلب خشنودی خداوند از سر جان برمی خیزد، و خداوند به بندگانش رئوف است . (بقره؛ 207)
مسیر تاریخ با یک جان فشانی تغییر کرد؛ نور اسلام که می رفت برای همیشه خاموش شود با فداکاری پسر ابی طالب جان دوباره گرفت. نه تنها جان گرفت بلکه شعله کشید و عالَم را روشن کرد.
یُرِ یدُونَ لِیُطْفِئُوا نُورَ اللَّ هِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّ هُ مُتِمُّ نُورِ هِ وَلَوْ كَرِ هَ الْكَافِرُ ونَ۞هُوَ الَّذِی أَرْ سَلَ رَ سُولَهُ بِالْهُدَىٰ وَدِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَ هُ عَلَى الدِّینِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِ هَ الْمُشْرِ كُونَ؛
می خواهند نور الهی را با سخنان خویش خاموش کنند و حال آنکه خداوند کمال بخش نور خویش است، ولو آنکه کافران ناخوش داشته باشند۞او کسی است که پیامبرش را با هدایت و دین حق فرستاده است تا آنان را بر همه ادیان پیروز گرداند، ولو مشرکان ناخوش داشته باشند. (صف؛ 8-9)
پیشرفت اسلام و افزایش لبیک گویان پیامبر و گسترده شدن تعداد آن ها به خارج از مکه، بر کفار گران آمد. آن ها از هر راهی که می توانستند با او مقابله می کردند. تا اینکه نوبت به مرحله نهایی رسید: قریش بر قتل پیامبر صلی الله علیه واله اتفاق نظر پیدا کردند. می گفتند که با رحلت ابی طالب، کسی نیست که محمد را یاری کند. برای همین تصمیم گرفتند که از هر قبیله ای یک جوان برومند را انتخاب کنند تا هرکدام ضربه شمشیری بر پیامبر بزنند و از این راه، توان دشمنی بنی هاشم با همه قبایل قریش را از آن ها بگیرند. (تاریخ یعقوبی؛ ج 2؛ ص 39)



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/09/22
زمان : 08:33 ق.ظ
امام مجتبی علیه السلام و خشمی که فرو نبرد!
نظرات | ادامه مطلب

در سیره حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام شواهد متعددی وجود دارد که به روشنی حاکی از سیطره تام و تمام وجود نورانی ایشان بر قوّه غضبیه است و شاید برجسته ترین آن، داستان معروف برخورد زننده مرد شامی با امام حسن مجتبی علیه السلام می باشد.

یکی از صفات پسندیده و فضایل اخلاقی مورد تاکید در آیات و روایات، صفت "حِلم" است. گرچه در احادیث متعددی معنای این فضیلت برجسته و ممتاز تبیین شده است، به عنوان مثال در نقلی از امام حسن مجتبی علیه السلام آمده است که شخصی از ایشان درباره معنای حلم پرسید و حضرت در پاسخ فرمودند: «كَظْمُ الْغَیْظِ وَ مِلْكُ النَّفْس» یعنی حلم، فروبردن خشم و تسلط بر خویشتن است.(1) با این حال به نظر می رسد یکی از آسانترین روشهای پی بردن به معنای حقیقی یک لفظ، شناخت ضدّ آن است. جمله ای در زبان اهل علم شایع است كه می گویند «تعرف الاشیاء باضدادها» یعنى اشیاء از راه نقطه مخالف و نقطه مقابلشان شناخته مى شوند.

این دو لشکر را بشناسید تا هدایت شوید

شیخ کلینى در نخستین باب از ابواب کتاب کافى، روایت مفصّلى را از امام صادق علیه السلام با عنوان "جنود عقل و جهل" نقل کرده است.(2) سماعة بن مهران، راوى این حدیث، مى گوید: نزد امام صادق علیه السلام بودم، در حالى که جمعى از یاران و اصحاب آن حضرت، گِرد ایشان بودند، سخن از عقل و جهل به میان آمد. آن حضرت فرمود: «عقل و لشکر عقل و همچنین جهل و لشکر جهل را بشناسید تا هدایت شوید.» آن گاه امام علیه السلام بنا به درخواست راوى با ذکر مقدمه اى درباره چگونگى آفرینش عقل و جهل، لشکریان هر یک از آنها را بر شمرد. طبق این روایت، یکی از 75 لشکر عقل، "حلم" و ضدّ آن که یکی از لشکریان جهل شمرده شده، "سَفَه" می باشد.(3) برای اینکه فهم دقیقتری از این فراز از روایت پیدا کنیم لازم است مقدمتا به یک مطلب اساسی اشاره نمائیم.

غضب بهشتی، غضب جهنمی

قوّه غضبیّه یک حالت اعتدالی دارد که در آن از طرفی مرز بین حلم و سستی و تساهل و ظلم پذیری کاملا تفکیک شده است و از طرف دیگر، افسار خشم و غضب به دست عقل داده شده و تحت سیطره آن در آمده است و باید دانست که تنها راه رسیدن به این اعتدال آنست که این قوّه شریفه، تحت تصرف و تربیت عقل و شرع قرار گیرد

یکی از نعمتهای بزرگ الهی که در وجود آدمی به ودیعه گذاشته شده، قوه غضبیه است. این قوه همانند دیگر قوای انسانی ممکن است گاهی دچار افراط و زیاده روی شود و گاهی نیز مبتلا به تفریط و کندروی گردد. در صورتی که این قوّه شریفه، در دام رخوت و خمودی و سستی گرفتار آید، باعث می شود انسان در جایی که باید اقدام کند، پا پس بکشد. مثلا در انجام امر به معروف و نهى از منكر سستی کند و در مقابل ظلم ستمكاران، سکوت کرده و لب فرو ببندد و جرأت عمل به وظیفه جهاد و جنگ در مقابل دشمنان خدا را نداشته باشد.
حالت افراط و زیاده روی این قوّه شریفه، همان رذیله اخلاقی است که بیشتر مردم از آن رنج می برند که در روایت فوق از آن به "سفه" تعبیر شده است. سفه به معنای خفت عقل و سبک مغزی است. زیرا در زمان فوران قوّه غضبیّه، انسان به جهت خفت عقل، كور و كر و چونان حیوانی درّنده و آتشی پر لهیب می شود؛ و چه بسا در همین حالت، اختیار را از کف بدهد و اقدام به هتك نوامیس محترمه و قتل نفوس مؤمنین كند.
بنابراین قوّه غضبیّه یک حالت اعتدالی دارد که در آن از طرفی مرز بین حلم و سستی و تساهل و ظلم پذیری کاملا تفکیک شده است و از طرف دیگر، افسار خشم و غضب به دست عقل داده شده و تحت سیطره آن در آمده است و باید دانست که تنها راه رسیدن به این اعتدال آنست که این قوّه شریفه، تحت تصرف و تربیت عقل و شرع قرار گیرد.

دو لشکر مردافکن در قبضه ولیّ خدا



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/09/18
زمان : 08:26 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.