تبلیغات
امام حسن مجتبی علیه السلام - مطالب انتظار
۸۸۹۴مبادا خفته باشید...
نظرات |

مبادا خفته باشید...     

سجاد طالبى‏پور


انتظار ظهور مهدى موعود از حساس‏ترین و تاریخ‏سازترین فرازهاى عقیدتى اسلامى است كه عمرى به درازاى عمر اسلام دارد. پیامبر اكرم (ص) و خاندان پاكش، همواره مردم را به این »چشم به راهى« خوانده‏اند. در میان آثار فرقه‏ها و گروههاى مسلمان نیز، از این آرمان، نشانه‏هاى بسیار به چشم مى‏آید؛ تنها كافى است بدانیم كه پس از یك پژوهش كوتاه در این زمینه نام بیش از پانصد كتاب، از دانشوران مسلمان به دست آمده كه به یقین با تحقیقات عمیق‏تر این رقم از هزار تجاوز خواهد نمود.
 پیامبراكرم(ص) فرمودند:
 »اگر از دوام دنیا یك روز بیشتر نمانده باشد؛ خداى بزرگ آن را چنان درازا دهد تا مردى از دودمان مرا برانگیزاند كه زمین را از عدالت و داد پر سازد همانگونه كه از ستم و بیداد آكنده باشد.«
 نخستین نكته‏اى كه با عنایت به مفهوم »انتظار« به ذهن ما مى‏آید خواستار شدن »ظهور« است از صمیم دل؛ زیرا تا دوستدار و دلبسته چیزى نباشى چشم به راهش نخواهى بود. لازمه این خواستن و اشتیاق وجود دو زمینه قلبى است: یكى شناخت و آگاهى از محتواى ظهور و دوم گرایش و جویایى نسبت به آن محتوا.
 لازمه درك بهتر حقیقت از مفهوم »انتظار«، »شناخت درونى« و »خواست قلبى« است. پس انتظار چیزى نیست مگر نیت ظهور.
 منتظران حقیقى، پیوسته تصویر ظهور را در برابر دیدگان دارند و از دل و جان آن را مى‏جویند و براى تحقق آن مى‏كوشند. انتظار نه فقط ظهور را در دل و جان ما پایدار مى‏سازد بلكه در قلمرو تن ما نیز نقش و نشانى از آن را آشكار مى‏نماید، مگر نه این كه چشم، زبان، گوش، دهان و دست و پاى ما، بندگان فرمانبردار دل ما هستند. پس اگر اندیشه و پندار ما به رنگ ظهور درآمد گفتار و كردارمان را نیز همرنگ خود خواهد ساخت. مبادا این حقیقت را خیال و رؤیا پندارید و از خاصیت و اهمیت ایده‏اى چنین بلند و عالى غافل بمانید. چه خوب سروده مولوى:
 از یك اندیشه كه آید در درون
صد جهان گردد به یك دم سرنگون
 امید به ظهور ایجاد جاذبه مى‏كند؛ انسان را به راه مى‏اندازد و به سوى خود مى‏كشاند. جوهره این »امیدوارى« همان »خوش‏بینى« نسبت به آینده بشریت است و پشتوانه آن نوید حتمى و مژده قطعى خدا به پیروزى مستضعفان و فرمانروایى صالحان و نیك‏فرجامى پرهیزكاران.
 امید و انتظار مقدمه هجرت و جهاد است، نه زمینه رخوت و ركود. امام صادق(ع) مى‏فرماید:
 »هر كس دوست دارد از یاران حضرت قائم باشد، بایستى انتظار او را داشته و به نیكویى و پرهیزگارى رفتار نماید. پس اگر به این حال، پیش از قیام او از دنیا رود، پاداش یاران مهدى را خواهد گرفت. بنابراین بكوشید و جدیت كنید و چشم به راه باشید كه بر شما گوارا باد.«
 نخستین گام انتظار، خودسازى است؛ یعنى رشد و تربیت جسم و روح و چندان هم دشوار نیست؛ زیرا شوق دیدار او مردمان را مى‏سازد چه رسد به اشتیاق درك ظهورش، پس لختى به خود بیندیشیم.
 تلاشها و سازندگیهاى ناشى از انتظار اگر هم به دوران ظهورش نرسد دست كم در زندگى عمومى جامعه تأثیرى بسیار مثبت دارد؛ زیرا تربیت افراد و تجهیز آنان به یقین، جامعه را به پیش مى‏برد و نیرومند و توانگر مى‏سازد، در برابر دشمن پایدارى و مقاومت مى‏بخشد و در نتیجه آسایشى نسبى براى همگان فراهم مى‏آورد.
 انتظار امام زمان بدون محبت و علاقه به او كارى از پیش نخواهد برد؛ زیرا كه حماسه‏ها همواره در فضاى شور و احساس زاده و پرورده مى‏شوند، كافى نیست كه نسبت به حضرتش تنها پذیرش ذهن و پسند فكرى داشته باشیم، كشش روحى و پیوند قلبى در اینجا به كار مى‏آید. اگر در روزگار دشوار غیبت بر فراز آسمان بلند انتظار، گهگاه شاهد درخشش ستارگان بوده‏ایم، ناشى از عواطف پاك آن كواكب به خورشید نهان در ابر بوده است.
 منتظران راستین در عین حال وظیفه دارند كه علاوه بر اصلاح خویش در اصلاح دیگران نیز بكوشند؛ زیرا برنامه عظیم و سنگینى كه انتظارش را مى‏كشند یك برنامه فردى نیست؛ برنامه‏اى است كه تمام عناصر تحول باید در آن شركت جوید؛ باید كارى به صورت دسته‏جمعى و همگانى باشد، كوششها و تلاشها باید هماهنگ گردد و عمق و وسعت این هماهنگى باید به عظمت همان برنامه انقلاب جهانى باشد كه انتظار آن را دارند.
 انتظار یعنى آماده‏باش كامل. من اگر ظالم و ستمگرم چگونه ممكن است در انتظار كسى باشم كه طعمه شمشیرش خون ستمگران است؟! من اگر آلوده و ناپاكم چگونه مى‏توانم منتظر انقلابى باشم كه شعله اولش دامان آلودگان را مى‏گیرد؟!
 اكنون مى‏فهمیم چرا منتظران واقعى گاهى مانند كسانى شمرده شده‏اند كه در خیمه حضرت مهدى (عج) و یا زیر پرچم اویند. یا چون كسى هستند كه در راه خدا شمشیر مى‏زند و یا در راه خدا به شهادت مى‏رسد.
 اینها مراحل مختلف و درجه مجاهده در راه حق و عدالت است كه متناسب با مقدار آمادگى در انتظار افراد است؛ یعنى همانطور كه میزان فداكارى مجاهدان راه خدا و نقش آنها با هم متفاوت است، انتظار و خودسازى و آمادگى نیز درجات مختلفى دارد كه هر كدام از اینها با یكى از آنها از نظر مقدمات و نتیجه شباهت دارند.
 پس بیدار باشید؛ زیرا نمى‏دانید كه در چه وقت، صاحبخانه مى‏آید، در شام یا نصف شب، یا بانگ خروس، یا صبح، مبادا ناگهان آمده، شما را خفته یابد.

 

موعود جوان شماره 28 



:: مرتبط با: انتظار ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/03/16
زمان : 01:06 ق.ظ
۸۸۹۳از عشق تا شعار
نظرات |

از عشق تا شعار     

مهرى مهرافزا

 بین كسانى كه به راستى، حقیقتى را باور دارند و آنان كه مدعى باور داشتن چیزى هستند تفاوت از زمین تا آسمان است. مانند تفاوت عشق تا شعار.
 عشق آسمانى است و عشق ورزیدن كار اهالى آسمان!
 شعار زمینى است و شعار دادن حرفه زمینى‏ها!
  منتظران واقعى به امامشان عشق مى‏ورزند.
 مدعیان انتظار، تنها شعار مى‏دهند.
 
  منتظران واقعى در پى اصلاح وضعیت موجودند.
 مدعیان انتظار، هر نوع اصلاحى را محكوم مى‏كنند.
 
  منتظران واقعى تلاش مى‏كنند تا موانع ظهور را بشناسند و آنها را برطرف كنند.
 مدعیان انتظار، منتظر مى‏مانند تا امام غایبى بیاید و امور را به صلاح آورد.
 
  منتظران واقعى انتظار را تكلیف و رسالت مى‏داند.
 مدعیان انتظار براى رفع تكلیف منتظرند.
 
  منتظران واقعى، بانشاطند و امیدوارانه به آینده مى‏نگرند.
 مدعیان انتظار، مأیوس‏اند و دل‏خسته.
 
  منتظران واقعى، زندگى فردى و اجتماعى خود را براساس آنچه در انتظار اویند سامان مى‏دهند.
 مدعیان انتظار، نه در زندگى فردى نه در زندگى اجتماعى خود هیچ تأثیرى از آنچه انتظارش را مى‏كشند، نمى‏پذیرند.
 
  منتظران واقعى، براى استقرار عدالت تلاش مى‏كنند.
 مدعیان انتظار، استقرار عدالت را موكول به ظهور منجى غیبى مى‏دانند.
  منتظران واقعى، در مقابل ظلم و فساد ایستادگى و مبارزه مى‏كنند.
 مدعیان انتظار، با عوامل فساد و ظلم تنها در دل مخالفت مى‏كنند نه در عمل.
  منتظران واقعى تلاش مى‏كنند تا حكومتهاى باطل را براندازند و خود زمینه‏ساز حكومت عدل و ایمان گردند.
 مدعیان انتظار، اساساً هیچ حكومتى در زمان غیبت را حكومت حق نمى‏دانند و معتقدند باید منتظر شد تا خود امام بیاید و حكومت كند.
 
  منتظران واقعى، امر به معروف و نهى از منكر مى‏كنند كه سنت همه صالحان عالم است.
 مدعیان انتظار، نسبت به دیگران بى‏تفاوتند.
 
  منتظران واقعى، نگران سرنوشت خود و جامعه هستند.
 مدعیان انتظار، به سرنوشت خود و جامعه نمى‏اندیشند و اقدام جدى‏اى در عرصه‏هاى اجتماعى و اصلاحى نمى‏كنند.
 
  منتظران واقعى، در برابر آزارها و تكذیبها مقاومت مى‏كنند.
 مدعیان انتظار، آنقدر محافظه‏كارند كه مورد آزار و تكذیب قرار نمى‏گیرند.
 
 عشق آسمانى است و عشق ورزیدن كار اهالى آسمان!
 شعار زمینى است و شعار دادن حرفه زمینى‏ها!
 
  منتظران واقعى، بانشاطند و امیدوارانه به آینده مى‏نگرند.
 مدعیان انتظار، مأیوس‏اند و دل‏خسته.
 
 مدعیان انتظار، نسبت به دیگران بى‏تفاوتند.
 
  منتظران واقعى، نگران سرنوشت خود و جامعه هستند.


موعود جوان 28 



:: مرتبط با: انتظار ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/03/16
زمان : 01:06 ق.ظ
۸۸۹۲در انتظار مهدى(عج)
نظرات |

در انتظار مهدى(عج)  

سلسله جلسات آیت‏اللَّه ناصرى


  انتظار؛ فضیلت، معنا و شرایط
 
  موضوع بحث راجع به قطب عالم امكان، محور عالم وجود، واسطه بین عالم غیب و شهود، حضرت بقیةاللَّه(ع) بود.
    در جلسه اول گفتیم كه خلیفه عالم وجود باید داراى دو جنبه باشد؛ یك جنبه »یلى‏الحقى« و یك جنبه »یلى‏الخلقى« كه از جنبه یلى‏الحقى استفاضه و از جنبه یلى‏الخلقى افاضه كند. مثل ترانس برق كه واسطه است بین نیروگاه و لامپهاى روشنایى.
    جلسه دوم راجع به اشكالاتى بود كه به حضرت بقیةاللَّه، روحى‏له‏الفدا، و مذهب شیعه شده بود. عرض كردم حدود دوازده اشكال شده است و در بین این دوازده اشكال، دو اشكال چشمگیر است و بقیه قابل اعتنا نیست؛ یعنى جوابش خیلى سهل‏المعونه است. دو اشكال را عرض كردم اشكال اول راجع به طول عمر حضرت بود و مفصلاً بیان شد و جوابش را حلاً و نقضاً بیان كردم. در جلسه سوم هم  اشكال دوم كه راجع به نفع حضرت در زمان غیبت بود بررسى شد. در این جلسه موضوع بحث، فضیلت انتظار، معنى انتظار و شرایط انتظار است. اولاً این عقیده و ایده شیعه است كه منتظر حضرت بقیةاللَّه، روحى له الفداء، است. روایاتى در این زمینه هست كه چند نمونه را خدمت شما عرض مى‏كنم. مجموع روایاتى كه از نبى‏اكرم(ص) تا امام حسن عسكرى(ع) راجع به انتظار و فضیلت انتظار و اجر و ثواب منتظران رسیده 99 روایت است. در یكى از این روایات كه از حضرت امام صادق(ع) نقل شده چنین آمده است: »المنتظر لأمرنا كالمتشحطّ بدمه فى سبیل‏اللَّه«؛1 كسى كه منتظر فرج امام زمان(عج) باشد مثل كسى است كه در راه اسلام در خون خودش غلتیده است. كسى كه در راه اسلام به شهادت برسد چه اجر و مقام و ثوابى دارد؟ كسانى هم كه منتظر امام زمان(عج) هستند همین اجر و ثواب را دارند.
    روایت دیگرى نیز از حضرت صادق(ع) نقل شده كه مى‏فرماید: »إعلموا أنّ المنتظر لهذ الأمر له مثل اجر الصائم القائم.«؛2 كسى كه منتظر امام زمان باشد اجر و مزدش همانند اجر و مزد كسى است كه همیشه در حالت صیام مشغول نماز باشد؛ یعنى روزها روزه و شبها مشغول عبادت باشد.
    در روایت دیگرى امام جواد(ع) مى‏فرماید: »أفضل أعمال شیعتنا انتظار الفرج«؛3 بهترین اعمال شیعه ما انتظار فرج امام زمان(عج) است.
    روایت دیگرى است از رسول اكرم(ص). براساس این روایت آن حضرت روزى در حالى كه در بین جمعى از اصحاب نشسته بودند، فرمودند: »أللّهم لقّنى إخوانى«؛ خداوندا، برادران مرا به من برسان! عرض كردند: »یا رسول‏اللَّه! برادران شما چه كسانى هستند؟« حضرت فرمودند: »برادران من آن كسانى هستند كه در زمان خلیفه دوازدهمى من حضرت بقیةاللَّه قرار مى‏گیرند و منتظر آن آقا هستند.« عرض كردند: »یا رسول‏اللَّه! ما در برابر شما شمشیر مى‏زنیم، قرآن در بین ما نازل شده است، ما برادران شما نیستیم و آنهایى كه صدها سال یا هزارها سال دیگر مى‏آیند، آنها برادران شما هستند؟« حضرت فرمودند: »شما مرا مى‏بینید، معجزات مرا مى‏بینید، در جلسات من حاضرید و حرفهاى مرا مى‏شنوید ولى آنها در حالى به من ایمان مى‏آورند كه مرا ندیده‏اند. آنها برادران من هستند لكن شما اصحاب من هستید.«4 و این بزرگ‏ترین مقام است براى شیعه‏اى كه حالت انتظار در وجودش باشد.
    روایت دیگرى است از حضرت على(ع). ایشان مى‏فرماید: »أفضل عبادة المؤمن إنتظار فرج‏اللَّه«؛5 برترین عبادتى كه از مؤمن صادر مى‏شود، انتظار فرج است.
    انتظار امام زمان(عج) افضل همه عبادات است، خواه عبادت اعتقادى باشد خواه عبادت با اركان و اعضاء بدن.
    حضرت سجاد(ع) نیز درباره فضیلت انتظار مى‏فرماید: »إن أهل زمان غیبته القائلون بإمامته المنتظرون لظهوره أفضل من أهل كلّ زمان«؛ كسانى كه در زمان غیبت قائل به امامت حضرت بقیةاللَّه و منتظر ظهور آن حضرت هستند، از اهل همه زمانها افضل هستند. بعد مى‏فرماید: »لأن اللَّه تعالى ذكره أعطاهم من العقول والأفهام والمعرفة ما صارت به الغیبة عندهم بمنزلة المشاهدة«؛6 این طایفه افضل از همه هستند؛ زیرا خداوند عقل و فهم آنها را كامل كرده است به گونه‏اى كه غیبت و ظهور نزدشان مساوى است؛ یعنى جداً به وجود مقدس حضرت بقیةاللَّه و عدم مصلحت در رؤیت و شناخت حضرت معتقدند.
    اگر چه آن حضرت در بین اجتماع هستند و ما ایشان را مى‏بینیم و ایشان ما را مى‏بیند، لكن ما ایشان را نمى‏شناسیم؛ مانند برادران حضرت یوسف(ع) كه آن حضرت را مى‏دیدند اما نمى‏شناختند كه این برادرشان است و بعد از كشف حجب معلوم شد كه برادرشان است. در روایت آمده است كه: »مثل شما با امام زمان مثل برادران یوسف با برادرشان است.«7 نه اینكه امام زمان در پس پرده‏اى باشد یا یك جاى مخفى باشد و كسى ایشان را ملاقات نكند. این حسابها نیست. حضرت در اجتماعات هستند و كسى آن بزرگوار را نمى‏شناسد. معناى غیبت، عدم حضور نیست. معناى غیبت، عدم شناخت است. غیبت در لغت به هر دو معنا آمده است؛ هم به معناى عدم حضور و هم به معناى عدم شناخت، اما غیبت آن حضرت به معناى عدم شناخت ایشان است و گرنه آن حضرت در بین ما هستند.
    در روایتى كه از نایب امام زمان(ع) محمد بن عثمان عمرى نقل شده، آمده است: »واللَّه إنّ صاحب هذا الأمر لیحضر الموسم كل سنة، یرى الناس و یعرفهم و یرونه ولا یعرفونه.«؛8 حضرت صاحب‏الامر هر سال در اجتماع حج حضور مى‏یابد. آن حضرت مردم را مى‏بیند و مى‏شناسد اما مردم او را مى‏بینند و نمى‏شناسند.
    روایت دیگرى است از معصوم(ع) كه مى‏فرماید: »المنتظر للثانى عشر كالشاهر سیفه بین یدى رسول‏اللَّه یذبّ عنه«؛9 كسى كه منتظر امام دوازدهم باشد مثل كسى است كه شمشیر دست بگیرد و از نبى‏اكرم(ص) دفع دشمن بكند. كسى كه شمشیر داشته باشد و از نبى‏اكرم(ص) دفع دشمن بكند چه ثواب و اجر و مقامى دارد؟ كسانى كه منتظر امام زمان هستند، چنین اجر و مقامى برایشان هست.
    امیرالمؤمنین(ع) مى‏فرماید: »دولت ما آخرین دولتهاست«؛10 یعنى هر صنفى از اصناف بنى‏آدم حكومت و ریاست و زمامدارى مى‏كنند تا بفهمند كه نمى‏توانند اجتماع را اصلاح بكنند و لذا زمانى كه حضرت بقیةاللَّه تشریف آوردند و اصلاح كردند نگویند كه اگر حكومت به دست ما هم مى‏رسید همین كار را مى‏كردیم. اگر چنانچه یك طایفه، دو طایفه به حكومت برسند، یك قشر، دو قشر از اجتماع به حكومت و ریاست و زعامت نرسند و امام زمان بیایند؛ موقعى كه حضرت عدل واقعى را پیاده كردند آن قشر مى‏گویند اگر ما هم بودیم همین كار را مى‏كردیم؛ امام زمان(عج) كار خاصى نكرده‏اند. لذا تمام اقشار و تمام اصناف باید بیایند به حكومت برسند و بفهمند كه حنایشان رنگى ندارد. نمى‏توانند اجتماع را اصلاح بكنند. موقعى كه آن حضرت تشریف آوردند و اجتماع را اصلاح كردند دیگر نگویند اگر ما هم بودیم همین كار را مى‏كردیم. تا معلوم شود یك قدرتى ماوراء قدرت بشرى، حاكم بر اجتماع است.
    امام محمد باقر(ع) نیز در این‏باره مى‏فرمایند: »ما ضرّمن مات منتظراً لأمرنا ألاّ یموت فى‏وسط فسطاط المهدى و عسكره«11 كسى كه منتظر ظهور امام زمان(ع) و قبل از ظهور از دنیا برود ضرر نكرده كه در خیمه‏گاه مهدى و سپاهیان او از دنیا نرفته است؛ زیرا همین انتظارشان براى فرج امام زمان(ع) داراى اجر و مقام است.
    امام صادق(ع) در روایتى مى‏فرماید: »إذا قام أتى المؤمن فى قبره فیقال له: یا هذا إنّه قدظهر صاحبك! فإن تشأ أن تلحق فالحق، و إن تشأ أن تقیم فى كرامة ربّك فأقم«؛12 بعد از اینكه حضرت تشریف آوردند به مؤمنانى كه در قبرند گفته مى‏شود: »صاحب شما آمد، مى‏خواهى بلند شو؛ رجعت كن، بیا محضر حضرت، مى‏خواهى هم استراحت كن؟ اختیار با شماست.«

 یكى از عقاید شیعه این است كه بعد از اینكه حضرت آمدند رجعتى خواهد بود. اصل رجعت دو قسم است: یكى رجعت صغرى و دیگرى رجعت كبرى. رجعت صغرى در زمان بقیةاللَّه‏الاعظم(ع) است؛ یعنى در زمان حضرت عده‏اى زیادى از انبیا و مؤمنان زنده مى‏شوند و در پیشگاه آن حضرت شمشیر مى‏زنند. رجعت كبرى در زمان رجعت حضرت امیرالمؤمنین(ع) است. موقعى كه حضرت على(ع) و بعد از حضرت بقیةاللَّه آمدند رجعت كبرى شروع مى‏شود و این‏كه چند سال طول مى‏كشد، بماند13.
    روایت دیگرى است از امام صادق(ع) ایشان مى‏فرماید: »من دین الائمة الورع والعفة والصلاح و انتظار الفرج«14؛ مؤمن كسى است كه با ورع باشد، واجبات را انجام دهد و محرمات را ترك كند؛ تقوى داشته باشد؛ عفت داشته باشد؛ نجابت داشته باشد و هم منتظر امام زمان(عج) باشد. یكى از علائم و مشخصات مؤمن انتظار فرج امام زمان(عج) است.
    روایتى است از امام حسن عسكرى(ع) مى‏فرماید: »مثله فى هذه الأمّة مثل الخضر، علیه‏السلام، و مثله كمثل ذى‏القرنین«؛ مثل امام زمان(عج) در زمان غیبت مثل خضر است. حضرت خضر(ع) الآن موجودند ولى نمى‏دانیم كجا هستند. امام زمان(عج) هم همینطور هستند. همانطور كه معتقدیم حضرت خضر(ع) زنده و حاضر است؛ امام زمان(عج) هم به همین نحو زنده هستند و در اجتماع هستند. بعد حضرت مى‏فرمایند: »واللَّه لیغیبنّ غیبة لاینجو فیها من التهلكة إلاّ من یثبته اللَّه على‏القول بامامته و وفّقه للدعاء بتعجیل فرجه«15؛ قسم به ذات احدیت، فرزند من غیبتى خواهد داشت كه در آن نجات پیدا نمى‏كند از هلاكت مگر كسى كه تقوى پیشه كند و قائل به امامت آن حضرت باشد و دعا براى تعجیل فرج بكند. اگر این سه حالت و این سه بعد در وجودش بود، این شخص اهل نجات است.
    روایتى است از حضرت رسول اكرم(ص) كه مى‏فرمایند: »أفضل العبادة إنتظار الفرج«16؛ برترین عبادتها انتظار فرج است. اگر حالت انتظار در كسى باشد ثواب عبادت در نامه اعمال وى ثبت مى‏شود. مثل كسى كه با وضو مى‏خوابد. این شخص خواب است اما ثواب عبادت برایش مى‏نویسند. حالت انتظار داشتن هم همینطور است.
    در روایت دیگرى است كه حضرت فرمودند: »أفضل أعمال أمّتى إنتظار الفرج«17؛ بهترین اعمال امت من منتظر فرج امام زمان(عج) بودن است.
    در روایت دیگرى هم داریم: »افضل العبادة الصمت و انتظار الفرج«؛18 بهترین عبادات این است كه انسان زبانش را كنترل كند؛ مراقب زبانش باشد. فكر كند بعد سخن بگوید و منتظر فرج باشد.
    پدرى به پسرش دستور داد كه »امروز از صبح تا آخر شب آنچه گفته‏اى یادداشت كن و شب به من بگو«. پسر قبول كرد و نوشت. دید خیلى زیاد مى‏شود. تا ظهر چند صفحه‏اى پر شد. دیگر تا شب ننوشت. شب كه شد پدرش گفت: »چه شد، چه كردى؟« پسر گفت: »نتوانستم همه را یادداشت كنم«. پدر گفت: »چرا نتوانستى؟« گفت: »تا ظهر نوشتم. چند صفحه شد. دیدم اگر بخواهم تا شب بنویسم، دفترچه مى‏شود.« پدر گفت: »این كار را از تو خواستم تا به تو بفهمانم كه گفتار یك روزت را نمى‏توانى براى پدرت بگویى. گفتار یك عمرت را چطور مى‏خواهى براى خدا بگویى و حساب پس بدهى؟« این مطالبى كه از زبان ما صادر مى‏شود، همه پرونده مى‏شود. صریح آیه قرآن است: »ما یلفظ من قول إلاّ لدیه رقیب عتید«19 همه آنچه مى‏گوییم، از شوخیها و جدیها و مزاحها، ثبت مى‏شود و به همه اینها باید جواب بدهیم. آخرت یك روز طولانى است، 50 هزار سال، 500 هزار سال باید بایستیم و جواب 70 سال عمر را بدهیم. زبان چیز عجیبى است. باید بسیار دقت كنیم.
    روایت دیگرى است كه حضرت رسول اكرم(ص) فرمودند: »سیأتى قوم من بعدكم الرجل منهم له أجر خمسین منكم«؛ قومى پس از شما مى‏آید كه اجر یك نفر از آنها با اجر 50 نفر از شما كه اصحاب من هستید برابر خواهد بود. یك عده‏اى در آخر الزمان مى‏آیند كه اجر و مزد اعمال آنها مطابق 50 نفر از شما است. عرض كردند، »یا رسول‏اللَّه، نحن كنّا معك ببدرف و أحدف...«؛ یا رسول‏اللَّه! ما در جنگ بدر واحد كمك شما و قرآن بودیم و یارى مى‏كردیم، آن وقت یك عده‏اى در آخرالزمان مى‏آیند كه اجرشان با اجر 50 نفر ما برابر است؟« حضرت فرمودند: »بله، اگر شما در ناراحتیها و فشارهایى كه آنها واقع مى‏شوند واقع مى‏شدید، تحمل نداشتید20. در آخرالزمان فشارها و ناراحتیها شدید است. اینان در برابر این فشارها و ناراحتیها صبر و تحمل مى‏كنند و دست از عقایدشان برنمى‏دارند.
    روایت دیگرى است از امام سجاد(ع). آن حضرت مى‏فرمایند: »من ثبت على ولایتنا فى غیبة قائمنا أعطاه اللَّه أجر ألف شهید مثل شهداء بدر و أحد«؛ كسى كه در زمان غیبت كبرى و آخرالزمان، ثابت قدم باشد اجر و مزدش برابر اجر و مزد هزار شهید است21. روایت معتبر است. كسى كه در زمان غیبت عمل به وظیفه بكند واجباتش را انجام دهد و محرمات را ترك كند و ظواهر شرع را - كما هوحقّه - طبق وظائفش انجام دهد اجر هزار شهید در نامه عملش ثبت مى‏شود. روایات در این زمینه زیاد است. دیگر روایات هم به همین مضامین و منوال است.
    براى آنكه بدانیم منتظر واقعى كیست و این روایات در شأن چه كسانى است، ابتدا انتظار را معنا مى‏كنیم. آیا همین كه بنشینیم و ادعا كنیم كه منتظر امام زمان(عج) هستیم كافى است؟ همین انتظار است؟ آیا این همه ثواب كه ائمه اطهار(ع) و نبى‏اكرم(ص) فرموده‏اند، براى كسانى است كه مى‏نشینند و مى‏گویند: »ما منتظریم« و هر كارى هم كه دلشان مى‏خواهد مى‏كنند و هر راهى هم كه دلشان خواست مى‏روند؟
    انتظار؛ یعنى انزجار از وضع موجود و تقاضاى حالت مطلوب‏تر. مثلاً شخصى مریض است، حالش خیلى بد است و اطرافیان او امیدوارند كه حالش بهتر شود. مى‏گویند منتظریم حالش خوب شود. پس انتظار؛ یعنى از حال فعلى ناراضى‏ام و یك وضع مطلوب‏تر را مى‏خواهم. این معناى انتظار است. مثلاً پسرش رفته است سفر. سؤال كنى مى‏گوید: »از نیامدنش خیلى ناراحتم، اما منتظرش هستم«؛ یعنى من از این غیبت او ناراضى و ناراحتم و منتظرم كه او برگردد و حالم بهتر شود. یا اینكه مثلاً تاجرى است كه از نظر تجارى وضع خوبى ندارد و بازارش كساد است. مى‏پرسیم »وضعتان چه طور است؟« مى‏گوید: »وضع خوبى نداریم، اما منتظریم خوب شود. خبر داده‏اند كه وضع خوب مى‏شود، ما هم منتظریم كه وضع خوب شود«؛ یعنى كاملاً از وضع كنونى ناراضى است و منتظر وضع بهترى است. آیا كسانى كه منتظر امام زمان(عج) هستند همین حالت را دارند؟ واقعاً از وضع فعلى خود و جامعه ناراضى‏اند. اگر انسان با كسانى كه ایجاد فساد مى‏كنند، ولگرد هستند، معصیت مى‏كنند، اسیر هواى نفس هستند، ارتباط داشته باشد، از وضع فعلى كه الآن جامعه دارد، راضى باشد، انتظار معنا ندارد.
    انتظار معناى مركبى دارد: نفى و اثبات. عدم رضایت از وضع فعلى و انتظار وضع بهتر. انتظار؛ یعنى آماده باش براى یارى امام زمان(عج). منتظرم، یعنى وجودم كلاً در انتظار بقیةاللَّه‏الاعظم(ع) است كه بیاید و انقلاب جهانى ایجاد بكند. امام زمان(عج) كه مى‏آید انقلاب مملكتى و مقطعى نمى‏كند، بلكه انقلاب ایشان، انقلابى در كل جهان است. یعنى انقلابى مى‏كنند كه از حضرت آدم(ع) تا به حال كه شش یا هفت هزار سال، كمتر یا بیشتر از آن مى‏گذرد چنین انقلابى ایجاد نشده است. انقلابى كه ایشان ایجاد مى‏كنند یك انقلاب جهانى است. پس افراد خاصى مى‏توانند با حضرت همكارى بكنند و قدرت دارند كه از اعوان و انصار حضرت بقیةاللَّه باشند.
    معناى انتظار عدم رضایت از وضع فعلى و كمال اشتیاق به پیاده شدن عدل الهى در سراسر جهان است. حال چه كسانى منتظرند؟ منتظران باید كسانى باشند كه مهذّب باشند، خودشان را اصلاح كرده باشند. من كه مرتكب صدها گناه مى‏شوم، مرتكب صدها جنایت مى‏شوم و عشق و علاقه به فساد مى‏ورزم، چه طور مى‏توانم بگویم كه منتظر آقا هستم؟ منتظرم كه بیایند گردن مرا بزنند؟ چون حضرت كه مى‏آیند، مبارزه با فساد مى‏كنند. مى‏خواهند عدل واقعى و عدل الهى را در سراسر دنیا، پیاده بكنند. ریشه‏هاى فساد را از بین ببرند. وقتى كه وجود انسان سرطانى باشد، وقتى عضوى سرطانى باشد، قابل معالجه نیست. باید قطع شود.
    پس انسان باید خودش را اصلاح كند. حضرت كه بیایند دو انقلاب مى‏كنند، انقلاب درونى و انقلاب بیرونى. انقلاب درونى را از هم اكنون باید شروع كنیم. انسانى كه مى‏خواهد بگوید منتظر امام زمان(عج) است و مى‏خواهد از منتظران باشد و این روایات شامل حال او بشود، باید مشغول تهذیب باشد »قد أفلح من زكّها«22 رستگارى در پرتو تزكیه است؛ یعنى اول تخلیه بكند و بعد هم تحلیه. اول صفات رذیله را از خودش دور كند و بعد هم صفات حمیده را در خودش به وجود بیاورد. الآن هم كسانى كه محضر حضرت مشرفند پنج طایفه هستند: اوتاد، نجبا، نقبا، رجال‏الغیب، و صلحا و در هر كدام از این طایفه‏ها هم عده زیادى هستند. اینان هم از آب و خاك و از اولاد آدم هستند اما با رشد، تقوى، تهذیب، خودسازى و حاكمیت اسلام بر وجودشان، به این تقرب رسیده‏اند وتشرف اختیارى محضر حضرت پیدا كرده‏اند. پس شرط منتظر بودن این است كه انسان خودسازى بكند.
    خدا مى‏داند كه دامن همه ما آلوده است؛ بزرگ و كوچك ندارد. هیچ كدام ما معصوم نیستیم. خدا شاهد است كه اگر توبه از اعمال گذشته بكنیم و عزم و جزم بر ترك معصیت در آینده داشته باشیم و واجبات را اول وقت انجام بدهیم و توسلات به حضرت بقیةاللَّه داشته باشیم، ان‏شاءاللَّه همه ما از منتظران و مورد عنایت حضرت خواهیم بود.
    خدایا قسمت مى‏دهیم به عزت محمد و آل محمد فرج امام زمان را نزدیك بگردان. موانع ظهورشان را برطرف بگردان! خدایا قلوب ما را هم  به نور ایمان و تقوى و ولایت و خلوص بیش از پیش منور بفرما! خدایا رفع ظلم و ناراحتى و طغیان‏گرى از مسلمان‏ها بفرما! شر اشرار را به خودشان برگردان! خدایا قسمت مى‏دهیم به عزت محمد و آل محمد راه نجاتى براى مسلمانان فلسطین فراهم بفرما! خدایا قسمت مى‏دهیم به عزت محمد و آل محمد اسامى همه ما را در طومار اصحاب و انصار امام زمان(عج) ثبت و ضبط بگردان!

 پى‏نوشتها :
 1 .   المجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، ج52، ص123.
 2 .   الكلینى، محمدبن یعقوب الكافى، ج2، ص222.
 3 .   بحارالانوار، ج51، ص156، ح1.
 4 .   همان، ح52، ص123.
 5 .   همان، ص131.
 6 .   همان، ج36، ص386.
 7 .   الطوسى، محمدبن الحسن، كتاب الغیبه، ص222.
 8 .   همان، ص221.
 9 .   همان، ج52، ص129، ح24.
 10.   همان، ج52، صص338-339، ح83.
 11.   الكلینى، محمدبن یعقوب، همان، ج1، ص372.
 12.   المجلسى، محمدباقر، همان، ج53، ص91.
 13.   ائمه(ع) در زمان حضرت بقیةاللَّه برنمى‏گردند. فقط از آن جهت كه امام را امام باید غسل دهد و نماز بخواند و كس دیگرى امكان ندارد، حضرت بقیةاللَّه بعد از 7 سال كه هر سالى 10 سال مى‏شود كه 70 سال مى‏شود شهید مى‏شوند »ما منا إلا مقتول او مسموم«، حضرت ابا عبداللَّه(ع) رجعت مى‏كنند و غسل و كفن ایشان را برعهده مى‏گیرند و برایشان نماز مى‏خوانند و ایشان را تدفین مى‏كنند. ائمه(ع) در زمان حضرت على(ع) رجعت مى‏كنند.
 14.   المجلسى، محمدباقر، همان، ج52، ص122.
 15.   همان، ص24.
 16.   الصدوق، محمدبن على بن الحسین، كمال‏الدین و تمام‏النعمة، ج2، ص377، ح1.
 17.   المجلسى، محمدباقر، همان، ج52، ص128، ح21.
 18.   همان، ج68، ص96.
 19.   سوره ق (50) آیه18.
 20.   همان، ج52، ص130.
 21.   همان، ص125.
 22.   سوره شمس (91) آیه 9.
 
ماهنامه موعود - شماره38



:: مرتبط با: انتظار ,

نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/03/16
زمان : 01:06 ق.ظ
۸۸۹۱انتظار فرج و امید به آینده در آموزه های اسلامی
نظرات |

انتظار فرج و امید به آینده در آموزه های اسلامی     

ابراهیم شفیعى سروستانى

 
 اشاره :
    انتظار ظهور امام مهدى(ع) یا به تعبیر دیگر انتظار فرج آل محمد(ع) در آموزه هاى دین اسلام از اهمیت و جایگاه بسزایى برخوردار است، اما این مفهوم خود مصداقى از مفهوم عام »انتظار فرج« یا امید به آینده است كه در روایات اسلامى بر آن تأكید فراوانى شده است.
    مكتب اسلام با هدف زنده نگهداشتن روحیه تلاش و پشتكار در فرد و جامعه اسلامى بر امیدوارى نسبت به آینده و انتظار فرا رسیدن گشایش از سوى خدا سفارش بسیارى كرده و مؤمنان را از هرگونه یأس و ناامیدى برحذر داشته است.
    در این مقاله تلاش شده كه با بررسى مفهوم عام و خاص انتظار و امید به آینده ریشه هاى فطرى این مفهوم و نقش سازنده آن در فرد و اجتماع را روشن سازد.
 
 1. مفهوم و جایگاه انتظار
    »انتظار«، یعنى »چشمداشتن« و »چشم به راه بودن«1. چشمداشت یك تحول، چشمداشت یك رویداد خوب، چشمداشت یك گشایش،... یاچشم به راه یك آینده مطلوب، چشم به راه یك عزیز سفر كرده، چشم به راه یك دستگیر، چشم به راه یك منجى و... به این معنا انتظار مفهومى است كه با نهاد همه انسانها عجین شده است و مى توان گفت كه همه انسانها به نوعى منتظرند.
    به بیان دیگر انتظار یا امید به آینده همزاد انسان است و اگر امید به آینده را از او بگیرند، سرنوشتى جز سكون، ركود، مرگ و تباهى نخواهد داشت، از همین روست كه در كلام نورانى پیامبر گرامى اسلام(ص) آمده است:
 الأمل رحمة لأمتى و لولا الأمل ما أرضعت والدة ولدها و لاغرس غارس شجراً.2
 امید براى امت من مایه رحمت است و اگر امید نبود هیچ مادرى فرزندش را شیر نمى داد و هیچ باغبانى درختى نمى كاشت.
    همچنین حكایت شده است كه:
 روزى عیسى (ع) نشسته بود و پیرمردى با بیل زمینى را شیار مى كرد، عیسى فرمود: بار خدایا! امید (آرزو) را از او برگیر. آن پیر در دم بیل را به كنارى انداخت و دراز كشید. ساعتى گذشت و عیسى گفت: بار خدایا! امید را به او بازگردان؛ بى درنگ آن پیر برخاست و شروع به كاركرد.3
    لحظه لحظه زندگى انسان با امید همراه است و او هر دوره از عمر خود را به امید رسیدن به دوره بعدى پشت سر مى گذارد. كودكى كه تازه به دبستان پاگذاشته به امید رفتن به كلاس بالاتر و پشت سر گذاشتن دوران آموزش ابتدایى درس مى خواند و تلاش مى كند. همین كودك دوران راهنمایى را با امید رسیدن به دوران دبیرستان سپرى مى كند و دوران دبیرستان را با این امید كه روزى به دانشگاه راه یابد پشت سر مى گذارد. وقتى همین كودك دیروز و جوان امروز وارد دانشگاه مى شود امیدهاى تازه به او توش و توان مى دهد و به زندگى او معنا مى بخشد؛ امید رسیدن به جایگاه مطلوب اجتماعى، تشكیل خانواده، داشتن فرزند و... . پس از تشكیل خانواده و به دنیا آمدن فرزندان، همه امیدها و آرزوهاى انسان متوجه پیشرفت و ارتقاى فرزندانش مى شود و به این ترتیب حكایت پایان ناپذیر امید به آینده، تا آستانه مرگ، انسان را همراهى مى كند.
    ناگفته نماند كه این امید به آینده و انتظار تحقق فرداى بهتر، خود ریشه در یك ویژگى فطرى دارد و آن كمال جویى انسان است. انسان همواره طالب رسیدن به مراتب بالاتر و دست یافتن به قله هاى پیشرفت و ترقى است و این در همه انسانها با تفاوتهایى در سطح كمال موردنظر و تلاش و جدیتى كه براى رسیدن به كمال مطلوب صورت مى گیرد، وجود دارد.
    در هر حال، انتظار و چشم به راه آینده بودن شعله اى است در وجود انسان كه هر چه فروزان تر و پرفروغ تر باشد تحرك و پویایى او نیز بیشتر خواهد بود و برعكس هر چه این شعله به سردى و خاموشى بگراید؛ تلاش و فعالیت انسان نیز كاستى مى پذیرد تا آنجا كه او تبدیل به موجودى سرد، بى روح، بى نشاط، گوشه گیر و بى تحرك مى شود و این همان حالتى است كه در روانشناسى به »افسردگى« تعبیر مى كنند. حالتى كه شدت و ضعف و زمینه هاى به وجود آمدن آنها در افراد مختلف متفاوت است، اما عامل آن در هر حال چیزى جز خشكیدن نهال امید در وجود انسان نیست.
    با توجه به اهمیت و نقش اساسى امید به آینده و انتظار فرج در زندگى انسانها مكتب اسلام تلاش نموده است با تقویت این روحیه، تلاش و سرزندگى جوامع اسلامى و مسلمانان را به نهایت درجه خود رسانده و آنها را در هر زمان پویا و پایدار نگهدارد.
    به نظر مى رسد امید به آینده و انتظار فرج به دو معنا در آموزه هاى دین اسلام به كار رفته است:
    1. انتظار به معناى عام؛ در این معنا مكتب اسلام تلاش كرده است كه از یك سو با فضیلت بخشیدن به »انتظار گشایش« و امید به آینده و از سوى دیگر با نكوهش یأس، ناامیدى، دلسردى و دلمردگى، روحیه تلاش و تكاپوى سازنده را در افراد جامعه اسلامى زنده نگهدارد و از ایجاد حالت یأس و ناامیدى در زندگى شخصى مسلمانان جلوگیرى كند.
    اهتمام اسلام به این معناى عام از انتظار و امید به آینده تا بدان حد بوده كه از یك سو امید به فرا رسیدن گشایش از سوى خداوند در زمره برترین اعمال برشمرده شده و از سوى دیگر یأس و ناامیدى از رحمت خداوند از جمله گناهان كبیره به شمار آمده است.
    شاید بتوان گفت بسیارى از روایاتى كه در آنها به فضیلت »انتظار فرج« به طور كلى و بدون ذكر متعلق فرج اشاره شده، به اصل تقویت روحیه امید به آینده و مقابله با حالت ناامیدى و بدبینى نسبت به آینده نظر داشته اند، كه از آن جمله مى توان به این روایات اشاره كرد:
    1-1. از رسول گرامى اسلام(ص) نقل شده است كه:
 من رضى عن اللَّه بالقلیل من الرزق رضى اللَّه عنه بالقلیل من العمل و انتظار الفرج عبادة.4
 هر كس نسبت به رزق كمى كه خداوند به او داده خشنود باشد، خداوند نیز نسبت به عمل كمى كه او انجام مى دهد خشنود مى گردد و انتظار گشایش عبادت است.
    1-2. امام على(ع) در بخشى از روایت مفصلى كه در آن به چهارصد مورد از امورى كه براى صلاح دین و دنیاى مؤمن شایسته است، اشاره مى كنند؛ پس از توصیه به طلب رزق در بین طلوع فجر و طلوع شمس مى فرمایند:
 انتظروا الفرج، ولا تیأسوا من روح اللَّه، فإن أحبّ الأعمال إلى اللَّه عزّوجلّ انتظار الفرج.5
 در انتظار گشایش باشید و از رحمت خداوند ناامید نشوید؛ زیرا دوست داشتنى ترین كارها نزد خداوند انتظار گشایش است.
    1-3. آن حضرت در بخش دیگرى از روایت یاد شده پس از اشاره به این مطلب كه ناشكیبایى در هنگام بروز ناگواریها موجب از بین رفتن اجر انسان مى شود، مى فرماید:
 ... أفضل اعمال المرء انتظار فرج اللَّه عزّوجلّ6.
 برترین كارهاى انسان، انتظار گشایش از سوى خداست.
    1-4. امام صادق(ع) نیز در ضمن سفارشهاى خود به ابوحنیفه مى فرمایند:
 ... و أفضل الأعمال انتظار الفرج من اللَّه.
 برترین كارها انتظار گشایش از خداست.
 
    2. انتظار به معناى خاص: در این معنا، انتظار گشایش و امید به آینده از حالت امرى محدود، سطحى و فردى خارج شده و تبدیل به امرى گسترده، عمیق و اجتماعى مى گردد.
    در توضیح این مطلب باید گفت: تعالیم ادیان الهى و به ویژه دین مبین اسلام، دقیقاً بر گرایشهاى درونى انسانها تكیه دارد و اهداف و برنامه هاى آنها براساس همین گرایشهاى درونى و ویژگیهاى فطرى سامان یافته است و در این میان نقش دین تنها جهت دهى، توسعه و تعمیق این گرایشهاست.
    در موضوع مورد بحث نیز دین مبین اسلام با توجه به اینكه امید به آینده و انتظار یك گرایش فطرى و جوهره زندگى انسانهاست تلاش نموده كه این گرایش را از یك سو توسعه و از دیگر سو تعمیق بخشد.
    به این بیان كه دین اسلام به همه انسانها مى گوید: اولاً، شما فقط منتظر بهبود وضع زندگى خود و اطرافیانتان نباشید و تنها سعادت نزدیكان خود را طلب نكنید، بلكه این انتظار را نسبت به همه افراد جامعه گسترش دهید و چشم انتظار روزى باشید كه رفاه، سعادت، عدالت و معنویت نه تنها در شهر و دیار شما بلكه در همه جهان گسترده شود.
    ثانیاً، انتظار شما نباید تنها متوجه امور ظاهرى، سطحى و محدود زندگى گردد. شما باید انتظارتان را تعمیق بخشید و چشم به راه آینده اى باشید كه حقیقت مطلق، عدالت مطلق و معنویت مطلق در جهان حاكم شود.
    در این معنا، انتظار تنها به ظهور مردى تعلق مى گیرد كه اگر بیاید نهایت خوبیها براى همه انسانها در سراسر جهان فراهم خواهد شد. این انتظار به همان اندازه فضیلت و برترى دارد كه تحقق متعلق آن.
    نگاهى اجمالى به روایاتى كه در فضیلت انتظار ظهور امام عصر(ع) وارد شده اند ما را به سطح ارزش این انتظار واقف مى سازد:
    2-1. امام سجاد(ع) منتظران را برترین مردم همه روزگاران برمى شمارند:
 ... إنّ أهل زمان غیبته القائلون بإمامته المنتظرون لظهوره أفضل من كلّ أهل زمان.8
 آن گروه از مردم عصر غیبتف امام دوازدهم كه امامت او را پذیرفته و منتظر ظهور او هستند برترین مردم همه روزگاران هستند.
    2-2. امام صادق(ع) در فضیلت انتظار به معناى دوم مى فرماید:
 المنتظر لأمرنا كالمتشحّط بدمه فى سبیل اللَّه.9
 كسى كه در انتظار تحقق امر ما (برقرارى حكومت اهل بیت(ع)) باشد همانند كسى است كه در راه خدا به خون خود غلتیده است.
    2-3. آن حضرت در روایت دیگرى منتظران ظهور را از زمره »دوستان خدا« برمى شمارند:
 طوبى لشیعة قائمنا المنتظرین لظهوره فى غیبته و المطیعین له فى ظهوره أولئك أولیاءاللَّه الذین لاخوف علیهم ولا هم یحزنون.
 خوشا به حال شیعیان قائم ما كه در زمان غیبتش منتظر ظهور او هستند و در هنگام ظهورش فرمانبردار او. آنان دوستان خدا هستند، همانها كه نه ترس به دل راه مى دهند و نه اندوهگین مى شوند.
    2-4. امام صادق(ع) در بیانى دیگر منتظران ظهور را با شهیدشدگان در پیشگاه رسول خدا(ص) برابر دانسته، مى فرمایند:
 من مات منكم و هو منتظر لهذا الأمر كمن هو مع القائم فى فسطاطه. قال: ثمّ مكث هنیئة، ثمّ قال: لا بل كمن قارع معه بسیفه. ثمّ قال: لا واللَّه كمن استشهد مع رسول اللَّه، صلّى اللَّه علیه و آله.11
 هر كس از شما بمیرد در حالى كه منتظر این امر باشد همانند كسى است كه با حضرت قائم(ع) در خیمه اش بوده باشد. سپس حضرت چند لحظه اى درنگ كرده، آنگاه فرمود: نه، بلكه مانند كسى است كه در خدمت آن حضرت شمشیر بزند. سپس فرمود: نه، به خدا همچون كسى است كه در پیشگاه رسول خدا(ص) شهید شده باشد.
 
 2. نقش سازنده انتظار
    براى درك درست نقش سازنده انتظار و امید به آینده در فرد و جامعه لازم است كه اركان و پایه هاى اساسى آن را بررسى كنیم.
    هر كس با مراجعه به خود و بررسى مصادیق مختلف انتظار درمى یابد كه این مفهوم سه پایه اساسى دارد:
    1. ناخوشنودى از وضع موجود یا قانع نبودن به آن؛
    2. امید و باور به آینده مطلوب؛
    3. تلاش در جهت تحقق آینده مطلوب.
    بدون تردید، انتظار، چه در معناى عام و چه در معناى خاص آن، زمانى فعلیت مى یابد كه سه ركن یاد شده محقق شود. كسى كه هیچ احساس ناخوشایندى نسبت به وضع موجود خود و شرایطى كه در آن به سر مى برد ندارد، یا آینده روشنى پیش روى خود نمى بیند و از باور درستى نسبت به امكان تغییر شرایط موجود برخوردار نیست، یا هیچ تلاشى در راه تحقق آینده اى كه آن را مطلوب مى داند و رسیدن به هدفى كه چشم انتظار رسیدن آن است، نمى كند، هرگز نمى تواند در زمره منتظران باشد.
    حال اگر بخواهیم با توجه به سه ركن اساسى انتظار، به تحلیل مفهومى انتظار ظهور امام مهدى(ع) بپردازیم و مشخص كنیم كه چه زمانى مى توان فردى را واقعاً منتظر ظهور دانست، باید به سه نكته اساسى اشاره كنیم:
    1. آگاهى نسبت به شرایط موجود و معرفت نسبت به شرایط عصر موعود؛
    2. باور به تحقق وعده الهى در مورد آینده جهان و حاكمیت نهایى دین خدا بر سراسر زمین؛
    3. حركت و تلاش در راه زمینه سازى و یا تحقق جامعه موعود.
    نخستین شرط انتظار این است كه انسان به آن حد از آگاهى و شناخت برسد كه بفهمد وضع موجود جهان و مناسبات حاكم بر آن به هیچ وجه خشنود كننده نیست و شرایطى كه در آن زندگى مى كند تناسبى با عظمت وجودى انسان و شأن او ندارد. این شناخت تنها در صورتى حاصل مى شود كه آدمى ابتدا شرایط موجود جامعه خود و شرایط جامعه موعود را به درستى بشناسد و آنگاه به مقایسه آنها پرداخته و به داورى بنشیند كه واقعاً كدامیك از این شرایط، شایسته مقام انسان به عنوان اشرف مخلوقات است.
    شرط دوم باور به سعادتمند شدن جهان و رستگارى بشر در پایان تاریخ است. باور به این حقیقت كه جهان بالاخره طعم خوش حقیقت، عدالت و معنویت را خواهد چشید و ریشه هر چه دروغ، ستم، فساد و تباهى است از زمین بركنده خواهد شد.
    بدون تردید تحقق شرایط یاد شده مستلزم تلاش فراگیر فردى و اجتماعى در حوزه هاى مختلف فرهنگى، اجتماعى، اقتصادى، سیاسى و نظامى است. تلاشى كه اگر به واقع محقق شود، فرد و جامعه مصداق روایاتى خواهند شد كه در آنها منتظران ظهور را با یاوران امام مهدى(ع) و حاضران در صحنه هاى نبرد عصر ظهور مقایسه كرده و اجر و ثواب و شأن و مرتبه آنها را یكسان دانسته اند.
    كلام خود را با ذكر روایتى از امام صادق(ع) به پایان مى بریم؛ روایتى كه با تأمل در آن مى توان همه بایسته هاى انتظار فرج را دریافت:
 إفنَّ لَنا دَولَةً یَجفیى ءف اللَّهف بفها إفذا شاءَ. ثفمَّ قالَ: مَن سَرَّهف أَن یَكفونَ مفن أَصحابف القائفمف فَلیَنتَظفر وَلیَعمَل بفالوَرَعف وَ مَحاسفنف الأخلاقف، وَ هفوَ مفنتَظفرٌ، فَإفن ماتَ وَ قامَ القائفمف بَعدَهف كانَ لَهف مفنَ الأَجرف مفثلف أَجرف مَن أَدرَكَهف، فَجفدّفوا وَانتَظفرفوا، هَنفیئاً لَكفم أَیَّتفهَا العفصابَةف المَرحفومَةف.12
 براى ما دولتى است كه هر زمان خداوند بخواهد، آن را محقق مى سازد. و آنگاه [امام] فرمود: هر كس دوست مى دارد از یاران حضرت قائم، باشد باید كه منتظر باشد و در این حال به پرهیزكارى و اخلاق نیكو رفتار نماید، در حالى كه منتظر است، پس چنانچه بمیرد و پس از مردنش قائم، به پا خیزد، پاداش او همچون پاداش كسى خواهد بود كه آن حضرت را درك كرده است، پس كوشش كنید و در انتظار بمانید، گوارا باد بر شما [این پاداش] اى گروه مشمول رحمت خداوند!

 
 
 
 
 پى نوشتها:
 1 .   ر.ك: دهخدا، على اكبر، لغتنامه، ذیل كلمه »انتظار«؛ معین، محمد، فرهنگ فارسى ذیل كلمه »انتظار«.
 2 .   المجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، ج77، ص173، ح8.
 3 .   تنبیه الخواطر، ج1، ص272. به نقل از: محمدى رى شهرى، محمد، میزان الحكمة، ترجمه حمیدرضا شیخى، ج1، ص184، ح675.
 4 .   المجلسى، محمدباقر، همان، ج52، ص122، ح3.
 5 .   همان، ج10، ص94.
 6 .   همان، ص99.
 7 .   همان، ج75، ص208، ح77.
 8 .   همان، ج52، ص122، ح4.
 9 .   الصدوق، محمدبن على بن الحسین، كمال الدین و تمام النعمة، ج2، ص645، ج6.
 10.   همان، ص357، ح52.
 11.   المجلسى، محمدباقر، همان، ص126، ح18.
 12.   النعمانى، محمدبن ابراهیم بن جعفر، كتاب الغیبة، ص200، ج16؛ المجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، ج52، ص140، ح50.
 
 
 
 
 
 

موعود شماره 38 



:: مرتبط با: انتظار ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/03/16
زمان : 01:06 ق.ظ
۸۸۹۰مقدمه ای بر آثار تربیتی و روانشناختی انتظار
نظرات |

مقدمه ای بر آثار تربیتی و روانشناختی انتظار
دكتر شرفى
 اشاره :
    انتظار در مكتب اسلام، تنها یك رویكرد عاطفى نیست؛ بلكه رویكردهاى معرفتى، اجتماعى، اخلاقى و فردى را نیز شامل مى‏شود. از این روى مى‏توان، انتظار را همچون منشورى دانست كه داراى تجلیات گوناگونى است.
    در رویكرد معرفتى به مسئله انتظار، مى‏توان آثار تربیتى و روان شناختى این پدیده را با نگاهى جدید، مورد بررسى قرار داد؛ البته در اینجا، تربیت به معناى گسترده آن مورد نظر است كه شامل مقوله‏هاى اخلاقى نیز مى‏شود و در بعد روان شناختى نیز، آثار كاركردى آن بیشتر مورد تأكید قرار مى‏گیرد.
    در نوشتار حاضر، به عناوینى مانند گسترش امیدهاى واقعى، پویایى معطوف به هدف، استقرار وحدت و همبستگى، مراقبت دایمى و سلامت اخلاقى جامعه پرداخته‏ایم.
    یادكرد این نكته لازم است كه این نوشتار تنها پیش درآمدى بر این مبحث است و امیدواریم كه در آینده بتوانیم به صورتى گسترده‏تر و عمیق‏تر و فراتر از یك مقاله بدان بپردازیم.


 
 1. گسترش امیدهاى واقعى
    امید، محرك انسان براى رویارویى با آینده است. برخى آن را انگیزه و برخى دیگر، آن را نیاز آدمى مى‏دانند؛ به عقیده مزلو1، یكى از روانشناسان مكتب كمال:
 انگیزه آدمى، نیازهاى مشترك و فطرى است كه در سلسله مراتبى از نیرومندترین تا ضعیف‏ترین نیاز، قرار مى‏گیرد.2
    براى توضیح مطلب مى‏توان گفت كه آدمى، پیوسته و در پى انجام هركارى، به دنبال غایت و مقصودى مشخص بوده و قبل از اقدام به آن نیز، نیازمند انگیزه‏اى براى آغاز عمل است.
    بر این اساس، انسان براى تداوم زندگى و تحمل دشواریهاى آن، نیازمند انگیزه‏اى نیرومند است كه در پدیده »امید به آینده« تجلّى مى‏یابد؛ آینده‏اى كه به مراتب، عالى‏تر، زیباتر و بهتر از امروز باشد؛ این مسئله، به ویژه براى جوانان، داراى اهمیت بیشترى است؛ زیرا آنان در پرتو »امید به فردایى بهتر« مى‏توانند به نیروى فراوان خود و شور و نشاط بى‏پایان‏شان جهت و معنا بخشند.
    البته این مقوله در میان مكاتب دینى و غیر دینى، داراى جایگاه، منزلت و تفسیرهاى گوناگونى است؛ اعتقاد پیروان ادیان به امدادهاى غیبى و عنایات عام و خاص الهى، به گونه‏اى منطقى، متضمن پیامدهایى همچون امید به آینده و به تعبیرى دیگر، فرج بعد از شدت مى‏شود. در حالى كه در مكاتب مادى و بینشهاى سكولاریستى جایى براى »امدادهاى غیبى« وجود ندارد. حتى در میان پیروان ادیان، نیز این مسئله، داراى جلوه‏هاى گوناگونى است. از جمله در چند سال پیش، پاپ، رهبر كاتولیكهاى جهان، در اولین كتابى كه از او با عنوان عبور از آستانه امید منتشر گردید، به صراحت، ناامیدى خود را از وضعیت اخلاقى و اعتقادى عصر حاضر به ویژه جوانان، اظهار نمود. در اظهارات پاپ، نشانه‏هایى از امید به آینده به چشم نمى‏خورد. حتى در میان برخى اندیشمندان و متفكران غربى نیز بعضاً مسئله »امید« همچون پدیده‏اى دور از دسترس و بیهوده تلقى مى‏شود. به عنوان مثال، برتراند راسل3 در گفتارى با عنوان »جهان پر تلاطم« مى‏نویسد:
 من در لحظه تاریك (ژوئیه 1961) به نوشتن مشغولم و نمى‏دانم نژاد بشر آنقدر دوام مى‏كند كه نوشته من منتشر یا در صورت انتشار، قرائت شود یا نه.4
    در مقابل این رویكرد یأس‏آور و منفى به آینده كه در بیشتر مكاتب موجود مشاهده مى‏شود، اندیشه‏ها و رویكردهاى امیدوارانه و مثبت‏گرایى نیز وجود دارد كه از مهم‏ترین آنها مى‏توان به اعتقاد مذهب شیعه در زمینه انتظار امام عصر (ع) اشاره نمود كه نه تنها انتظار فرج آن حضرت، پدیده‏اى معنادار، منطقى و معقول است، بلكه چنین انتظارى، در زمره بزرگترین گشایشها، تلقى مى‏شود5. براى توضیح مطلب، اشاره مى‏كنیم كه امیدها دوگونه‏اند: امیدهاى واهى و امیدهاى واقعى. امیدهاى واهى، بیشتر شامل نوعى ایده‏آلها، آرمانها و آرزوهاى گمشده است كه انسان با حاضر كردن آنها در ذهن و درون خویش، به نوعى آرامش خاطر دست مى‏یابد كه در صورت تداوم و تقویت آنها، خود به خود زمینه جدا شدن از مسائل و رویدادهاى واقعى زندگى و در نتیجه احساس بیگانگى با واقعیات، براى شخص فراهم مى‏گردد.
    در مباحث روانشناسى تربیتى، این نوع مواجهه با مسائل، رفتارهاى دفاعى نام دارد. از ویژگیهاى اینگونه رفتارها، این است كه در كوتاه مدت، به شخص، آرامش و امنیت مى‏بخشد ولى در دراز مدت، موجب ناسازگارى با اطرافیان و دنیاى خارج مى‏شود.
    امیدهاى واقعى نقطه مقابل امیدهاى واهى است؛ امیدهایى كه داراى پایه و اساسى منطقى و استوارند و ریشه در اعتقادات و باورهاى دینى و ارزشهاى مبتنى بر وحى الهى دارند و مانند اینها به ظهور حضرت مهدى(ع) و شرایطى كه آن حضرت با حكومت خویش فراهم مى‏آورند كه در اینجا به دو نمونه از این شرایط اشاره مى‏كنیم:
    امام حسن مجتبى(ع) از پدر بزرگوارشان نقل مى‏فرمایند:
 در دولت مهدى(ع)، درندگان، سازش مى‏كنند؛ زمین، نباتات خود را خارج مى‏كند؛ آسمان، بركاتش را فرو مى‏فرستد؛ گنجهاى نهفته در دل زمین براى او آشكار مى‏شود و بین مشرق و مغرب را مالك مى‏شود و خوشا به حال كسى كه آن روزگار مسعود را درك كند و دستوراتش را با گوش جان بشنود.6
    از امام باقر (ع) نیز روایت شده است كه فرمودند:
 هنگامى كه قائم ما(ع) قیام كند، دست شریفش را بر سر بندگان گذارد و خردهاى آنها را گرد آورد و رشدهاى آنها را كامل گرداند.7
    از این دو عبارت چنین برداشت مى‏شود كه انتظار امام عصر(ع)، موجب گسترش و توسعه امیدهاى واقعى در شیعیان و پیروان آن حضرت مى‏شود؛ امیدهایى كه منتظرانش، هرگز در حقیقت و اصالت آنها، تردیدى به خود راه نمى‏دهند؛ زیرا چنین امیدهایى از متن باورهاى دین، رویش كرده و برخاسته از اعتقاد اصیل و استوار شیعه است.
    حال، چنانچه از بعد روانشناختى به مسئله بنگریم، نقش امید را در سلامت روانى، تعیین كننده و محورى خواهیم یافت.
    دوآن شولتس8 مى‏نویسد:
 سلامت روانى، پیش‏نگر است، نه پس‏نگر، دورنما، چیزى است كه شخص امیدوار است بشود نه آنچه پیش‏تر روى داده است و دگرگونى‏پذیر نیست.9
    او مى‏افزاید:
 من، نگاهى را كه به آینده مى‏نگرد و بر هدفها، آمال و رؤیاهاى درازمدت تمركز مى‏یابد، خوشایند مى‏یابم. البته پیش‏بینى و برنامه‏ریزى و تلاش براى آینده، از ماندن در رویدادهاى گذشته، سالم‏تر به نظر مى‏رسد.10
    كانت، طرح مسئله امید را از ویژگیهاى هوشمندى آدمى تلقى مى‏كند و مى‏نویسد:
 براى هر كس كه متنبه و هوشیار باشد و در كار دنیا و حال خود بنگرد، سه سؤال پیش مى‏آید:
    نخست، چه مى‏توانم بدانم؟
    دوم اینكه، چه باید بكنم؟
    سوم اینكه، چه امید و انتظارى مى‏توانم داشته باشم؟11
    آلپورت،12 یكى از صاحب نظران علم شخصیت معتقد است:
 [اشخاص برخوردار از سلامت روان] فعالانه در پى هدفها و امیدها و رؤیاهاى خویشتند، و رهنمون زندگى‏شان، معناجویى و ایثار و حسن تعهد است. تعقیب هدف، هیچ‏گاه پایان نمى‏پذیرد. اگر هدفى را باید كنار گذاشت، باید بیدرنگ انگیزه نوینى آفرید. افراد سالم به آینده مى‏اندیشند و در آینده زندگى مى‏كنند.13
    رویكرد »آینده‏گرا« با ویژگى »سلامت روان« از نسبت معقول و منطقى برخوردار است.
    چنین نسبتى را در بیان ویكتور فرانكل14 به روشنى مى‏یابیم:
 شخصیتهاى سالم، ویژگیهاى دیگرى هم دارند؛ به آینده مى‏نگرند و به هدفها و وظایف آتى توجه مى‏كنند. در واقع به چنین هدفهایى نیاز دارند. این ویژگى انسان است كه تنها با نگرش به آینده مى‏تواند زندگى كند.15
    او در ادامه نظریاتش مى‏افزاید:
 بدون اعتقاد به آینده، »محمل معنوى« زندگى از میان مى‏رود و روح و جسم به سرعت محكوم به فنا مى‏گردد. باید براى ادامه زندگى دلیلى داشت؛ در راه هدفى آتى كوشید، وگرنه زندگى معناى خود را از دست مى‏دهد.16
    به نظر »فرانكل«، اعتقاد به آینده، هم عامل معنا داشتن زندگى و هم عامل تداوم و استمرار آن است. چنین تعبیرى، یك نقطه اوج در میان نظریات روانشناسان در این زمینه است.
    انتظار در مكتب شیعه، علاوه بر اینكه، نوعى امید به آینده است، چشم به راه یك رویداد بزرگ و تحول عمیق، بودن است؛ چرا كه طى شدن فاصله میان غیبت و ظهور یك پدیده عادى نیست؛ بلكه حادثه‏اى به وسعت همه تاریخ بشر است. براى تجسم عظمت آن، اشاره به این نكته كافى است كه امام مهدى(ع)، تبلور همه آرمانها و آرزوهاى محقق نشده انسان در طول قرون و اعصار گذشته تا كنون است.
    بر این اساس، فرداى ظهور، فردایى است روشن‏تر و بهتر از امروز؛ زیرا همه اختلافها و خصومتها كه ناشى از محدودیت اندیشه و نارسایى عقل بشر است، از میان برمى‏خیزد و در پرتو شكوفایى خرد، جاى خود را به عطوفت، رحمت و مناسبات صمیمانه مى‏بخشد.
    با تكیه بر این مبانى، دیگر، افسردگى در میان پیروان مكتب انتظار جایى ندارد. در غیر این صورت آدمى، دلیلى براى بهتر بودن فردا ندارد؛ بنابراین بیشتر در معرض افسردگى و ناامیدى قرار مى‏گیرد. اهمیت این مطلب، زمانى روشن‏تر مى‏شود كه بدانیم افسردگى، به عنوان بیمارى قرن، شایع‏ترین و دشوارترین اختلالى است كه انسان معاصر با آن مواجه بوده و به شدت از عوارض آن رنج برده است؛ چرا كه رشته‏هاى امید خود را بریده و گسیخته مى‏بیند.
2. پویایى معطوف به هدف
    زندگى، زمانى با معنا است كه جوهر حركت در آن باشد و به تعبیر دیگر، انسانى كه پویا و فعال و پر تحرك است، معنایى براى بودن خویشتن مى‏یابد؛ زیرا مى‏تواند خود را از سطح ركود و روزمرگى، به مرحله پویایى برساند.
    وقتى فرد، به وضعیت موجود راضى نیست و در صدد تحقق شرایط بهترى تلاش مى‏كند، به این معنا است كه خود نیز نقشى در آن ایفا مى‏كند و تماشاگر نیست؛ بلكه ایفاگر وظیفه‏اى خاص است.
    دوآن شولتس، در توصیف چنین حالتى مى‏نویسد:
 چیزى كه به زندگى شور و هیجان مى‏بخشد تعقیب است نه تسخیر، راه است نه مقصد، تلاش است نه كامیابى.17
    پویایى از دو منظر قابل بررسى است؛ نخست اینكه انسان پویا به نفى هرگونه بى‏تفاوتى برمى‏خیزد و همین امر، زمینه‏ساز نوآورى، خلاقیت و جست‏وجوى همیشگى امور بدیع است و تأثیر آن نیز رضایت نسبى آدمى از خویشتن و زندگى است؛ زیرا بخشى از آثار وجودى خویش را شاهد بوده و آنها را باور دارد. دیگر اینكه هرگونه تحرك و پویایى نیز داراى چنین آثارى نخواهد بود؛ زیرا حركت بدون هدف، عقیم و داشتن هدف بدون حركت نیز بى‏معنا است. از این روى پویایى معطوف به هدف، موردنظر است؛ زیرا شامل هر دو مؤلفّه است.
    بنابراین، براساس این مقدمات مى‏توان گفت كه انتظار امام عصر (ع)، در منتظرانش، شامل هر دو مؤلفّه »پویایى« و »معطوف به هدف بودن« است؛ زیرا منتظر به جامعه‏اى مى‏اندیشد كه تمامى وعده‏هاى انبیا و اولیا در آن به وقوع خواهد پیوست و از این روى تلاش مى‏كند تا به میزان توانایى و درك مسئولیت خویش، در ساختن چنین جامعه‏اى سهیم باشد. از سوى دیگر، او مى‏داند كه براى چه تلاش مى‏كند؛ انگیزه‏اى آشكار، منطقى، معقول و قابل دفاع دارد؛ بنابراین تمامى تلاشهاى او، معطوف به هدفى والا به نام »انتظار ظهور« مى‏شود و این هدفى معنادار و ارزشمند است.
    تجلى اینگونه تلاشها را در فرمایش امام صادق(ع) مى‏بینیم:
 هركس دوست دارد از یاران حضرت قائم(ع) باشد، باید در انتظار او باشد، به نیكویى و پرهیزكارى رفتار نماید؛ پس اگر او به این حال، پیش از قیام او از دنیا برود، پاداش یاران مهدى را خواهد گرفت؛ بنابراین بكوشید و جدیت كنید و چشم به راه باشید كه بر شما گوارا باد.18
    برخى از روانشناسان مكتب كمال، نظیر »ویكتور فرانكل«، معتقدند در وجود انسان، تواناییهایى نهفته است كه جز در موقعیتهاى خاص، بروز و ظهور نمى‏یابند؛ موقعیتهایى نظیر برخورد با سختیها و تنگناها كه آدمى را به پویایى و تحرك وا مى‏دارد و همین خودانگیزیها، عامل تحقق خویشتن و خود شكوفایى است. رویكردهاى او كه برگرفته از دوران سخت اسارت در بازداشتگاههاى مخوف آلمان نازى است، با زیبایى هر چه تمامتر در كتاب انسان در جست‏وجوى معنا به تصویر كشیده شده است.19
    حضرت على (ع) نیز در نهج‏البلاغه به این مطلب اشاره دارد:
 ... و كأنّى بقائلكم یقول: »إذا كان هذا قوت ابن أبى طالب فقد قعد به الضّعف عن قتال الأقران و منازلة الشّجعان« ألا و إنّ الشّجرة البرّیّة أصلب عوداً و الرّواتع الخضرة أرقّ جلوداً و النّابتات العذیة أقوى وقوداً و أبطأ خموداً...20
 ... گویا مى‏شنوم كه شخصى از شما مى‏گوید: »اگر غذاى فرزند ابوطالب همین است، پس سستى او را فرا گرفته و از نبرد با هماوردان و شجاعان بازمانده است«. آگاه باشید! درختان بیابانى، چوبشان سخت‏تر، و درختان كناره جویبار پوستشان نازك‏تر است. درختان بیابانى كه با باران سیراب مى‏شوند آتش چوبشان شعله‏ورتر و پردوام‏تر است...1
    در یك جمع‏بندى، آثار تربیتى انتظار پویا و معطوف به هدف، عبارتند از:
    الف) به جریان افتادن نیروهاى نهفته و سرمایه‏هاى راكد انسان در پرتو دوران سخت انتظار؛
    ب) پالایش درون و به مرحله خلوص رسیدن به جهت طولانى شدن دوران غیبت؛
    ج) معنا یافتن زندگى در پرتو پویایى معطوف به هدف، با نگاه تطبیقى به زندگى بدون هدف و فرجام آن كه تهى شدن از درون و روزمرگى است؛
    د) رشد قدرت تحمل در برابر ناملایمات و تنگناها به جهت قداست و عظمت هدف كه در انتظار حضرت معنا مى‏یابد؛
    ه’ ) فراتر رفتن از مرز انسان متعادل و رسیدن به مرحله انسان متعالى؛
    و) رها شدن از سطح و مرحله رنجهاى حقیر مادى و گام نهادن در وادى رنجهاى تحمل عظیم معنوى و دغدغه‏هاى بزرگ انسانى، همچون رنج انتظارى راستین و طولانى و چشم دوختن به دروازه‏هاى روشن ظهور.
 
 3. استقرار وحدت و همبستگى
    چنانچه، انتظار را به عنوان یك آرمان بنگریم، در جنبه‏هاى فردى و اجتماعى نیز داراى آثارى خواهد بود. نخست از لحاظ فردى، موجب تمركز افكار و نیروهاى آدمى مى‏شود؛ زیرا همه آنها، ناظر به یك هدف؛ یعنى انتظار ظهور هستند و این امر به نوبه خود، موجب وحدت شخصیت او مى‏گردد. در مقابل، مى‏توان به پراكنده بودن و متفرق بودن تلاشهاى انسان اشاره نمود كه هیچ نتیجه‏اى در پى نخواهد داشت. این معنا در قرآن كریم چنین آمده است:
 هر آینه سعى و كوشش شما پراكنده است.21
    آلپورت در بیان چنین رابطه‏اى مى‏نویسد:
 تلاش براى آینده، به كل شخصیت آدمى، یگانگى و یكپارچگى مى‏بخشد... به عبارت دیگر، مى‏توان با كوشش براى دست یافتن به مقاصد و رسیدن به هدفها، جنبه‏هاى شخصیت را یكپارچه ساخت و جامعیت بخشید.22
    وحدت شخصیت، از هرز رفتن تواناییها و قابلیتها، جلوگیرى مى‏كند و زمینه رشد و ظهور قدرتى شگرف و فوق‏العاده را فراهم مى‏كند؛ زیرا چنین وحدتى در درون آدمى، تضادهاى درونى را از میان برمى‏دارد؛ همان تضادهایى كه برخى انسانها را پیوسته رنج داده، توانشان را به شدت مى‏كاهد. در اینجا به نقل مطلبى از »كارن هورناى«23 مى‏پردازیم. او یكى از روانكاوان هم‏عصر ما است. وى با تألیف معروف‏ترین اثرش به نام تضادهاى درونى ما معتقد است كه بیشترین عامل اثرگذار بر سلامت روانى اشخاص را باید در پدیده تضادهاى درونى آنان جست‏وجو نمود و چنانچه آنان بتوانند به گونه‏اى بر این تضادها فائق آیند، دیگر موجبى براى اختلال در سلامت روانى آنان وجود نخواهد داشت.24 وى همچنین به بیان حكایتى از فلسفه و حكمت خاور دور مى‏پردازد:
 مریدى از پیرو مرشد خود پرسید: اى حكیم، به من بگو این چه نیرویى است؟ و این چه قدرتى است كه در پنجه شیر نهفته است؟
 پیر جواب داد: نیروى وحدت با خود. اخلاص و صمیمیت چنین نیرویى ایجاد مى‏كند. در حقیقت، استفاده از تمام نیروهاى معنوى یك‏دل و یك‏جهت.25
    از بعد اجتماعى نیز، وحدت قابل تأمل است. وجود هدف مشترك در یك ملت یا جامعه، موجب نوعى پیوند، دلبستگى و وحدت میان معتقدان به آن هدف مى‏شود. در میان جامعه‏اى كه بزرگ‏ترین آرمانش، ظهور امام عصر(ع) است، نوعى همدلى، همنوایى و هم‏اندیشى پدید مى‏آید. چنین هدفى از چند جهت از هدفهاى دیگر متمایز است:
    1. این هدف چون در واژه »انتظار«، معنا مى‏یابد، داراى قداست ویژه‏اى است و هیچ هدف دیگرى در معنویت و قداست به پایه آن نمى‏رسد؛ چرا كه این یك انتظار معمولى نیست، بلكه طولانى‏ترین انتظار براى ظهور كامل‏ترین انسان عصر است.
    2. چنین هدفى كه با مسئله امامت و رهبرى حضرت ولى عصر(ع) در عصر ظهور ایشان، ارتباط مى‏یابد، از لحاظ مراتب ارزشى، در اوج اهداف و آرمانهاى یك جامعه قرار مى‏گیرد؛ زیرا هیچ موضوع دیگرى به سان این امر، به حیات و بقاى جامعه، بستگى پیدا نمى‏كند؛ چه، آن كه:
 به یمن وجود اوست كه به خلق، روزى مى‏رسد و زمین و آسمان به وجودش برقرار است و به واسطه او خدا زمین را پر از عدل و داد مى‏كند پس از آن‏كه پر از بیداد و ستم شده باشد.26
    وقتى از جایگاه امام (ع) در برپایى جامعه‏اى مبتنى بر عدالت، سخن به میان آید، بى‏مناسبت نخواهد بود كه تا اندازه‏اى چنین جایگاهى، روشن شود.
4. مراقبت دایمى
    یكى از پیامدهاى طبیعى و منطقى انتظار، احساس حضور است. منتظر واقعى، با اعتقاد به این كه اعمالش، پیوسته در منظر آن عزیز واقع مى‏شود، نسبت میان خود و آن حضرت را در احساس حضور، متجلى مى‏بیند و هر جا كه باشد، گویى خود را در خیمه آن حضرت و گوش به فرمان ایشان، احساس مى‏كند و لازمه انتظار حقیقى را، تلاش براى جلب رضایت ایشان مى‏داند؛ بنابراین براى تحقق این مهم، نه تنها، عمل به واجبات و ترك محرمات را وجهه همت خویش قرار مى‏دهد، بلكه از هر غفلتى نیز پرهیز مى‏كند؛ همانگونه كه استغفار خواص، استغفار از گناه نبوده و نیست بلكه آنان هر غفلتى از یاد خدا و انس با محبوب را براى خود گناهى بزرگ مى‏شمردند و از آن استغفار مى‏كردند.
    منتظر، به یارى معرفت خویش، امام(ع) را در غیبت، همچون خورشید پشت ابر دانسته، و او را ناظر بر حالات و نیّات خود مى‏داند و چیزى را از دیدگان آن حضرت مخفى نمى‏پندارد و در چنین موقعیتى است كه احساس حضور معنا پیدا مى‏كند.
    براى استناد به كلام معصومین(ع) به ذكر دو نمونه بسنده مى‏كنیم:
    امام على (ع) در پاسخ به پرسش یكى از مؤمنان درباره حدود آگاهى و میزان اشراف امام، فرمودند:
 هیچ مؤمنى در شرق و غرب زمین از ما غایب نیست.27
    و امام عصر(ع) در بخشى از توقیع مباركشان به شیخ مفید(ره) فرمودند:
 ما بر آنچه بر شما مى‏گذرد، احاطه علمى داریم و هیچ‏یك از خبرهاى شما از ما پوشیده نیست... ما نسبت به رعایت حال شما اهمال نمى‏كنیم و یاد كردن شما را فراموش نمى‏كنیم.28
    او همان بزرگوارى است كه در زیارت روز جمعه‏اش مى‏خوانیم:
 السلام علیك یا عین اللَّه فى خلقه.29
 سلام بر تو اى چشم خدا در میان آفریدگانش.
    بنابراین با تكیه بر این مبانى، مى‏توان نتیجه گرفت كه آن حضرت بر اوضاع و احوال بندگان خدا آگاه است.
    حال باید دید كه احساس حضور از جهات تربیتى چه اثراتى دارد؟
    یقین داشتن به این مطلب كه هیچ‏یك از اعمال ظاهرى و نیّات باطنى ما از چشمان با نفوذ آن حضرت مخفى نمى‏ماند، در مرحله اول، منجر به مراقبت دایمى اخلاقى خواهد شد؛ زیرا میان »انتظار« و »عمل مورد پذیرش منتظر«، تلازم منطقى وجود دارد و در غیر این صورت »انتظار« امرى بى‏معنا خواهد بود.
    منتظر، پیوسته مراقب مجموعه گفتارها و رفتارهایش خواهد بود تا موردى بر خلاف رضاى محبوبش، از او صادر نشود. و این مسئله در حقیقت، به پالایش درونى و صفاى باطنى خواهد انجامید؛ به گونه‏اى كه در پرتو چنین مراقبه‏اى، قابلیت ارتقا مى‏یابد و این امر، خود به خود به تحقق یك هدف اخلاقى منجر مى‏شود. این هدف، ناظر به این است كه عامل نظارت و كنترل فرد، باید قبل از هر چیز، جنبه درونى داشته باشد، نه جنبه بیرونى. و این وضعیت درونى كه همیشه پایدار و مستمر است، رفتار فرد را درجهت اهداف معینى، جهت مى‏بخشد. در حقیقت باید بگوییم، انضباط اخلاقى و خویشتن‏دارى، چنانچه متكى بر عوامل و پایه‏هاى درونى باشد، از استمرار، دوام، عمق و اخلاص ویژه‏اى برخوردار خواهد بود و در صورتى كه بر پایه‏ها و عوامل بیرونى، استوار باشد، از برخى آفات عمل همچون تظاهر، ریا و گسیختگى و انقطاع عمل، مصون نخواهد ماند. از این روى در صورتى كه بتوانیم وابستگى فرد را به عوامل خارجى كاهش داده، یا آن را قطع كنیم و آن را فقط وابسته به ارزش عمل، رضاى حق و تأیید امام عصر(ع) بدانیم، یك هدف مهم در تربیت اخلاقى، تحقق یافته است. و ثمره آن، منتظرانى هستند كه در نیّت و عمل، خالص بوده، هرگز لحظه‏اى از وارسى اعمال خویش غفلت نمى‏كنند.
    در خبر آمده است:
 از بزرگى پرسیدند: نفیس‏ترین چیزى كه به آسمان بالا رود چیست؟ گفت: اخلاص، پرسیدند: نفیس‏ترین چیزى كه از آسمان به زمین فرود مى‏آید چیست؟ گفت: توفیق.
    انسانهاى تربیت شده و الهى، مى‏دانند كه شرط جوانمردى آن است كه بدانند وقتى بر سر سفره روزى و نعمت الهى مى‏نشینند، روزى‏خوار نعمتهایى هستند كه خداوند براى آنان به یمن وجود مبارك امام عصر(ع) مقدر فرموده است؛ زیرا معتقدند:
 و بیمنه رزق الورى و بوجوده ثبتت الأرض و السّماء.
 و به بركت (وجود) او به خلق روزى مى‏رسد و به ذات وجودش زمین و آسمان بر جاى خود مى‏باشند.30
    بنابراین چنین افرادى، هرگز به فكرشان خطور نمى‏كند كه عملى بر خلاف رضاى آن حضرت كه رضاى خدا است، انجام دهند آنها دایم در حال مراقبه، مشارطه و محاسبه نفس خویش‏اند و داراى همان شخصیتى هستند كه مورد قبول آن بزرگوار است. و اگر مقام و مرتبه منتظر از این مراتب نیز فراتر رفت و به منزلت اولیاى خدا رسید، در آن مرحله، حتى از اندیشه و فكر گناه نیز پرهیز مى‏كند كه نیك مى‏داند: استم

 پى‏نوشت‏ها :
 ×   این مقاله برگرفته از مجموعه سخنرانیهاى گفتمان سوم مهدویت است كه به همت »مؤسسه فرهنگى انتظار نور« تهیه و عرضه شده است.
     .Abraham Harold ,Maslow. 8091(1 - 0791(
 2 .   دوآنشولتس، روانشناسى كمال، ترجمه گیتى خوشدل، ص115.
     Bertrand Arthur William Russel. 2781(3 - 9691(
 4 .   برتراند راسل، آیا بشر آینده‏اى هم دارد؟، ترجمه م منصور، ص238.
 5 .   ر.ك: على‏اكبر مهدى‏پور، چهل حدیث غیبت، ص 50؛ بحارالانوار، ج52 ، ص122، ح4.
 6 .   بحارالانوار، ج52 ، ص 280.
 7 .   همان، ج 52، ص 328.
    Doan Shults. 8
 9و10. روانشناسى كمال، ترجمه گیتى خوشدل، ص43.
 10.   محمدعلى فروغى، سیر حكمت در اروپا، ج 2، ص 253.
     8981(11.Gordon Willard Allport - 7691(
 12.   روانشناسى كمال، ص 25.
    13.Victor Frankle
 14.   همان، ص 210.
 15.   همان، ص 210 و 211.
 16.   همان، ص 44.
 17.   بحارالانوار، ج52، ص 140، ح 50؛ نعمانى، الغیبة، ص200، ح 16.
 18.   ویكتور فرانكل، انسان در جست‏وجوى معنا، ترجمه دكترمیلانى.
 19.   نهج‏البلاغه، صبحى صالح، ص 418.
 20.   نهج‏البلاغه، ترجمه محمد دشتى، نامه 45، ص 554.
 21.   سوره لیل (92) آیه 4.
 22.   روانشناسى كمال، ص 19 و 20.
     5881(23.Karen Horney - 2591(
 24.   ترجمه محمد جعفر مصفّا، ص 29.
 25.   همان، ص 139.
 26.   مفاتیح‏الجنان، (نشر فیض)، ص128.
 27.   سید محمد بنى‏هاشمى، معرفت امام عصر(ع)، ص300.
 28.   طبرسى، احتجاج، ج2، ص495.
 29.   مفاتیح الجنان، بخشى از زیارت حضرت امام زمان(ع) در روز جمعه.
 30.   مفاتیح‏الجنان، بخشى از دعاى عدیله
 31.   سید محمد بنى‏هاشمى، معرفت امام عصر(ع)، ص 310.
 32.   شیخ حرّ عاملى وسائل الشیعه، ج 15، ص 247، ح 20410.
 33.   همان، ص 248، ح20411.
 34.   همان، ج 27، ص131، ح 33401.
 35.   همان، ج 16، ص134، ح21173

ماهنامه موعود - شماره 38



:: مرتبط با: انتظار ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/03/16
زمان : 01:06 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.