تبلیغات
امام حسن مجتبی علیه السلام - مطالب حضرت علی علیه السلام
اصول و تکنیک های ارتباط موثر با قرآن مجید
نظرات | ادامه مطلب

قرآن کریم  
ماه رمضان با تمام بركت ها و فیوضات بی حد و حصرش به پایان رسید.

از اعمالی که در این ماه به آن بسیار سفارش شده، تلاوت قرآن کریم است.

ان شاءالله که با اتمام این ماه مبارک، بر تلاوت قرآن همت بیشتری داشته و روزی را بدون این کتاب الهی به اتمام نرسانیم.


ماه خدا به پایان رسید ... ماهی كه بندگان خدا برای رسیدن به آن لحظه شماری می كردند و وقتی خطبه های پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) را مبنی بر ورود این ماه با گوش جان می شنیدند، جسم و جان آنان حیاتی دوباره می گرفت.

ماهی كه عظمت آن به نزول قرآن مجید است و تنها ماهی است كه در قرآن مجید از آن به صراحت نام برده شده است.

ماهی سرشار از فرصت های طلایی برای خدایی شدن، فرصت هایی طلایی كه اگر از آنها استفاده نکرده باشیم، کوله باری از غم و غصه ما را همراهی می کنند چرا كه مولای متقیان امیرالمومنین علی علیه السلام فرمودند:

« اذا أمکنک الفرصه فانتهزها فان اضاعه الفرصه غصه: اگر فرصتی برایت پیش آمد، به سرعت از آن بهره بگیر؛ چرا که از دست دادن فرصت ها اندوه، در پی خواهد داشت.» [غررالحكم:ح4124]

و به همین جهت یكی از بهترین نام هایی را كه می توان برای این ماه انتخاب كرد، ماه فرصت هاست.

فرصت خوبی بود ... فرصت خلوت کردن با خود ... خلوت کردن با خدا ... درد و دل کردن ... مناجات کردن ... و در یک کلام آشتی کردن با خدای مهربان .

یكی از ویژگی های مهمی كه رسول خدا صلی الله و علیه وآله برای این ماه ذكر كردند، فرصتی برای آشتی دوباره با قرآن مجید است، كتابی كه در طول سال در طاقچه خانه گرد و غبار مظلومیت بر آن می نشیند و ماه رمضان فرصتی دوباره برای انس و آشتی با آن است و به همین جهت رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«وَ مَنْ تَلَا فِیهِ آیَةً مِنَ الْقُرْآنِ كَانَ لَهُ مِثْلُ أَجْرِ مَنْ خَتَمَ الْقُرْآنَ فِی غَیْرِهِ مِنَ الشُّهُورِ: و هر كس كه در این ماه یك آیه از قرآن تلاوت كند، ثواب كسی را دارد كه در ماه های دیگر قرآن را ختم كرده باشد.» [خطبه شعبانیه]

و خوشا به حال كسانی كه در این مهمانی، موفق به ختم قرآن مجید شده اند.

نکته ای که از باب تذکر اول به خودم بعد به دوستان عزیزم دارم این است که حواسمان باشد تلاوت قرآن را منوط به روزهای ماه رمضان ندانیم، قرآن را وارد برنامه های روزانه ی خودمان بکنیم به طوری که روزی بدون تلاوت آیات این کلام الله نور طی نشود.

اگر فرصتی برایت پیش آمد، به سرعت از آن بهره بگیر؛ چرا که از دست دادن فرصت ها اندوه، در پی خواهد داشت

در اینجا یك معادله و برنامه ریزی بسیار ساده را برای شما همراهان گرامی بیان می كنیم تا به راحتی بتوانیم همان طور که توفیق تلاوت و ختم قرآن را در ماه رمضان داشته ایم، در طول سال هم از آن بهره مند باشیم...

 



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. , حضرت علی علیه السلام ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/04/30
زمان : 10:26 ق.ظ
نام «علی» علیه السلام در قرآن
نظرات | ادامه مطلب

امام علی

یکی از اشکالاتی که گاهی از اوقات به ذهن افراد سطحی و کم سواد از سنی و شیعه می رسد این است که چرا نام مولا بصراحت در قرآن به کار نرفته علی رغم این همه قرابت که با رسول خدا صلی الله علیه و آله و بلکه با خود خدا داشته است و علی رغم ادعای شیعه در مورد اهمیت مسئله امامت؟!

حتی کار به جائی رسیده که بعض جهال از شیعه به همین دلیل قائل به تحریف قرآن شده اند.(1)

جواب های بسیار مناسبی بزرگان ما خصوصا حضرت امام خمینی(ره) به این اشکال داده اند(2) که معروف ترین آن جلوگیری از وقوع تحریف لفظی قرآن است چرا که کسانی که آتش به در خانه فاطمه زهرا سلام الله علیها بردند و کل احادیث پیامبر صلی الله علیه و آله را که صحابه در ذیل آیات نوشته بودند به بهانه حفظ قرآن از مخلوط شدن با حدیث، سوزاندند و نهضت حدیث سوزی را به راه انداختند چه باکی داشتند از حذف نام مولا، ولی با این همه، آیات قابل توجهی از قرآن وجود دارد که به اعتراف فریقین در شأن مولا و امامت اوست بدون تصریح به اسم .

اما آنچه حقیر قصد ذکر آن را دارم و آن را در جائی ندیده ام این است که می توان این احتمال را داد كه خداوند اسم ایشان را برده اما بگونه ای که از چشم دشمنان مخفی بماند و حتی کسانی که قرآن را از حفظ هستند و بارها آن را تکرار نموده اند بلکه از بسیاری از دوستان حضرت نیز مخفی بماند و آن این آیه می باشد:

« و وهبنا لهم من رحمتنا و جعلنا لهم لسانَ صدقٍ علیّا »(3)

اولین اشکالی که به ذهن می رسد این است که کلمه « علیا » عَلَم و نام خاص نیست بلکه نعت می باشد برای کلمه « لسان » فلذا در همین سوره چند آیه بعد می فرماید: «و رفعناه مکانا علیا » (4) در این آیه عَلَم بودن غیر ممکن است کما لایخفی و همچنین در دعای ندبه كه به مضمون آیه اشاره رفته است كمی قبل تر از آن این جمله می باشد: «و قدّمت لهم الذكر العلی و الثناء الجلی » .

ما در جواب می گوئیم: این احتمال اگر چه یکی از احتمالات آیه می باشد اما احتمال عَلَم و نام خاص بودن که احتمال مورد نظر ما می باشد دارای مۆیداتی است و قوی تر به نظر می رسد .(5)

قبل از ذکر مۆیدات ذکر این نکته را لازم می دانم که این مطلب را بنده بعنوان قوی ترین احتمال از بین محتملات آیه می گویم نه به این شکل که بطور جزمی بگویم مراد آیه آن است که من می گویم که چرا که در این صورت دچار تفسیر به رأی خواهم بود .(6)

در هنگامی که آیه 50 از سوره مریم نازل شد آنچه که به ذهن عرفی مردم خطور نمود نام مبارک امیر المۆمنین علیه السلام بود نه علی به معنی مرتفع چرا که مسلمانان از آغاز پیدایش اسلام و بلکه قبل از آن به شدت با نام مبارک حضرت مأنوس بوده اند

خداوند در قرآن از حضرت ابراهیم علیه السلام نقل می کند که ایشان در ضمن ادعیه خود فرموده اند : « و ألحقنی بالصالحین و اجعل لی لسان صدق فی الآخرین » (7) و همچنین می فرمایند : « و فدیناه بذبح عظیم و ترکنا علیه فی الآخرین » (8) مفسرین گفته اند که مراد از « لسان صدق » که مورد درخواست حضرت ابراهیم علیه السلام بوده همان نام نیکو می باشد و بعبارتی ذکر حسن و ثناء جمیل؛ اما برای حقیر معنی دیگری از لسان صدق مطرح می باشد و آن انسانی است که ثناگو و تصدیق کننده باشد.

برای توضیح عرض می کنم که مراد از لسان در اینجا قطعا معنی حقیقی آن ، که پاره ای گوشت در دهان است نیست بلکه معنی دیگری اراده شده اگر بگوئیم مراد ذکر جمیل است لازمه اش آن خواهد بود که اسم آلت ، بر فعل و نتیجه ای که با آن آلت پدید آمده اطلاق شده باشد و اگر مراد انسان تصدیق کننده باشد از باب اطلاق اسم جزء بر کل خواهد بود و این دومی متعین است بدلیل این که استعمال لفظ لسان در این معنی دوم رایج و مأنوس است و در أولی نامأنوس می باشد چنانچه مرحوم علامه طباطبایی نیز در تفسیرشان به این نكته اشاره نموده اند (9)

مثلا در عرف شنیده می شود که گاهی گفته می شود: فلان شخص زبان گویای اسلام است و انصافا این که مراد از لسان صدق، ذکر جمیل باشد بسیار بعید است علی رغم این که مفسران آن را قائلند حتی مثل علامه - علی الظاهر در ذیل آیه لكن همانطور كه گفتیم در جای دیگر آن را تضعیف نموده - و صاحب مجمع البیان و بسیاری دیگر.

پس نتیجه این که حضرت ابراهیم علیه السلام در این دعا، شخصی را از خدا درخواست نموده که تصدیق کننده او در آخر الزمان باشد یعنی پیرو او باشد و موحد باشد نه این که صرفا برای خوشامد نفسش نام نیک را درخواست کرده باشد و به نوعی شهرت طلبی کرده باشد که این از ساحت انبیاء دور است .



:: مرتبط با: حضرت علی علیه السلام ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/08/1
زمان : 08:09 ق.ظ
چرا دنیا عاشق امام على(علیه‌السلام) است؟
نظرات | ادامه مطلب

امام علی

امام على یى كه من و شما عاشق او هستیم ، دنیا عاشق اوست ، مسیحى عاشقانه برایش كتاب مى نویسد، آدمى كه به مبانى دینى هم عملا خیلى پایبند نیست ، درباره ى او زبان به ستایش باز مى كند، این امام  علیه السلام  را شما چرا از دور نگاه مى كنید؛ نزدیك بروید.

 هركس این قله ى دماوند را كه از دور نگاه كند، مى گوید به به ، عجب چیزى است ! قدرى از این پیچ و خمها بالا برو، ببینم چه كاره اى ! باید نزدیك شد؛ باید راه افتاد؛ باید حركت كرد. امروز بشریت به همین خصلتهایى كه امیرالمۆمنین علیه السلام پرچمدارش بود، احتیاج دارد؛ این خصلتها، با پیشرفت علم ، با پیشرفت تكنولوژى ، با پدید آمدن روش جدید زندگى در دنیا كهنه نمى شود. عدالت كهنه نمى شود؛ انصاف و حق طلبى كهنه نمى شود؛ دشمنى با زورگو كهنه نمى شود؛ پیوند دل با خدا كهنه نمى شود؛ اینها رنگ ثابت وجود انسان در همه ى تاریخ است؛ امیرالمۆمنین علیه السلام این پرچمها را در دست داشت . امروز بشر تشنه ى این حرفها و تشنه ى این حقایق است . راه چیست؟ راه ، نزدیك شدن است .

مبادا اگر من و شما در جایى حرفى براى حق زدیم ، این به نظرمان زیاد و بزرگ بیاید؛ نه! امام علی علیه السلام این است . مبادا اگر ساعتى از شبى ، روزى ، نیمه شبى، توانستیم عبادتى بكنیم ، به چشممان بزرگ بیاید و ما را عُجب بگیرد؛ نه ! امام على علیه السلام این است . مبادا اگر در صحنه ى خطرى وارد شدیم ، خودمان را خیلى بزرگ ببینیم ؛ نه ، امام علی علیه السلام این است ؛ هرچه مى توانید، نزدیك بشوید.



:: مرتبط با: حضرت علی علیه السلام ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/06/14
زمان : 09:16 ق.ظ
دانلود نوحه ، مداحی ، مرثیه و روضه شهادت امام علی (ع)
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/05/7
زمان : 11:56 ق.ظ
آورده‌اند که ...
نظرات | ادامه مطلب


بر صاحبان خرد، پوشیده نیست كه طبع انسانى را به داستان و سرگذشت دیگران رغبتى بسزاست. از این غریزه مى توان براى عبرت گرفتن و بیدار شدن دلها از خواب غفلت نهایت استفاده را نمود و بدون اینكه به تحریف و جعل داستانهاى دروغى احتیاجى باشد از سرگذشت پیشینیان و دیگران اندرز گرفت، چنانکه خالق یکتا در کتاب آسمانی خود به آن توصیه می فرماید: « لَقَدْ كانَ فى قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِاُولىِ اْلاَلْبابِ »(یوسف: 11).


دربی که گشوده شد

آیة الله سیّد عبدالحسین دستغیب می گوید: در اوقات مجاورت حقیر در نجف اشرف در ماه محرم ، سال 1358 از طرف حكومت عراق اكیدا از سینه زدن و بیرون آمدن دستجات منع شده بود، شب عاشورا براى اینكه در حرم مطهر و صحن شریف سینه زنى نشود از طرف حكومت اول شب درهاى حرم و رواق را قفل كردند و همچنین درهاى صحن را و آخرین درى كه مشغول بستن آن شدند در قبله بود و یك لنگه آن را بسته بودند كه ناگاه جمعیت دسته سینه زن هجوم آورده وارد صحن شده و رو به حرم مطهر آوردند درها را بسته دیدند در همان ایوان مشغول عزادارى و سینه زنى شدند.

ناگاه عده اى شورطى با رئیس آنها آمده و آن رئیس با چكمه اى كه بپا داشت در ایوان آمده و بعضى را مى زد و امر كرد آنها را بگیرند، سینه زنها بر او هجوم آوردند و او را بلند كرده و در صحن انداختند و سخت او را مجروح و ناتوان ساختند و چون دیدند ممكن است قواى دولتى تلافى كنند و بالاخره مزاحمشان شود، با كمال التجا و شكستگى خاطر، همه متوجه در بسته حرم شده و به سینه مى زدند و مى گفتند « یا عَلى فُكّ الْبابَ » (ای علی! در را باز کن) ما عزادار فرزندت هستیم .

پس در یك لحظه، تمام درهاى حرم و رواق و صحن گشوده گردید و بعضى موثقین كه مشاهده كرده بودند براى حقیر نقل كردند كه میلهاى آهنین كه بین درها و دیوار بود وسط آنها بریده شده بود. سینه زنان وارد حرم مطهر مى شوند سایر نجفى ها كه با خبر مى شوند همه در صحن و حرم جمع مى شوند و شورطى ها پنهان مى گردند. موضوع را به بغداد گزارش مى دهند. دستور داده مى شود كه مزاحم آنها نشوید.

در آن سال در نجف و كربلا بیش از سالهاى گذشته اقامه عزا شد و این معجزه باهره را شعرا در اشعار خود نقل نموده و منتشر ساختند. از آن جمله یكى از فضلاى عرب اشعار یكى از ایشان را بر لوحى نوشته و به دیوار حرم مطهر چسبانده بود . و چنانچه در یکی از این اشعار اشاره شده، براستى اگر این عنایت از طرف آن حضرت نشده بود، فتنه عظیمى برپا مى شد و خونها ریخته مى گردید.

به عهدت وفا کن

از على بن مظفر نقل است كه گفت : از براى من در مزرعه اى سهمى بود، پس غاصبى آن سهم را غصب كرد.

پس به حرم حضرت على علیه السلام رفتم و به آن حضرت از غاصب شكایت كردم و گفتم : یا امیرالمۆ منین! اگر سهم من برگردد به من، این مجلس را تعمیر مى كنم.(مراد از مجلس حرم مطهر امام على علیه السلام است كه محل جلوس اهل ایمان و قرائت و سلام و ذكر است). پس سهم من از آن مزرعه به من برگردانیده شد و غافل شدم از آن عهدى كه با آن حضرت كرده بودم. پس شبى در خواب دیدم كه حضرت در گوشه اى از حرم شریف ایستاده بود، پیش من آمد و دست مرا گرفت و آورد نزدیك باب الوداع و فرمود: یوفون بالنذر (به عهد خود وفا می كنند). عرض كردم : حباً و كرامتاً یا امیرالمۆ منین . چون صبح شد به تعمیر آن حرم شریف مشغول شدم.

وقتى نادرشاه گنبد حرم مطهر حرم حضرت امیر علیه السلام را تذهیب نمود از وى پرسیدند كه بالاى قبه مقدسه چه نقش كنیم؟ نادرشاه فورا گفت : «یدالله فوق ایدیهم»

تابش نور ایمان



:: مرتبط با: حضرت علی علیه السلام ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/05/7
زمان : 08:13 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.