تبلیغات
امام حسن مجتبی علیه السلام - مطالب انتظار
۸۹۰۴ چگونه منتظر باشیم؟
نظرات |

 چگونه منتظر باشیم؟     

لطفعلى محمدیان
بشر بحران زده امروز منتظر یك منجى است تا او را از بحران و پریشان حالى نجات دهد و به آرامشى مطلوب برساند. این آرامش را بشر خود از خویشتن دریغ كرده است و بشر خود به وجود آورنده این ناآرامى است كه امروز دیگر از آن به تنگ آمده، ظهور منجى را انتظار مى‏كشد و امّا او خواهد آمد و جهان را نجات خواهد داد. او همین الان مهمان دلهاى ماست و به ما وعده داده شده است. آرى او خواهد آمد و با ظهورش عشق و آرزوهاى ما تجسّم عینى خواهند یافت. او مظهر تمام صفات پسندیده‏اى است كه مى‏توان متصور شد. او حجت خدا بر خلق است و با آمدنش تاریكى‏ها روشن مى‏شوند و ظلم و نابرابرى‏ها رفع و دفع خواهند شد. او خلیفة ا... به تمام معناست و مظهر عباد صالح خداست. او الگوى كمال انسانى و جانشین شایسته پدرش و اجدادش و رسول خداست. او منتهاى آرزوى ماست.

 


آرى با ظهور حضرت قائم، عجّل‏اللَّه‏تعالى‏فرجه، انسان، انسان بودنش را و شایستگى‏هایش را و جامعه، جامعه بودنش را به تمام معنا درك خواهند كرد. انسان و جامعه همانى خواهد بود كه ولى خدا از او مى‏خواهد. امّا آنانى كه منتظر اویند باید شایسته منتَظر باشند باید خانه دل بیارایند و بعد به انتظار بنشینند. او بهترین و برترین در عصر خویش است. بنابراین با بهترین حالات شخصى و اجتماعى باید به استقبال ظهورش شتافت. وقتى قرار است یك میهمان معمولى به خانه‏مان بیاید خانه را پاك ساخته، مى‏آرائیم تا رضایت خاطر میهمان را به دست آوریم. حال كه او (حضرت قائم، عجّل‏اللَّه‏تعالى‏فرجه) بهترین و برترین میهمان ما و بشر خواهد بود چگونه مى‏توانیم خانه‏هاى دلمان را و جامعه‏مان را پاك نسازیم و نیارائیم؟ براى درك حضورش باید با ناپاكى‏ها و پلیدى‏ها جنگید و محیط را براى حضورش مهیا ساخت. قبل از هر چیز باید بر خود بشوریم و نفس آلوده خویش را به دار تقوى بكشیم. پس آنگه كه خود پاك شدیم جامعه نیز پاك خواهد بود و پاكان در مقابل ظلم و جور خواهند ایستاد و نبرد را به تمكین ترجیح خواهند داد. آنگاه كه مژده ایستادگى در برابر ظالمان به گوش مظلومان برسد به ظهور منجى مشتاقتر و مایلتر خواهند بود و خود به قیام خواهند برخاست و همانا كه ظهور حضرتش قیام مظلومان خواهد بود. امید به ظهور منجى ما را بر آن مى‏دارد كه در تاریكى‏ها ننشینیم به سمت نور و روشنایى رهسپاریم تا صبح دولت امید بدمد و با انوار وجودش رستگار شویم. نشستن و دست روى دست گذاشتن ما را جاودانه نخواهد ساخت درچنین حالتى تباهى‏ها روز به روز گسترش خواهند یافت و ما در گوشه‏هاى تاریك زمان گم خواهیم شد. راز جاودانگى در پویایى است نه در منفعل بودن. راز جاودانگى ما در با او بودن است چرا كه او حجت خداست براى با او بودن باید خالص بود و با عشق در این راه گام نهاد و همینطور باید براى مبارزه‏ائى بى‏امان با ظلم و جور و هرچه پلیدى‏هاست آماده بود.
انتظار یك بن‏بست اجتماعى نیست بلكه یك رودخانه جارى از حقایق اجتماعى است. انتظار دیدن روزنه امید براى رهایى است. انتظار دیدن افق فردا و فرداهاست. امید به آینده است. اشتیاق رسیدن به بهترین وضع است و نه تنها تلاش براى تثبیت وضع موجود نیست بلكه تلاشى است براى بهتر شدن، تكامل یافتن و همیشه پویا زیستن. بنابراین جامعه منتظر، جامعه‏اى است پویا، رو به تكامل و متمایل به بهتر و انسانى زیستن و فرد منتظر باید همیشه در حال گریز از وضع موجود و تلاش براى فردایى بهتر از امروز باشد باید بر علیه هرچه شرّ است بشورد تا جامعه براى ظهور و حضور آن انسان كامل آماده باشد. جاى بسى تأسف است كه در جامعه‏اى آلوده، ناپاك، نامناسب و آلوده به پلشتى‏ها منتظر چنین انسان والا و وارسته‏اى باشیم كه این نه شرط ادب است، نه شرط میهماندارى و نه شرط انسانى الهى. پس باید به‏پاخیزیم و با ادب حضور، جامعه را براى ظهور آماده سازیم.


 ماهنامه موعود شماره25
 
 
 



:: مرتبط با: انتظار ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/03/16
زمان : 02:06 ق.ظ
۸۹۰۳شیعه، انتظار، وظایف منتظران
نظرات |

شیعه، انتظار، وظایف منتظران 

ابراهیم شفیعى سروستانى
عظمت وجودى و ابعاد مختلف شخصیت حضرت صاحب‏الامر، علیه‏السّلام، باعث شده است كه در طول هزار و اندى سال كه از غیبت كبرى مى‏گذرد، هر گروه از مردم بسته به گرایش‏هاى خاص اعتقادى، اجتماعى و فرهنگى كه داشته‏اند، از دیدگاهى خاص به تحلیل شخصیت و تعیین جایگاه آن حضرت در عالم هستى بپردازند و هر گروه تنها درك و تصور خود از این موضوع را تصور درست و مطابق با واقع از شخصیت آن یگانه هستى تلقّى كنند.
در این میان جمعى از اصحاب سیر و سلوك و رهروان طریق عرفان و معنا با طرح موضوع خلیفةاللَّه و انسان كامل و پرداختن به نقش حجت الهى در عالم هستى، تنها به جنبه فرا طبیعى آن وجود مقدس توجه كرده و از سایر جنبه‏ها غفلت ورزیدند.

 


گروهى دیگر از اصحاب شریعت توجه خود را تنها معطوف به جنبه طبیعى آن وجود مقدس ساخته و ضمن مطرح كردن نقشى كه آن حضرت به عنوان امام و پیشواى مردم به عهده دارند هیچ‏گونه مسؤولیتى را در زمان غیبت متوجه مردم ندیدند و تنها تكلیف مردم را این دانستند كه براى فرج آن حضرت دعا كنند تا خود بیایند و امور مردم را اصلاح كنند.
عده‏اى هم ضمن توجّه به جنبه فراطبیعى و طبیعى وجود مقدس حضرت حجّت، علیه‏السّلام، تمام همّ و غمّ خود را متوجّه ملاقات با آن حضرت ساخته و تنها وظیفه خود را این دانستند كه با توسل به آن حضرت به شرف ملاقات با آن ذات اقدس نائل شوند.
اما در این میان گروهى با در نظر گرفتن همه ابعادى كه بدان‏ها اشاره شد، به طرح معناى درست انتظار پرداخته و درصدد تعیین وظیفه و نقش مردم در دوران غیبت برآمدند. در این دیدگاه، هم مسأله خلافت الهى انسان كامل مطرح است، هم به جایگاه و نقش مردم در قبال آن حضرت توجّه شده و هم وظیفه‏اى كه مردم در دعا براى حفظ آن وجود مقدّس و تعجیل در ظهورش دارند از نظر دور داشته نشده است.
شاید بتوان امام راحل امت، قدس‏سره، را به عنوان درخشان‏ترین چهره از گروه اخیر ذكر كرد. ایشان با صراحت به نقد و بررسى برداشت‏هاى مختلفى كه از مسأله انتظار فرج وجود دارد، پرداخته و دیدگاه خاص خود را در این زمینه چنین مطرح ساختند:
البته این پر كردن دنیا را از عدالت، این را ما نمى‏توانیم بكنیم، اگر مى‏توانستیم مى‏كردیم. اما، چون نمى‏توانیم بكنیم ایشان باید بیایند. ... اما ما باید فراهم كنیم كار را، فراهم كردن اسباب این است كه كار را نزدیك بكنیم، كار را همچو بكنیم كه مهیا بشود عالم براى آمدن حضرت، علیه‏السّلام، ...
2ایشان در جایى دیگر نیز درباره مفهوم »انتظار فرج« مى‏فرمایند:
انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام است و باید كوشش كنیم تا قدرت اسلام در عالم تحقق پیدا كند. و مقدمات ظهور ان‏شاءاللَّه تهیه شود.
3براى شناخت جایگاه و مفهوم انتظار در تفكر شیعى برخى از روایاتى را كه در این زمینه وارد شده است مورد بررسى قرار مى‏دهیم تا روشن شود كه:
1. آیا انتظار ضرورت دارد؟
2. فضیلت آن چیست؟
3. چه وظایفى در عصر غیبت بر عهده منتظران است؟
4. انتظار چه آثارى دارد؟

1. ضرورت انتظار
در تفكّر شیعى، انتظار موعود، به عنوان یك اصل مسلّم اعتقادى مطرح بوده و در بسیارى از روایات بر ضرورت انتظار قائم آل محمد، علیهم‏السلام، تصریح شده است، كه از جمله مى‏توان به روایات زیر اشاره كرد:
1. محمد بن ابراهیم نعمانى در كتاب الغیبة روایت كرده است كه روزى امام صادق، علیه‏السّلام، خطاب به اصحاب خود فرمودند:
آیا شما را خبر ندهم به آنچه خداى، صاحب عزت و جلال، هیچ عملى را جز به آن از بندگان نمى‏پذیرد؟ گفتم: چرا. فرمود: گواهى دادن به اینكه هیچ شایسته پرستشى جز خداوند نیست و اینكه محمد [صلّى‏اللّه‏علیه‏وآله] بنده و فرستاده او است، و اقرار كردن به آنچه خداوند به آن امر فرموده، و ولایت ما، و بیزارى از دشمنانمان - یعنى خصوص امامان - و تسلیم شدن به آنان، و پرهیزكارى و تلاش و مجاهدت و اطمینان و انتظار قائم، علیه‏السّلام.
42. ثقة الاسلام كلینى در كتاب الكافى روایت مى‏كند كه روزى مردى بر حضرت ابوجعفر امام باقر، علیه‏السّلام، وارد شد و صفحه‏اى در دست داشت؛ حضرت باقر، علیه‏السّلام، به او فرمود:
این نوشته مناظره كننده‏اى است كه پرسش دارد از دینى كه عمل در آن مورد قبول است. آن مرد عرض كرد: رحمت خداوند بر تو باد همین را خواسته‏ام. پس حضرت ابوجعفر باقر، علیه‏السّلام، فرمود: گواهى دادن به اینكه خدا یكى است و هیچ شریكى براى او وجود ندارد، و این كه محمد بنده و رسول او است، و این كه اقرار كنى به آنچه از سوى خداوند آمده، و ولایت ما خاندان و بیزارى از دشمنان ما، و تسلیم به امر ما، و پرهیزكارى و فروتنى، و انتظار قائم ما، كه ما را دولتى است كه هر وقت خداوند بخواهد آن را خواهد آورد.
53. شیخ صدوق در كتاب كمال‏الدین از »عبدالعظیم حسنى« روایت مى‏كند كه:
روزى بر آقایم محمدبن على بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن الحسین‏بن‏ابى‏طالب، علیهم السلام، وارد شدم و مى‏خواستم كه درباره قائم از آن حضرت سؤال كنم كه آیا همان مهدى است یا غیر او پس خود آن حضرت آغاز سخن كرد و به من فرمود:
اى ابوالقاسم! بدرستى كه قائم از ماست و او است مهدى كه واجب است در [زمان] غیبتش انتظار كشیده شود و در [زمان] ظهورش اطاعت گردد، و او سومین [امام] از فرزندان من است.
6روایات یاد شده و بسیارى روایات دیگر - كه در این مجال فرصت طرح آنها نیست - همگى بر لزوم انتظار حضرت قائم در دوران غیبت دلالت مى‏كند، امّا حال باید دید كه انتظار كه این همه بر آن تأكید شده و یكى از شرایط اساسى اعتقاد اسلامى شمرده مى‏شود - چه فضیلتى دارد و در كلام معصومین، علیهم‏السلام، از چه جایگاهى برخوردار است.

2. فضیلت انتظار
در روایات اسلامى آنچنان مقام و منزلتى براى منتظران موعود برشمرده شده كه گاه انسان را به تعجب وا مى‏دارد كه چگونه ممكن است عملى كه شاید در ظاهر ساده جلوه كند از چنین فضیلتى برخوردار باشد. البته توجه به فلسفه انتظار و وظایفى كه براى منتظران واقعى آن حضرت بر شمرده شده، سرّ این فضیلت را روشن مى‏سازد.
در اینجا به پاره‏اى از فضائلى كه براى منتظران قدوم، حضرت بقیةالله‏الأعظم بر شمرده شده، اشاره مى‏كنیم:
1. از پیامبر گرامى اسلام، صلّى‏اللَّه‏علیه‏وآله، روایت شده است كه فرمودند:
برترین عبادت‏ها انتظار فرج است.
72. همچنین از آن حضرت روایت شده است كه:
برترین جهاد امت من انتظار فرج است.
83. مرحوم مجلسى در كتاب بحارالانوار از امیرالمؤمنین، علیه‏السّلام، نقل مى‏كند كه آن حضرت فرمودند:
منتظر فرج باشید و از رحمت خداوند ناامید نشوید. بدرستى كه خوشایندترین اعمال نزد خداوند، صاحب عزّت و جلال، انتظار فرج است.
94. شیخ صدوق در كتاب كمال‏الدین از امام صادق، علیه‏السّلام، روایت كرده كه آن حضرت به نقل از پدران بزرگوارشان - كه بر آنها درود باد - فرمود:
منتظر امر (حكومت) ما، بسان آن است كه در راه خدا به خون خود غلتیده باشد.
105. در همان كتاب به نقل از امام صادق، علیه‏السّلام، روایت دیگرى به این شرح در فضیلت منتظران وارد شده است:
خوشا به حال شیعیان قائم ما كه در زمان غیبتش چشم به راه ظهور او هستند و در هنگام ظهورش فرمانبردار او، آنان اولیاء خدا هستند، همان‏ها كه نه ترسى برایشان هست و نه اندوهگین شوند.
11
6. در روایت دیگرى مرحوم مجلسى از امام صادق، علیه‏السّلام، نقل مى‏كند كه:
هر كس از شما بمیرد در حالى كه منتظر این امر باشد همانند كسى است كه با حضرت قائم، علیه‏السّلام، در خیمه‏اش بوده باشد. سپس حضرت چند لحظه‏اى درنگ كرده، آنگاه فرمود: نه، بلكه مانند كسى است كه در خدمت آن حضرت شمشیر بزند. سپس فرمود: نه، به‏خدا همچون كسى است كه در پیشگاه رسول خدا، صلّى‏اللّه‏علیه‏وآله، شهید شده باشد.12
چرا این همه فضیلت؟
با مشاهده روایات یاد شده ممكن است براى بسیارى این پرسش پیش آید كه چرا انتظار از چنین فضیلت برجسته‏اى برخودار است؟ براى رسیدن به پاسخ مناسبى براى این پرسش چند نكته اساسى را باید مورد توجه قرار داد:
1. انتظار حلقه اتصال شیعه با امام معصوم: چنانكه مى‏دانید »ولایت« و »امامت« ركن اساسى مكتب تشیع است و اعتقاد به ضرورت وجود حجت خدا و امام معصوم در هر عصر و زمان از مهمترین نقاط تمایز این مكتب از سایر مكتب‏هاست. از دیدگاه شیعه پذیرش ولایت معصومین، علیهم‏السلام، و به طور كلى تسلیم در برابر امام و حجت عصر، سرآمد همه فضیلت‏ها و شرط اساسى قبولى همه اعمال عبادى است. با توجه به این نكات درمى‏یابیم كه »انتظار« در زمان غیبت و عدم حضور ظاهرى امام در جامعه به نوعى اعلام پذیرش ولایت و امامت آخرین امام از سلسله امامان شیعه است و همین انتظار موجب مى‏شود كه ارتباط شیعیان با امامشان، اگر چه به صورت ارتباط قلبى و معنوى، حفظ شود و آنها در همه اعصار از فیض وجود امامشان برخوردار باشند.
بنابراین اگر »انتظار« را از مكتب شیعه بگیریم تفاوت چندانى میان این مكتب و دیگر مكاتب باقى نخواهد ماند؛ البته انتظار به همان مفهوم درست آن؛ یعنى امید به ظهور و قیام عدالت‏گستر دوازدهمین امام معصوم از خاندان پیامبر اكرم، صلّى‏اللَّه‏علیه‏وآله؛ همو كه در حال حاضر حجت خدا، واسطه فیض الهى، زنده و شاهد و ناظر اعمال شیعیان خود و فریادرس آنها در گرفتارى‏ها و ناملایمات است.
2. انتظار، معیار ارزش انسان‏ها: آرزوها و آمال انسان‏ها معیار خوبى براى سنجش میزان رشد، كمال و تعالى آنهاست؛ تا آنجا كه برخى مى‏گویند: »بگو چه آرزویى دارى تا بگویم كیستى«. آرزوهاى بلند، متعالى و ارزشمند حكایت از كمال روح و رشد شخصیت انسان‏ها و بلنداى همت آنها مى‏كند. به عكس آرزوهاى خرد، حقیر و بى‏ارزش نشان از بى‏همتى و رشدنیافتگى افراد دارد.
آرزوها انسان را به حركت وامى‏دارد و به طور طبیعى هر چه همت، بلندتر و آرزو، ارزشمندتر باشد حركت و تلاش انسان نیز از ارزش بیشترى برخوردار خواهد بود.
امام على، علیه‏السلام، در همین زمینه مى‏فرماید:
ارزش مرد به اندازه همت اوست.
13پس از این مقدمه مى‏توان گفت كه چون انسان منتظر برترین و ارزشمندترین آمال و آرزوهاى ممكن را داراست، به طور طبیعى از بهترین و والاترین ارزش‏ها نیز برخوردار است.
توضیح اینكه آرزوى نهایى انسان منتظر، حاكمیت نهایى دین خدا و مذهب اهل‏بیت، علیهم‏السلام، بر سراسر جهان، استقرار حكومت صالحان و مستضعفان در سراسر گیتى، كوتاه شدن دست ظالمان و مستكبران از گوشه گوشه جهان، برقرارى نظام قسط و عدالت بر پهنه زمین و گسترش امنیت و رفاه در جاى جاى كره خاك است؛ یعنى آرزویى كه از ابتداى تاریخ تاكنون و در زمان هیچ پیامبرى محقق نشده است. قطعاً چنین آرزوى بلندى از ارزش و فضیلتى وصف‏ناپذیر برخوردار است. البته به شرط آنكه »منتظر« به تناسب آرزوى بلند خود از تلاش و كوشش براى تحقق هر چه زودتر این آرزو كوتاهى نكند.
3. انتظار عامل پویایى و سازندگى فرد و اجتماع: چنانكه از مطالب بعدى و در بحث از وظایف منتظران روشن خواهد شد، انتظار نقش مهمى در سازندگى، پویایى و اصلاح فرد و جامعه در زمان غیبت دارد، و اگر انسان منتظر به وظایفى كه براى او برشمرده شده عمل كند به الگوى مطلوب انسان دیندار دست مى‏یابد و از جایگاه و مرتبه والایى برخوردار مى‏شود. به عبارت دیگر انسان منتظر با رعایت همه شرایط انتظار به همان شأن و منزلتى كه مورد انتظار دین اسلام است، رسیده و به بالاترین نقطه كمال نائل مى‏شود.
با توجه به نكات بالا به رمز فضائل بى‏شمارى كه براى منتظران برشمرده شد واقف مى‏شویم و بدرستى درمى‏یابیم كه چرا انسان منتظر از نظر اسلام از چنین مقام و مرتبه بلندى برخوردار است.

3. وظایف منتظران
در مورد وظایف و تكالیف شیعیان در دوران غیبت سخن‏هاى بسیارى گفته شده است و حتى در بعضى از كتاب‏ها، از جمله كتاب مكیال‏المكارم فى فوائد الدعاء للقائم تا هشتاد وظیفه براى منتظران قدوم خاتم اوصیاء حضرت بقیةاللّه، ارواحنا له الفداء، بر شمرده شده است.
14اما، از آنجا كه تبیین همه وظایفى كه شیعیان در عصر غیبت بر عهده دارند در این محدوده نمى‏گنجد، به تعدادى از مهمترین این وظایف اشاره مى‏كنیم:

1 - 3. شناخت حجت خدا و امام عصر، علیه‏السّلام
اولین و مهمترین وظیفه‏اى كه هر شیعه منتظر بر عهده دارد كسب معرفت نسبت به وجود مقدس امام و حجت زمان خویش است. این موضوع تا بدان درجه از اهمیت قرار دارد كه در روایات بسیارى كه به طریق شیعه و اهل سنّت از پیامبر گرامى اسلام، صلّى‏اللّه‏علیه‏وآله، و ائمه معصومین، علیهم السلام، نقل شده، آمده است:
هر كس بمیرد و امام زمانش را نشناسد، به‏مرگ جاهلى مرده است.
15و در روایت دیگرى كه مرحوم كلینى از امام محمد باقر، علیه‏السلام، نقل مى‏كند آمده است:
هر كس در حالى كه امامى نداشته باشد بمیرد، مردنش مردن جاهلیت است و هر آنكه در حال شناختن امامش بمیرد پیش‏افتادن و یا تأخیر این امر [دولت آل محمد، علیهم‏السّلام] او را زیان نرساند و هر كس بمیرد در حالى كه امامش را شناخته همچون كسى است كه در خیمه قائم [علیه‏السّلام] با آن حضرت باشد.
16توجه به مفاد دعاهایى كه خواندن آنها در عصر غیبت مورد تأكید قرار گرفته است، نیز ما را به اهمیت موضوع شناخت حجت خدا رهنمون مى‏سازد؛ چنانكه در یكى از دعاهاى معروف و معتبرى كه شیخ صدوق آن را در كتاب كمال‏الدین نقل كرده، مى‏خوانیم:
بار الها! خودت را به من بشناسان كه اگر خودت را به من نشناسانى پیغمبرت را نخواهم شناخت. بارالها! پیغمبرت را به من بشناسان كه اگر پیغمبرت را به من نشناسانى حجت تو را نخواهم شناخت. بارالها! حجت خود را به من بشناسان كه اگر حجتت را به من نشناسانى از دینم گمراه مى‏گردم. خداوندا! مرا به مرگ جاهلیت نمیران و دلم را [از حق] پس از آنكه هدایتم فرمودى منحرف مگردان...
17امام صادق، علیه‏السلام، در مورد كمترین حد معرفت امام مى‏فرماید:
كمترین حد معرفت به امام آن است كه [بدانى] امام مساوى با پیامبر، صلّى‏اللَّه‏علیه‏وآله، است مگر در درجه نبوت. امام، وارث پیامبر است و همانا اطاعت از او اطاعت از خدا و رسول خداست و باید در هر امرى تسلیم او بود و به سخن و فرمان او عمل كرد...
18مؤلف كتاب ارزشمند مكیال‏المكارم مراد و مقصود از »معرفت امام« را، كه در روایت‏هاى یادشده بر آنها تأكید شده است، چنین توضیح مى‏دهند:
بدون تردید مقصود از شناختى كه امامان ما - كه درودها و سلام‏هاى خداوند برایشان باد - تحصیل آن را نسبت به امام زمانمان امر فرموده‏اند، این است كه ما آن حضرت را آنچنانكه هست بشناسیم؛ به گونه‏اى كه این شناخت سبب در امان ماندن ما از شبهه‏هاى ملحدان و مایه نجاتمان از اعمال گمراه كننده مدعیان دروغین باشد، و این چنین شناختى جز به دو امر حاصل نمى‏گردد: اول، شناختن شخص امام، علیه‏السّلام، به نام و نسب، و دوم، شناخت صفات و ویژگى‏هاى او و به دست آوردن این دو شناخت از اهم واجبات است.
19البته امر دومى كه در كلام یادشده بدان اشاره شده، در عصر ما از اهمیت بیشترى برخوردار بوده و در واقع این نوع شناخت است كه مى‏تواند در زندگى فردى و اجتماعى منتظران منشأ اثر و تحول باشد؛ زیرا اگر كسى بحقیقت به صفات و ویژگى‏هاى امام عصر، علیه‏السّلام، و نقش و جایگاه آن حضرت در عالم هستى و فقر و نیاز خود نسبت به او واقف شود، هرگز از یاد و نام آن حضرت غافل نمى‏شود.
نكته‏اى كه در اینجا باید در نظر داشت این است كه شناخت امام زمان، علیه‏السلام، از شناخت دیگر امامان معصوم، علیهم‏السلام، جدا نیست و اگر كسى به طور كلى به شأن و جایگاه ائمه هدى واقف شد، صفات و ویژگى‏هاى آنها را شناخت و به مسؤولیت خود در برابر آنها پى برد، قطعاً نسبت به امام عصر، علیه‏السلام، نیز به شناختى شایسته مى‏رسد.
بهترین راه براى پى بردن به مراتب و مقامات بلند امامان معصوم شیعه به طور كلى و امام عصر، علیه‏السلام، به طور خاص، مطالعه و تأمل در كتاب‏هایى است كه در این زمینه نگاشته شده است كه از جمله مى‏توان به كتاب‏هاى زیر اشاره كرد: الكافى، محمدبن یعقوب كلینى (ج1، كتاب الحجة)، كتاب الغیبة، محمد بن ابراهیم نعمانى، كتاب الغیبة، ابوجعفر محمدبن الحسن معروف به شیخ طوسى، كمال‏الدین و تمام‏النعمة، محمدبن على بن الحسین معروف به شیخ طوسى، بحارالانوار، مولى محمدباقر مجلسى (ج51، 52 و 53). بحمدالله همه این كتاب‏ها به فارسى ترجمه شده و در دسترس همگان است.
خواندن زیارت »جامعه كبیره« و تأمل و تدبّر در اوصافى كه در این زیارت براى ائمه معصومین، علیهم‏السلام، نقل شده نیز در حصول معرفت نسبت به مقام و جایگاه امام در عالم هستى بسیار مؤثر است.
البته باید توجه داشت كه شناخت و معرفت حقیقى نسبت به حجت خدا تنها با مطالعه كتاب حاصل نمى‏شود و در این راه باید از عنایات حضرت حق نیز مدد جوییم و - همچنانكه در دعایى كه پیش از این بدان اشاره كردیم، ملاحظه شد - از درگاه الهى نیز توفیق شناخت حجتش را درخواست كنیم، تا بدین وسیله از گمراهى و سرگردانى نجات یابیم. این موضوع را از روایتى كه مرحوم كلینى از »محمد بن حكیم« نقل كرده، مى‏توان استفاده كرد. در این روایت آمده است:
از ابى‏عبداللّه (امام جعفر صادق)، علیه‏السّلام، پرسیدم: معرفت ساخته كیست؟ فرمود: از ساخته‏هاى خداوند است و براى بندگان نقشى در حصول معرفت نیست.
20شاید بتوان گفت كه شناخت نشانه‏ها و علائم ظهور نیز یكى از فروع شناخت امام عصر، علیه‏السلام، است؛ زیرا شناخت دقیق نشانه‏ها و علائم ظهور موجب مى‏گردد كه انسان فریب مدعیان دروغین مهدویت را نخورد و در دام شیّادانى كه ادعاى »مهدى« بودن دارند نیفتد.
توضیح اینكه براى ظهور منجى آخرالزمان نشانه‏ها و علائم حتمى و تردیدناپذیرى برشمرده شده كه با مشاهده آنها مى‏توان به حقانیت آن منجى و اینكه او واقعاً همان امام منتظر؛ یعنى امام مهدى، علیه‏السلام، است پى برد.
بنابراین بر همه منتظران لازم است كه پس از شناخت كامل امام عصر، علیه‏السلام، به مطالعه و شناسایى علائم و نشانه‏هاى ظهور نیز بپردازند.
براى آشنایى با نشانه‏هاى ظهور نیز علاوه بر كتاب‏هایى كه در بالا بدانها اشاره شد مى‏توان به كتاب‏هاى زیر مراجعه كرد: نوائب‏الدهور فى علائم‏الظهور، سیدحسن میرجهانى، عصر ظهور، على كورانى، روزگار رهایى، كامل سلیمان، ترجمه على‏اكبر مهدى‏پور و نشانه‏هاى ظهور او، محمد خادمى شیرازى.
2 - 3. پیراستگى از بدى‏ها و آراستگى به خوبى‏ها
وظیفه مهم دیگرى كه هر شیعه منتظر بر عهده دارد پیراستن خود از خصایص ناپسند و آراستن خود به اخلاق نیكو است، چنانكه در روایتى كه از امام صادق، علیه‏السّلام، نقل شده، آمده است:
هر كس دوست مى‏دارد از یاران حضرت قائم، علیه‏السّلام، باشد باید كه منتظر باشد و در این حال به پرهیزكارى و اخلاق نیكو رفتار نماید، در حالى كه منتظر است، پس چنانچه بمیرد و پس از مردنش قائم، علیه‏السّلام، به پاخیزد، پاداش او همچون پاداش كسى خواهد بود كه آن حضرت را درك كرده است، پس كوشش كنید و در انتظار بمانید، گوارا باد بر شما [این اجر] اى گروه مشمول رحمت خداوند!21
امام عصر، علیه‏السلام، نیز با توجه به ناگهانى بودن امر ظهور همه شیعیان را در زمان غیبت به انجام اعمال پسندیده و دورى از اعمال ناپسند فراخوانده، مى‏فرماید:
پس هر یك از شما باید آنچه را كه موجب دوستى ما مى‏شود، پیشه خود سازد و از هر آنچه موجب خشم و ناخشنودى ما مى‏گردد، دورى گزیند؛ زیرا فرمان ما به یكباره و ناگهانى فرامى‏رسد و در آن زمان توبه و بازگشت براى كسى سودى ندارد و پشیمانى از گناه كسى را از كیفر ما نجات نمى‏بخشد.
22موضوع تهذیب نفس و دورى گزیدن از گناهان و اعمال ناشایست، به عنوان یكى از وظایف منتظران در عصر غیبت، از چنان اهمیتى برخوردار است كه در توقیع شریفى كه از ناحیه23مقدسه حضرت صاحب‏الامر به مرحوم شیخ مفید، رضى اللّه عنه، صادر گردیده، اعمال ناشایست و گناهانى كه از شیعیان آن حضرت سر مى‏زند، یكى از اسباب و یا تنها سبب طولانى شدن غیبت و دورى شیعیان از لقاى آن بدر منیر شمرده شده است:
... پس تنها چیزى كه ما را از آنان (شیعیان) پوشیده مى‏دارد، همانا چیزهاى ناشایستى است كه از ایشان به ما مى‏رسد و خوشایند ما نیست و از آنان انتظار نمى‏رود.
24باید توجه داشت كه ما تنها زمانى مى‏توانیم خود را منتظر امام عدالت‏گستر و پیرو او بدانیم كه در زندگى فردى و اجتماعى خود، راه و روش مورد نظر او را اجرا كنیم. چنانكه در نامه امیرالمؤمنین على، علیه‏السلام، خطاب به عثمان‏بن حنیف، فرماندار بصره آمده است:
آگاه باش كه هر پیروى را پیشوایى است كه پى وى را پوید و از نور دانش او روشنى جوید، بدان كه پیشواى شما بسنده كرده است از دنیاى خود به دو جامه فرسوده و دو قرصه نان را خوردنى خویش نموده. بدانید كه شما چنین نتوانید كرد. لیكن مرا یارى كنید به پارسایى و كوشیدن و پاكدامنى و درستى ورزیدن.
25برخى منابع كه با مطالعه آنها مى‏توان به الگوى مطلوب براى اخلاق و رفتار مورد نظر ائمه معصومین، علیهم‏السلام، دست یافت عبارتند از:
1. دعاى »مكارم‏الاخلاق« امام سجاد، علیه‏السلام؛ این دعاى شریف كه در صحیفه سجادیه (دعاى بیستم) و در پایان كتاب مفاتیح‏الجنان، شیخ عباس قمى آمده، یكى از بهترین منابع براى شناخت فضایل و رذایل اخلاقى است.
2. دعاى امام زمان، علیه‏السلام؛ این دعا در مفاتیح‏الجنان نقل شده و با جمله »أَللَّهفمَّ ارْزفقْنا تَوْفیقَ الطَّاعَةف...« آغاز مى‏شود. دعاى یادشده كه از امام زمان، علیه‏السلام، نقل شده از جمله دعاهایى است كه مى‏تواند به ما تصویرى روشن از شیعه منتظر ارایه دهد و ما را با انتظارات امام از شیعیانش آشنا كند.
انسان با مداومت بر خواندن این دعاها و سعى و تلاش در به كار بستن آنچه در آنها آمده است، مى‏تواند به وضعیت
پى‏نوشت‏ها:
َّ 1. صحیفه نور (مجموعه رهنمودهاى امام خمینى، قدس‏سره)، ج 20، ص 198 - 199.
2. همان، ج 7، ص 255.
3. النعمانى، محمد بن ابراهیم، كتاب‏الغیبة، ص200، ح16.
4. الكلینى، محمد بن یعقوب، الكافى، ج2، ص22، ح13.
5. الصدوق، ابوجعفر محمدبن على‏بن‏الحسین، كمال‏الدین و تمام‏النعمة، ج2، ص377، ح1.
6. همان، ج2، ص287، ح2.
7. الحرّانى، ابومحمد الحسن بن على بن الحسین بن شعبة، تحف‏العقول عن آل الرسول، ص37.
8. المجلسى، المولى، محمدباقر، بحارالانوار، ج52، ص123، ح7.
9. الصدوق، ابوجعفر محمدبن على بن الحسین، همان، ج2، ص645، ح6.
10. همان، ج2، ص357، ح54.
11. المجلسى، المولى، محمدباقر، همان، ص126، ح18.
12. نهج‏البلاغه، ترجمه سیدجعفر شهیدى، كلمات قصار 47، ص369.
13. ر. ك: الموسوى الاصفهانى، میرزامحمدتقى، مكیال‏المكارم فى‏فوائد الدعاءللقائم، ج2، ص104 به بعد.
14. المجلسى، المولى‏محمدباقر، همان، ج8، ص368 و ج32، ص321 و 333؛ همچنین ر.ك: القندوزى، حافظ سلیمان بن ابراهیم، ینابیع‏المودة، ج3، ص372.
15. الكلینى، محمدبن‏یعقوب، همان، ج1، ص371، ح5.
16. الصدوق، ابوجعفرمحمدبن‏على‏بن‏الحسین، همان، ج2، ص512.
17. البحرانى، السیدهاشم الحسینى، البرهان فى تفسیر القرآن، ج2، ص34، ح3.
18. الموسوى الاصفهانى، میرزامحمدتقى، همان، ج2، ص107.
19. الكلینى، محمدبن‏یعقوب، همان، ج1، ص194، ح1.
20. النعمانى، محمد بن ابراهیم، همان، ص200، ح16.
21. المجلسى، المولى محمد باقر، همان، ج52، ص176.
22. »توقیع« در لغت به معناى نشان گذاشتن، امضاء كردن حاكم بر نامه و فرمان، جواب مختصر كه كاتب در نوشته به پرسش‏ها مى‏دهد، دستخط فرمانروا و نوشتن عبارتى در ذیل مراسله آمده است. و در اصطلاح علم حدیث به معناى پاسخ پرسش‏ها، یا اطلاعیه‏هایى است كه به صورت كتبى از طرف امام براى آگاهى شیعیان فرستاده شده است. چنانكه توقیعاتى از حضرت امام على‏النقى و امام حسن عسكرى، علیهماالسلام، نقل شده است. امّا معمولاً توقیع به نامه‏هاى حضرت حجةبن الحسن امام زمان، عجّل‏اللَّه‏تعالى‏فرجه، گفته مى‏شود كه توسط چهار تن نایبان خاص ایشان در زمان غیبت صغرى به دست شیعیان مى‏رسیده است. (ر.ك: ركنى، محمدمهدى، نشانى از امام غایب، عجّل‏اللَّه‏تعالى‏فرجه، بازنگرى و تحلیل توقیعات).
23. المجلسى، المولى محمد باقر، همان، ج53، ص177.
24. نهج‏البلاغه، ترجمه سیدجعفر شهیدى، نامه 45، ص317.
25. سوره‏ال عمران (3)، آیه 200.
26. النعمانى، محمدبن‏ابراهیم، همان، ص199، همچنین ر.ك: البحرانى، السیدهاشم الحسینى، البرهان فى تفسیر القرآن، ج1، ص334، ح4.
27. البحرانى، السید هاشم الحسینى، همان، ج1، ص334، ح2.
28. ر. ك: همان.
29. ابن طاووس، على‏بن موسى، مصباح‏الزائر، ص455؛ المجلسى، مولى محمدباقر، همان، ج102، ص111.
30. همان.
31. همان، ج53، ص177.
32. النعمانى، محمدبن‏ابراهیم، همان، ص320، ح10.
33. الكلینى، محمدبن‏یعقوب، همان، ج6، ص535، ح1.
34 »مرابطه« چنانكه فقها در كتاب جهاد گفته‏اند، این است كه شخص مؤمن براى جلوگیرى از هجوم و نفوذ مشركان و كافران در مرزهاى كشور اسلامى و یا هر موضعى كه از آن احتمال بروز حمله‏اى علیه مسلمانان مى‏رود، به حال آماده باش و در كمین به سر برد.(ر.ك: النجفى، محمد حسن، جواهر الكلام فى شرح شرائع الاسلام، ج21، ص39.)این عمل در زمان غیبت امام معصوم، علیه‏السّلام، مستحب بوده و فضیلت‏هاى بسیارى براى آن بر شمرده شده است، چنانكه در روایتى كه به طریق اهل سنت از رسول گرامى اسلام، صلّى‏اللّه‏علیه‏وآله، نقل شده آمده است:
رفباطف یَوْمف وَ لَیْلَةف خَیْرٌ مفنْ صفیامف شَهْرف وَ قفیامفهف، وَ إفنْ ماتَ مفرابفطاً جَرَى عَلَیْهف عَمَلفهف وَ أَجْرى عَلَیْهف رفزْقفهف وَ اَمفنَ مفنَ الففتَّانف.
یك شبانه روز مرابطه (مرزدارى) در راه خدا از اینكه شخص یك ماه روزها روزه باشد و شب‏ها به عبادت قیام نماید ثوابش بیشتر است. پس هر گاه در این راه بمیرد عملى كه انجام مى‏داده بر او جریان خواهد یافت، و روزیش بر او جارى خواهد شد و از فرشته‏اى كه در قبر مرده‏ها را امتحان مى‏كند ایمن خواهد ماند. (البرهان، علاءالدین على‏المتقى، كنزالعمّال فى سنن الأقوال و الأفعال، ج4، ص284، ح10509)
اما در مورد اینكه حداقل و حداكثر زمان مرابطه چه اندازه است باید گفت كه: حداقل زمان مرابطه سه روز و حداكثر آن چهل روز است؛ زیرا اگر از این مقدار بیشتر شود دیگر بر آن صدق مرابطه نكرده و جهاد شمرده مى‏شود و شخص هم از ثواب جهادكنندگان برخوردار مى‏شود. (ر. ك: النجفى، محمد حسن، همان، ج21، ص42-41)
35. الكلینى، محمدبن‏یعقوب، همان، ج8، ص381، ح576.
36. المجلسى، المولى محمدباقر، مراةالعقول فى شرح أخبار آل‏الرسول، ج26، ص582.
37. النجفى، الشیخ محمدحسن، همان، ج21، ص43.
38. ابن بطوطه، سفرنامه، ج1، ص272 به نقل از حكیمى، محمد، در فجر ساحل، ص 55.
39. صحیفه نور (مجموعه رهنمودهاى امام خمینى)، ج7، ص255.
40. الحرّ العاملى، محمد بن الحسن، وسائل‏الشیعة إلى تحصیل مسائل الشریعة، ج18، ص95، ح20.
41. الصدوق، ابوجعفر محمدبن على بن الحسین، همان، ج2، ص483، ح4.
42. همان؛ الطوسى، محمدبن الحسن، كتاب الغیبة، ص176.
42. الصدوق، محمد بن على بن الحسین، همان، ص 384.
43. الطوسى، محمدبن الحسن، مصباح‏المتهجّد، ص328.
44. الكفعمى، ابراهیم بن على، المصباح، ص421.
45. النعمانى، محمد بن ابراهیم، همان، ص245، ح46.
46. نورى، حسین، نجم‏الثاقب، ص523.
47. الصافى الگلپایگانى، لطف‏الله، منتخب‏الاثر فى الإمام الثانى عشر (علیه‏السلام)، ص506 و 508.
48. »حجّت« در لغت به معناى دلیل، برهان و راهنماست. به عبارت دیگر »آنچه را كه به آن دعوى یا مطلبى را ثابت كنند« حجت گویند. (ر.ك: الفیّومى، احمد بن محمد، المصباح المنیر، ص 121؛ ابن‏منظور، لسان‏العرب، ج 3، ص 53؛ الجوزى الشرتونى اللبنانى، سعید، أقرب الموارد فى فصح العربیة والشوارد، ج 1، ص 164؛ جفر، خلیل، فرهنگ لاروس، ترجمه سید حمید طیبیان، ج 1، ص 808؛ عمید، حسن، فرهنگ عمید، ج 1، ص 779). راغب اصفهانى نیز حجت را این گونه معنا كرده است: »راهنمایى آشكار به راه مستقیم و آنچه كه به آن مى‏توان به درستى یكى از دو نقیض پى برد« (الراغب الإصفهانى، ابوالقاسم الحسین بن محمد، مفردات ألفاظ القرآن فى غریب القرآن، ص 107).
49. سوره انعام (6)، آیه 158.
50. ر.ك: البحرانى، السید هاشم، البرهان فى تفسیر القرآن، ج 3، ص 121 - 123؛ مؤسسه المعارف الاسلامیة، معجم أحادیث الإمام المهدى، علیه‏السلام، ج 5، ص 100 - 109.
51. الصدوق، همان، ص 18.
52. همان، ص 357، ح 54.
53. قمى، شیخ عباس، مفاتیح‏الجنان.



:: مرتبط با: انتظار ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/03/16
زمان : 02:06 ق.ظ
۸۹۰۲رسالت فردى و شخصى انسان منتظر
نظرات |

رسالت فردى و شخصى انسان منتظر 

على اوسط خانجانى
از جمله موضوعاتى كه در دستگاه اندیشه شیعى جایگاه مهم و تعیین كننده‏اى دارد، انتظار دولت آرمانى و حكومت عادلانه سلیمان اقلیم وجود و قطب و قلب عالم امكان، ذخیره خدا و خاتم الاوصیاء امام مهدى (ع) است .
این مسئله دلواپسى مقدس هر شیعه بصیر و آرمانگرا و رمز پویایى و پایائى مكتب »تشیع« و پشتوانه كارآمدى دین به طور اعم و »اسلام« عزیز به طور اخصّ در اداره زندگى انسان است .
هدف این مقاله تبیین رسالت و مسؤولیت انسان منتظر در دوران غیبت امام (ع) است كه با چند پیش فرض ارایه مى‏گردد.


پیش فرض‏ها
1. اندیشه مهدویت حاصل رویكردى منطبق با غایتمند بودن نظام آفرینش نسبت به فرجام بشریت است. بر اساس این دیدگاه بشریت غایت و سر انجامى دینى دارد. به عبارتى روشن‏تر سرانجام دین است كه مدیریت جوامع انسانى را بر عهده مى‏گیرد. فیلسوف متأله استاد شهید مطهرى (اعلى الله مقامه) در این باره مى‏نویسد: »اندیشه پیروزى نهایى نیروى حق و صلح و عدالت بر نیروى باطل و ستیز و ظلم، گسترش جهانى ایمان اسلامى، استقرار كامل و همه جانبه ارزش‏هاى انسانى، تشكیل مدینه فاضله و جامعه ایده‏آل و بالاخره اجراى این ایده عمومى و انسانى به وسیله شخصیتى مشخص و عالیقدر كه در روایات متواتر اسلامى از او به »مهدى« تعبیر شده است؛ اندیشه‏اى است كه كم و بیش همه فرق و مذاهب اسلامى با تفاوت‏ها و اختلاف‏هایى بدان مؤمن و معتقدند. این اندیشه بیش از هر چیز مشتمل بر عنصر خوشبینى نسبت به دوران كلى نظام طبیعت و سیر تكاملى تاریخ و اطمینان به آینده و طرد عنصر بدبینى نسبت به پایان كار بشر است .
1 قرآن كریم با طرح پیروزى نهایى دین خدا و بشارت به مسلمانان در مورد آینده جهان به شكل غیر مستقیم از مهدى (عج) یاد مى‏كند. برخى از آن آیات عبارتند از:
الف) و لقد كتبنا فى الزبور من بعد الذكر ان الارض یرثها عبادى الصالحون
2 یعنى: ما در زبور داود از پس ذكر (تورات) نوشته‏ایم كه سرانجام زمین را بندگان شایسته ما میراث برند و صاحب شوند.
ب) و نرید ان نمن على الذین استضعفوا فى الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین
3 یعنى: ما مى‏خواهیم تا به مستضعفان زمین نیكى كنیم و آنان را پیشوایان و میراث بران زمین گردانیم .
ج) هو الذى ارسله رسوله بالهدى و دین الحق لیظهره على الدین كله و لو كره المشركون
4 یعنى: او همان خدایى است كه رسول خوبش را با دین حق به هدایت خلق فرستاد تا آن را بر همه ادیان عالم برترى دهد هر چند كافران ناراضى و مخالف آن باشند.همچنین آیات 54 از سوره مباركه مائده، 56 از سوره مباركه نور، 33 از سوره مباركه اسراء، 86 از سوره مباركه هود، 58 از سوره مباركه انعام و... با توجه به روایاتى كه در تفسیر اهل سنت و شیعه از معصومان (ع) در تفسیر این آیات رسیده است، بر امام زمان (ع) و انقلاب آن حضرت براى استقرار عدالت در عرصه جهان دلالت دارد.
اعتقاد به دینى بودن فرجام بشر و ظهور مصلح كل به حوزه فكرى اسلام محدود نمى‏شود بلكه بخش قابل توجهى از آموزه‏هاى ادیان پیش از اسلام مانند: زردشت، یهود و مسیحیت را تشكیل مى‏دهد »در دین زردشت موعودهایى معرفى شده‏اند كه آنان را »سوشیانت« مى‏نامند. این موعودها سه تن بوده‏اند كه مهمترین آنان آخرین ایشان است و او »سوشیانت پیروزگر« خوانده شده است«.
5 یهودیان كه خود را پیروان حضرت موساى كلیم (ع) مى‏دانند نیز منتظر موعودند. در آثار دینى و اسفار تورات و دیگر كتاب‏هاى آنان همواره به »موعود« اشاره شده است. استاد محمد رضا حكیمى در این باره مى‏نویسد: »اگر در مجموع آنچه كه در آثار مقدس یهودى آمده است، تامل شود، چهره سه موعود در آنها ترسیم مى‏شود. حضرت مسیح (ع)، حضرت محمد(ص) و حضرت مهدى (ع) و چون این قوم به حضرت مسیح (ع) و نه به حضرت محمد (ص) به هیچ كدام نگرویدند باید در برابر مسئله موعود و انتظار حساس و نگران باشند.
6 »در آئین مسیحیت و كتاب‏هاى مقدس این آئین نیز بشارت‏هاى بیشتر و روشن‏ترى در باره موعود آخر الزمان رسیده است و علت آن یكى قرب زمان است؛ زیرا با ظهور حضرت مسیح (ع) زمان در مقیاس كلى به ظهور حضرت مهدى (ع) نزدیك‏تر شده است و دیگر، تحریف كمتر آثار مسیحیت است. البته در آئین هندى و بودائى نیز سخن از موعود و نجات دهنده نهایى آمده است .
7 علاوه بر این در پژوهش‏هاى اندیشمندان جهان كه تفكّر ایدئولوژیك ندارند مى‏توان نكاتى را یافت كه حاكى از دینى بودن آینده و فرجام بشر است. از جمله »ویكتور هوگو« گفته است:
»آینده از آن هیچ كس نیست، آینده از آن خداست و تنها كارى كه از ما ساخته است آن است كه خود را براى آن آینده حتمى آماده كنیم و خود را براى اجراى آنچه‏آبنده از ما چشم دارد، مهیّاسازیم «.
2. »دین« به عنوان منشور هدایت تشریعى انسان در مسیر فطرت، آمیزه‏اى از تكالیف تجزیه‏ناپذیر فردى و اجتماعى در عرصه‏هاى مختلف زندگى است و به عنوان یك جریان سیال و پویا هیچگاه فصلى و زمانى نبوده و وقفه‏بردار نیست. بنابراین عصر غیبت، دوران تعطیل شدن تكالیف و افول و توقف رسالت و مسؤولیت انسان دیندار نیست بلكه در عصر غیبت نیز همانند دوران حضور امام (ع) البته با تعریف و شیوه مناسب و مقبول دین و عقل مى‏بایست تربیت دینى در سطح فرد و سیاست و سیاست دینى در سطح اجتماعى عملى گردد. هم فرد بر مبناى دین تربیت شود و هم جمع و جمهور بر اساس آموزه‏هاى دینى اداره شود و این هدف جز از طریق تشكیل حكومت‏هاى هم سنخ با حكومت معصوم (ع) ممكن نیست. زیرا تربیت انسان دینى و ساختمان جامعه‏اى با سازوكار دینى تنها از طریق داشتن یك نظام سیاسى دینى یعنى حكومت امكان‏پذیر است كما اینكه در اندیشه شیعى این هدف با نظریه »ولایت فقیه« تأمین مى‏گردد.
3- در روزگار كنونى به اعتراف ارباب معرفت رشد یكسویه تكنولوژى مبتنى بر عقل ابزارى در قرون اخیر از یك سو و مغفول ماندن حقیقت انسان كه غایت خلقت است از سوى دیگر، سر از كویر هستى سوز اومانیسم و توالى طبیعى آن یعنى لیبرالیسم، سكولاریسم و مدرنیزم درآورده و این جریان خطرناك بشریت را اسیر بحران هویت نموده است. به گونه‏اى كه متفكران واقع نگر و حقیقت گراى دنیاى امروز همچون ماركوزه و دیگران تنها راه نجات بشر8 را رجوع و بازگشت به مقوله‏هاى معنوى و روى آوردن به آسمان مى‏دانند. در چنین شرایطى »انتظار« در شكل منطقى، سازنده و پویا، مبشر تجدید حیات معنوى بشر و پیام آور بازگشت به خویشتن ملكوتى است.
4- از روایات مأثوره استنباط مى‏شود كه انقلاب اسلامى ایران پیش درآمد نهضت جهان شمول حضرت ولى عصر (عج) است .
حافظ، ابوعبدالله گنجى شافعى، محدث معروف اهل سنت، باب پنجم از كتاب خود در باره مهدى (ع) یعنى »البیان فى اخبار صاحب الزمان« را به بیان یارى رساندن مردم مشرق زمین به حضرت مهدى (عج) نام گذارده است.
وى در این باب از پیامبر اكرم (ص) نقل مى‏كند كه آن حضرت فرمود: »یخرج آناس من المشرق فیوطئون للمهدى سلطانه
9 یعنى مردمى از مشرق قیام مى‏كنند و زمینه حكومت مهدى (عج) را فراهم مى‏سازند.
حافظ، ابوعبدالله گنجى پس از نقل این حدیث مى‏گوید: »این حدیث صحیح و حسن است و آن را راویان موثق و عالمان حجت روایت كرده‏اند. این حدیث در سنن ابن ماجه نیز آمده است.

- از آیات قرآن و روایات رسیده از معصومان (ع) استنباط مى‏شود كه ظهور و قیام موعود امم امام مهدى (عج) اولاً و بالذات براى نجات اهل حق یعنى دیندارانى است كه مظلوم و مستضعف هستند و نه براى نجات »حق و دین« از دست رفته. به عنوان نمونه آیات 5 از سوره مباركه قصص، 105 از سوره مباركه نساء و 56 از سوره مباركه نور و چند آیه دیگر كه بیشتر بدان استناد شده است. ناظر بر همین مطلب یعنى بر پیروزى نهایى مستضعفان و اهل حق است. بنابراین ظهور امام مهدى (عج) حلقه‏اى است از حلقات مبارزه اهل حق با اهل باطل كه به پیروزى حق منتهى مى‏شود. آیات فوق الاشاره حكایت از آن دارند كه ظهور مهدى موعود منتى بر مستضعفان و لطفى است در حق آنان و زمینه‏اى است براى پیشوایى و رهبرى جهان توسط آنان. ظهور مهدى موعود تحقق بخش وعده‏اى است كه خداوند متعال از قدیم‏ترین زمانها در كتب آسمانى به صالحان و متقیان مظلوم و مستضعف داده است .
استاد شهید علامه مطهرى در شرح حدیث معروف »یملا الله به الارض قسطاً و عدلاً بعد ما ملئت ظلماً و جوراً« مى‏نویسد: »در این حدیث نیز تكیه بر روى ظلم شده است و سخن از گروه مظلوم است و مى‏رساند كه قیام مهدى (عج) براى حمایت مظلومانى است كه استحقاق حمایت دارند بدیهى است كه اگر گفته شده بود »یملا الله به الارض ایماناً و توحیداً و صلاحاً بعد ما ملئت كفراً و شركاً و فساداً« مستلزم این نبود كه لزوماً گروهى مستحق حمایت وجود داشته باشد. در آن صورت استنباط مى‏شد كه قیام مهدى (عج) براى نجات حق از دست رفته و به صفر رسیده است، نه براى گروه اهل حق و لو به صورت یك اقلیت.
10
رسالت انسان منتظر
از آنچه در پیش فرض‏ها آمد دانسته شد كه :
اولاً، انقلاب جهانى موعود امم امام مهدى (ع) سنت تغییرناپذیر پروردگار و وعده حتمى خداى متعال به صالحان است.
ثانیاً، احكام الهى به عنوان منشور هدایت تشریعى انسان در مسیر فطرت چه در دوران حضور امام (ع) و چه در زمان غیبت آن حضرت تعطیل نمى‏شود.
ثالثاً، معنویت نیاز واقعى امروز و فرداى دنیاى انسان‏مدار است .
رابعاً، انقلاب اسلامى ایران پیش درآمد انقلاب جهانى حضرت مهدى (ع) است .
پس از طرح این مطالب مى‏توان نتیجه گرفت جوهره انتظار را آمادگى تشكیل مى‏دهد و دوران غیبت امام فرصتى است تا دینداران با احساس هر چه بیشتر تكلیف در صیانت از باورهاى دینى ظرفیت‏هاى شناختى و قابلیت‏هاى عملى را بارور و شكوفا نمایند و همان گونه كه جبهه ظلم و جور زمینه‏هاى سلبى ظهور را فراهم مى‏كند، آنان نیز با كسب صلاحیت‏هاى لازم فردى و اجتماعى و عینیت بخشیدن به تربیت‏هاى دینى زمینه‏هاى ایجابى »ظهور« را تدارك نمایند و به عنوان منتظران صالح و بصیر به انتظار دولت كریمه مصلح كل بنشینند.
آرى عصر غیبت، عصر آمادگى و انتظار شعار پایدارى و درفش بیدارى است .
جامعه منتظر چونان كلاسى است كه آموزگارش به طور موقت كلاس را ترك نموده است در این زمان دانش‏آموزان باید با خود تعلیمى و خودتمرینى بر اساس آموزه‏هاى استاد خلاء وجود او را جبران نمایند و قابلیت خود را براى دریافت درس‏ها و آموزه‏هاى جدید پس از بازگشت آموزگار بروز دهند.
دوران غیبت دوران تحرك و پویایى و انتظار منشور سترگ و تابناك حركت و درس مبارزه است. دوران غیبت دوران ابتلاء دینداران و انتظار مهمترین پرسش از ایمان مؤمنان و هم گواهى نامه رستگارى صالحان و سرافرازى آنان است .
و این اعتقاد عمیق و ژرف همه زندگى انسان متعهد و بصیر را در بر مى‏گیرد و در فكر و ذكر و عملش در عواطف و احساساتش تجلى دارد تا آنجا كه این آمادگى نهادینه در ذات مؤمنان در قالب قیام یعنى برخاستن از جا به هنگام شنیدین یا ادا نمودن نام قائم آل محمد (ع) به عنوان یك عمل نمادین كه بیانگر آمادگى است در مى‏آید.
مفسر ژرف اندیش قرآن آیت الله سید محمود طالقانى در این باره مى‏گوید:
»این دستور قیام، شاید براى احترام نباشد و الا باید براى خدا و رسول و اولیاى مكرم دیگر هم به احترام قیام كرد؛ بلكه دستور آمادگى و فراهم كردن مقدمات نهضت جهانى و در صف ایستادن براى پشتیبانى این حقیقت است«.
11 استاد محمد رضا حكیمى مى‏نویسد: »هنگامى كه به ماهیت دین و تعلیم‏ها و تكلیف‏هاى دینى مى‏اندیشیم و وقتى كه به زندگى و تكلیف با شناخت‏هاى درست فكر مى‏كنیم به این نتیجه مى‏رسیم كه روزگار انتظار نه تنها روزگار سستى و رهایى و بى‏تفاوتى و تحمل و ظلم پذیرى نیست بلكه دوران انتظار دوران حساس »حضور تكلیفى« است هم در ابعاد تكالیف فردى و هم در ابعاد تكالیف اجتماعى
12
ابعاد آمادگى
اكنون كه دریافتیم دوران غیبت امام (ع) دوران آمادگى است شایسته است ابعاد این آمادگى نیز شناخته شود. به نظر مى‏رسد این آمادگى در سه حوزه زیر نمود مى‏یابد:
1. حوزه معرفت (اندیشه)
2. حوزه محبت (عاطفه)
3. حوزه مقاومت (فیزیك) یا (جسم)
هر كدام از سه حوزه فوق الاشاره اقتضائات و مختصات ویژه خود را دارد.
اقتضاى آمادگى در حوزه معرفت: تلاش و كوشش در اسلام‏شناسى است. یعنى هر شیعه منتظر باید بكوشد كه از اسلام آگاهى‏هاى تخصصى كسب نماید تا در مقام دفاع، از پشتوانه علمى برخوردار باشد و خصم را مجاب نماید. در این بخش بیشترین مسؤولیت متوجه عالمان دین است. بر آنان است كه دانش و شناختشان از دین را به روز نموده با آگاهى از مكاتب فكرى به ویژه مكاتب جدید در مقام هدایت عالمانه جامعه از یك سو و در جایگاه پاسخگویى منطقى و صحیح به شبهه‏ها و سؤالات از سوى دیگر، به تكلیف سترگشان جامه عمل بپوشانند. شناخت مفاهیم دینى در هر زمان ضرورى است. ولى در عصر غیبت این كار اهمیت و حساسیت بیشترى دارد.
زیرا به تعبیر امام الموحدین على (ع)... الا و لا یحمل هذا العلم الا اهل البصر و الصبر و العلم بمواضع الحق .
13 انسان منتظر صالحى كه در قالب دعا، رغبت و آرزویش را تشكیل دولت كریمه حضرت ولى عصر (عج) مى‏داند و از خدا مى‏خواهد تا در آن دولت از مبلغان ، مروجان و علمداران دین باشد.
لازم است در دوران غیبت به تسبیح فكرى و تجهیز اعتقادى بپردازد.
اقتضاى آمادگى در حوزه محبت پالایش روح و تصفیه باطن و تطهیر درون و نیز انس منطقى با ادعیه و اذكارى است كه از ناحیه معصومان (ع) رسیده و رمز ارتباط حبى و باطنى میان شیعه و امام (ع) خود است.
در این عرصه انسان منتظر با درك این نكته كه »امام (ع) اگر چه ظاهر نیست امّا حاضر است«، باید از یك سو همواره از خویشتن مراقبت كند واز گناه دورى نماید تا مشمول ادعیه زكیه امامش باشد واز سوى دیگر باید به فضاى قدیمى دعا و ذكر راه یابد و از این طریق »انتظار« را كه به طور طبیعى سخت و تاب سوز و طاقت گیر است، لطیف و زیبا نماید. بر اوست كه از رهگذر انس با دعاى ندبه، عهد و ادعیه دیگر توجه خود را به امام جلب نماید و در قلمرو محبت امام قرار گیرد.
اقتضاى آمادگى در حوزه مقاومت نیز چالاكى، شادابى و نشاط جسمى است. انسان منتظر یك قیام بزرگ كه دامنه نفوذ آن همه جهان است و به طور قطع دنیاى استكبار را به چالش در بعد نظامى و جنگ مى‏كشاند، چگونه مى‏تواند هیچگونه آمادگى فیزیكى براى حضور در این درگیرى بزرگ را نداشته باشد؟
در اینجا آموزه‏اى خورشید گون را از فروغ هدایت گستر امام جعفربن‏محمد (ع) صادق آل محمد(ع) نقل مى‏كنیم تا تاییدى متقن بر این مطلب باشد. امام (ع) دراین آموزه درخشان منتظران امام مهدى (عج) را فرا مى‏خواند تا همواره نیرومند و مسلح باشند. آن آموزه چنین است:
»لیعدن احدكم لخروج القائم و لو سهما«
یعنى: »باید هر یك از شما براى نهضت و انقلاب مهدى (قائم آل محمد(ع)) اسلحه تهیه كنید اگر چه یك نیزه باشد«
آرى! انسان منتظر، انسانى است دین دار و دین باور و شخصیتى است فرهیخته كه به طور مستمر به تحكیم پایه‏هاى نظرى و فكرى اعتقادش مى‏پردازد و مدام با نیایش و دعا كه موسیقى شورانگیز و عاطفه ساز مبارزه است؛ روحش را تصفیه و پالایش مى‏كند و با مراقبت دائمى از حوزه فیزیكى وجودش خود را براى مبارزه در ركاب موعود امم، امام مهدى (ع)، آماده مى‏سازد. و با اینچنین آمادگى است كه انتظار تداوم بعثت، تجلى غدیر و تداعى عاشورا خواهد شد .
 


پى نوشت‏ها:
1. مطهرى، مرتضى، قیام و انقلاب مهدى، تهران، انتشارات صدرا، ص 6 و 7 .
2. سوره انبیاء، آیه 105 .
3. سوره قصص ، آیه 5.
4. سوره توبه، آیه 33.
5. حكیمى، محمد رضا، خورشید مغرب، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، تهران سال 1360، ص 67.
6. همان، ص 70 .
7. همان، ص 70 .
8. مجله سخن، دوره 2 ص 126 .
9. به كتاب انسان تك ساحتى نوشته ماركوزه مراجعه شود.
10. البیان فى اخبار صاحب الزمان، بحارالانوار، ج 15، ص 87. این حدیث در كتاب »البرهان« متقى هندى نیز نقل شده است.، ص 147.
11. قیام و انقلاب مهدى از دیدگاه فلسفه تاریخ ، ص 66.
12. مجله مجموعه حكمت شماره 1 و 2 سال سوم .
13. خورشید مغرب، ص 353.
14. نهج البلاغه، خطبه 173، ترجمه: »این پرچم را جز افراد هوشمند، پایدار و آگاه از مواضع حق به دوش نمى‏كشد.«
15. مجلسى، محمد باقر، بحارالانوار، ج 52، ص 366.

ماهنامه موعود شماره 30



:: مرتبط با: انتظار ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/03/16
زمان : 02:06 ق.ظ
۸۹۰۱احساس‌ انتظار!
نظرات |

 احساس‌ انتظار!     
 
ابوالقاسم‌ حسینجانی‌
... أنّ الارض‌ یرثها عبادی‌ الصالحون‌ 1 .
این‌ زمین‌ را، بندگان‌ صالح‌، به‌ میراث‌ می‌برند.

احساس‌ انتظار، مثل‌ احساس‌ تشنگی‌ است‌:
احساس‌ تشنگی‌، آدم‌ را، به‌ آب‌ می‌رساند، و احساس‌ انتظار، انسانف صاحب‌ نظرف آگاهف دین‌ باورف حقیقت‌ جوی‌ را، به‌ حجت‌ بالغة‌ الهی‌!...
انسانف اسلام‌، بزرگ‌ترین‌ اصل‌ اجتماعی‌ و پاك‌ترین‌ نهاد سیاسی‌ دین‌ را، اعتقاد و التزام‌ به‌ رهبری‌ «معصوم‌» می‌داند.
رهبر جامعة‌ انسان‌، هیچ‌ كس‌ نمی‌تواند بود، مگر «پیامبر» یا «امام‌» كه‌ به‌ طور مستقیم‌ از سوی‌ خدا و یا به‌ امر حق‌ و به‌ دست‌ پیامبر، تعیین‌ شده‌ باشد.
حقیقت‌ دین‌، جز این‌ نیست‌ و بلوغ‌ انسانیت‌، جز از این‌ راه‌، مقدور نمی‌تواند شد. 2
شیعه‌، نیز ـ با التزام‌ و پایداری‌ بر این‌ اصل‌ خدایی‌ ـ در هیچ‌ لحظه‌ای‌ از تاریخ‌، هیچ‌ «ظالم‌» و «روند ظالمانه‌ای‌» را تأیید و تصدیق‌ نكرده‌، و بر سر این‌ كار، «جان‌» خویش‌ را ـ در هموارة‌ همه‌ جا ـ بلا گردان‌ «ایمان‌» خویش‌ ساخته‌ است‌!...
در آن‌ حدیث‌ مشهور، هم‌، كه‌ سخن‌ از قیام‌ حجت‌ بالغه‌، به‌ میان‌ می‌آید، تمامتف ضربتف تاكید، بر سر «ستم‌ ستیزی‌» است‌:
یملاالله به‌ الارض‌ قسطاً و عدلاً، كما ملئت‌ ظلماً و جوراً.
خداوند، این‌ زمین‌ را ـ به‌ دست‌ او ـ از عدل‌ و داد، سرشار می‌سازد، همانطور كه‌ از ظلم‌ و جور سرریز شده‌ باشد!...
تو گویی‌ كه‌ آنچه‌ دیو آتشخوارة‌ «ظلم‌»، بر سر آدمیان‌ خاك‌ می‌آورد، با هیچ‌ داغ‌ و زخم‌ دیگری‌، برابری‌ نتواند كرد، اصلاً، همة‌ دردهای‌ بشر كجا، و این‌ آتش‌ جانسوز خانمان‌ بر باد ده‌، كجا؟! 3 ...
و دوای‌ این‌ همه‌ درد: «عدالت‌»!
از نگاه‌ «شیعه‌»، عدالت‌، اصل‌ دین‌ است‌:
نخستین‌ پیشوای‌ او، در محراب‌، به‌ گناه‌ عدالت‌، به‌ قتل‌ می‌رسد!!
و آخرین‌ پیشوایش‌، برای‌ این‌ كه‌ به‌ دادف عدالت‌ برسد قیام‌ می‌كند؛
و آخرین‌ حلقه‌، از مجموعة‌ حلقات‌ مبارزاتف حق‌ و باطل‌ را ـ كه‌ از آغاز جهان‌، بر پای‌ بوده‌ است‌ ـ به‌ سامان‌ می‌برد.
همة‌ حرفف «انتظار»، همین‌ است‌:
سفری‌ دور و دراز، برای‌ رسیدن‌.
با چشمان‌ «آینده‌»، تكلیف‌ «حال‌» را، روشن‌ كردن‌.
در آستانة‌ سقوط‌ و ابتذال‌،، دست‌ انسان‌ را گرفتن‌، و او را، تا درگاه‌ نگاه‌ خدا، بالا كشیدن‌ و بر تحقّق‌ آرمان‌ والای‌ همة‌ انبیا و اولیا و مردان‌ رزم‌ آور راه‌ حق‌، نظر داشتن‌!.
ودرآخرین‌ رزم‌ ـ پیروزمندانه‌ ـ حیثّیت‌ عادلانة‌ خاك‌ را از نگاه‌بلند«بقیة‌الله»به‌نظاره‌برخاستن‌...و این‌، حرفف كمی‌ نیست‌!.
***
انتظار، از جنس‌ فرداست‌،
و احساس‌ انتظار، فردایی‌ شدن‌
عشیرة‌ انتظار، اهالیف فردایند!...
آن‌ كه‌ «نظر» ندارد، مثلف كسی‌ است‌ كه‌ تشنه‌ نیست‌.
احساسف انتظار، مثل‌ احساس‌ تشنگی‌ است‌.
آن‌ كه‌ احساس‌ تشنگی‌ ندارد، آب‌ ـ هر چند فراوان‌، زلال‌ و گوارا، هم‌ كه‌ باشد ـ به‌ چه‌ دردش‌ می‌خورد؟!
بی‌ خیالی‌، این‌ پا و آن‌ پا كردن‌، و مرد «فردا» نبودن‌، «ضد انتظار» است‌!
انسانف انتظار، آمادة‌ فرداست‌.
احساس‌انتظار،ازهم‌صحبتی‌های‌فردا،سرشارشدن‌ است‌.
از اندیشة‌ تردید، بیرون‌ آمدن‌، و در دل‌ یقین‌، در آمدن‌.
نشاط‌ انتظار، آدمی‌ را از ناامیدی‌ و سستی‌، باز می‌گیرد.
با این‌ نگاه‌های‌ كوچك‌ و پیش‌ پا افتاده‌، آدم‌ در «روز مرگی‌»ها، غرق‌ می‌شود.
برای‌ خوب‌ دیدن‌، و خدایی‌ نگریستن‌، باید به‌ چشمان‌ انتظار، مسلح‌ شد!
آنكه‌«نظر»ندارد،به‌ احساس‌ انتظار، نیز ـ نمی‌تواند رسید.
«انتظار» سفر دور و درازی‌ است‌.
سفر انتظار، چشم‌ آدم‌ را، باز می‌كند، سفر انتظار، انسان‌ را، «صاحب‌ نظر» می‌سازد...
***
حرف‌ از یك‌ نقطة‌ زمانی‌ و مكانی‌ نیست‌.
سخن‌ از یك‌ جغرافیای‌ جهانی‌ عقیدتی‌ است‌:
تكان‌ تازه‌ای‌ در خاك‌ و خلقت‌ خاك‌!
تنه‌ و بدنة‌ خلقت‌، «عدالت‌» است‌... و در این‌ میانه‌، «ستم‌»، غباری‌ بیش‌ نیست‌، كه‌ به‌ راحتی‌ می‌شود آن‌ را شست‌ و پیكرة‌ اصلی‌، پاكیزه‌ و زیبای‌ آفرینش‌ را در برابر نگاه‌ انتظار زندگی‌، به‌ دیدار نهاد!...
این‌ شست‌ و شو، اصلاً، مشكل‌ نیست‌:
«آب‌» كه‌ دارد می‌رود،
«رود» كه‌ دارد می‌گذرد،
فطرت‌ پاك‌ عادلانة‌ «خاك‌» كه‌ دارد تكان‌ تازه‌ای‌ می‌خورد،
همه‌ به‌ یاری‌ ما، خواهند شتافت‌!
تنها،كافی‌ است‌ تكانی‌ بخوریم‌. در جنبش‌ شكوهمند میلاد انتظار، به‌ «احساس‌» برسیم‌ و صاحب‌ نظرانه‌، عمل‌ كنیم‌...
انتظار، یك‌ رفع‌ تكلیف‌ نیست‌. بلكه‌، فهم‌ تكلیف‌ است‌، ادای‌ تكلیف‌ است‌:
آنان‌ كه‌ منتظر عدالت‌ فراگیر و همگانی‌ اند، خویشتن‌، باید همواره‌ در سوی‌ تحقق‌ آن‌ ؛ اندیشه‌ كنند، بنویسند و بكوشند، و سهم‌ سنجیده‌ و دقیق‌ خود را ـ از اندازة‌ وظیفه‌ای‌ كه‌ بر گردن‌ دارند ادا كنند...
از بی‌نظران‌، چه‌ انتظاری‌؟!... نبضف عدل‌، كه‌ خاك‌ را، به‌ تكانی‌ موّاج‌ و تند و تازه‌ فرا می‌خواند، بی‌ نظرانه‌ نمی‌تواند بر گوش‌دل‌بنشیند. بی‌ نظری‌، بی‌ تفاوتی‌ و بی‌ خیالی‌، از احساسف انتظار، به‌ دور است‌. خویشاوندان‌ خمیازه‌ و خواب‌ را بگویید كه‌ با بیراهه‌های‌ خویش‌، مزاحم‌ راهف «مردان‌ انتظار» نشوند!
***
احساس‌ انتظار، در این‌ فرهنگ‌، مأذنة‌ بلند هستی‌ است‌ كه‌ از بالای‌ بلند آن‌ اذانف عدلف جهانی‌، سرداده‌ می‌شود.
این‌ انتظار، پاسخی‌ است‌ به‌ تمامی‌ هستی‌ و همة‌ فرشتگان‌، در برابر همان‌ سؤال‌ گلایه‌آمیز، كه‌: «چرا بر كرة‌ خاك‌،پای‌كسانی‌ باید باز شود كه‌ فساد كنند و خون‌ بریزند؟!»
این‌ «انتظار» و پایانة‌ معطّر و مطهّر خاك‌، پاسخ‌ آنان‌ و همة‌ افكاری‌ هم‌ هست‌، كه‌ از «گفردف خویش‌ فرا نرفته‌ و تمامت‌ استعداد و توان‌ انتظار را نمی‌نگرند...»
احساس‌ انتظار، احساس‌ طوفانی‌، شورانگیز و با نشاط‌ است‌، و انتظاری‌ ندارد، مگر پیروزی‌!


پی‌نوشت‌ها :
* قطعه‌ ادبی‌ برگزیده‌ دومین‌ جشنوارة‌ برترین‌های‌ فرهنگ‌ مهدویت‌؛ ویژة‌ مطبوعات‌، به‌ نقل‌ از روزنامه‌ جمهوری‌ اسلامی‌.
1 . سورة‌ انبیاء (21)، آیة‌ 105.
2 . و در عصر «غیبت‌»، با مرجعیت‌ و فقاهت‌ است‌ كه‌ جای‌ «ولایت‌»، پر می‌شود.
3 . در نگاهی‌ ژرف‌ و فراگیر، «ظلم‌»، تمامت‌ آفات‌ و شوربختی‌های‌ آدمی‌ را، در بر می‌گیرد. ظلم‌، هر آن‌ كنشی‌ است‌ كه‌ اشیا و آدمی‌ را، از شأن‌ و مكانتف حقیقی‌اش‌، بركنار می‌دارد. جهل‌ و نفهمیدن‌، ظلم‌ است‌. بی‌ ایمانی‌ و شرك‌، ظلم‌ است‌: «یابنیّ لا تشرك‌ بالله. إن‌ الشرك‌ لظلم‌ عظیم‌»؛ فرزندم‌، بر خدای‌ «شرك‌» میاور؛ چرا كه‌ شرك‌، «ظلم‌» بزرگی‌ است‌! (سوره‌ لقمان‌ (31)، آیه‌ 13)
 


ماهنا مه موعود شماره‌ 33
 
 



:: مرتبط با: انتظار ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/03/16
زمان : 01:06 ق.ظ
۸۹۰۰پاداش‌ بزرگ‌ انتظار
نظرات |

پاداش‌ بزرگ‌ انتظار     
 
براساس‌ تعالیم‌ اسلامی‌ یكی‌ از وظایف‌ مهم‌ هر مسلمان‌ انتظار ظهور حضرت‌ قائم‌(ع‌) است‌؛ انتظار تحقق‌ وعدة‌ الهی‌ بر حاكمیت‌ صالحان‌ و تشكیل‌ دولت‌ اهل‌ بیت‌ رسول‌ خدا(ص‌). اما آیا هیچ‌ می‌دانید كه‌ پاداش‌ این‌ انتظار چیست‌ و چه‌ ثمری‌ برای‌ منتظران‌ دارد؟


امام‌ صادق‌(ع‌) در روایت‌ زیر به‌ این‌ پرسش‌ پاسخ‌ می‌دهند:
أَلا افخبفرفكفم‌ بفما لا یَقبَلفاللهف عَزَّوَجَلَّ مفنَالعفبادف عَمَلاً إفلاّ بفهف؟ فَقفلتف: بَلی‌ . فَقالَ: شَهادَةف أَن‌ لا إفلهَ إفلاَّ اللهف، وَ أَنَّ مفحمَّدَاً عَبدفهف ] وَ رَسفولفهف [ وَ الاءفقرارف بفما أَمَرَاللهف، وَ الوفلایَةف لَنا، وَ البَراءَةف مفن‌ أَعدائفنا ـ یَعنی‌ الاَئفمَّةَ خاصَّةً ـ وَ التَّسلیمف لَهفم‌، وَ الوَرَعف وَ الاجتفهادف وَ الطّفمَأنینَةف، وَ الانتفظارف لفلقائفمف ـ عَلَیهفالسَّلامف ـ ثفمَّ قالَ: إفنَّ لَنا دَولَةً یَجفیی‌ءف اللهف بفها إفذا شاءَ. ثفمَّ قالَ: مَن‌ سَرَّهف أَن‌ یَكفونَ مفن‌ أَصحابف القائفمف فَلیَنتَظفر وَلیَعمَل‌ بفالوَرَعف وَ مَحاسفنف الاخلاقف، وَ هفوَ مفنتَظفرٌ، فَإفن‌ ماتَ وَ قامَ القائفمف بَعدَهف كانَ لَهف مفنَ الاَجرف مفثلف أَجرف مَن‌ أَدرَكَهف، فَجفدّفوا وَانتَظفرفوا، هَنفیئاً لَكفم‌ أَیَّتفهَا العفصابَةف المَرحفومَةف. 1
آیا شما را خبر ندهم‌ به‌ آنچه‌ خدای‌، صاحب‌ عزّت‌ و جلال‌، هیچ‌ عملی‌ را جز به‌ آن‌ از بندگان‌ نمی‌پذیرد؟ گفتم‌: چرا. فرمود: گواهی‌ دادن‌ به‌ اینكه‌ هیچ‌ شایستة‌ پرستشی‌ جز خداوند نیست‌ و اینكه‌ محمد(ص‌) بنده‌ و فرستاده‌ او است‌، و اقرار كردن‌ به‌ آنچه‌ خداوند به‌ آن‌ امر فرموده‌، و ولایت‌ ما، و بیزاری‌ از دشمنانمان‌ ـ یعنی‌ خصوص‌ امامان‌ ـ و تسلیم‌ شدن‌ به‌ آنان‌، و پرهیزكاری‌ و تلاش‌ و مجاهدت‌ و اطمینان‌ و انتظار قائم‌(ع‌). سپس‌ ] امام‌ [ فرمود: برای‌ ما دولتی‌ است‌ كه‌ هر زمان‌ خداوند بخواهد، آن‌ را محقق‌ می‌سازد. و آنگاه‌ ] امام‌ [ فرمود: هر كس‌ دوست‌ می‌دارد از یاران‌ حضرت‌ قائم‌، باشد باید كه‌ منتظر باشد و در این‌ حال‌ به‌ پرهیزكاری‌ و اخلاق‌ نیكو رفتار نماید، در حالی‌ كه‌ منتظر است‌، پس‌ چنانچه‌ بمیرد و پس‌ از مردنش‌ قائم‌، به‌ پا خیزد، پاداش‌ او همچون‌ پاداش‌ كسی‌ خواهد بود كه‌ آن‌ حضرت‌ را درك‌ كرده‌ است‌، پس‌ كوشش‌ كنید و در انتظار بمانید، گوارا باد بر شما ] این‌ پاداش‌ [ ای‌ گروه‌ مشمول‌ رحمت‌ خداوند!
آری‌، برای‌ منتظران‌ و صابران‌ در زمان‌ غیبت‌ همین‌ پاداش‌ بس‌ كه‌ نام‌ آنها در زمرة‌ یاران‌ امام‌ عصر(ع‌)، و از جملة‌ كسانی‌ ثبت‌ شود كه‌ آن‌ حضرت‌ را به‌ هنگام‌ ظهور همراهی‌ می‌كنند.

 

پی‌نوشت‌ :
1. النعمانی‌، محمدبن‌ ابراهیم‌بن‌ جعفر، كتاب‌ الغیبة‌، ص‌200، ج‌16؛ المجلسی‌، محمدباقر، بحارالانوار، ج‌52، ص‌140، ح‌50.

 
ماهنامه موعود شماره‌ 34
 



:: مرتبط با: انتظار ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/03/16
زمان : 01:06 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.