تبلیغات
امام حسن مجتبی علیه السلام - مطالب حضرت زینب سلام الله علیه
آورده‌اند که ...
نظرات | ادامه مطلب

حضرت زینب

اگر چه سراسرِ زندگانی پنجاه و چند ساله زینب کبری علیهاالسلام، دختر بزگوار امام علی علیه السلام، لبریز از کرامات و فضائل مثال‌زدنی بود اما کرامات آن بانوی مجلله پس از حیات دنیوی حضرتش نیز همچنان ادامه دارد. در اینجا به نقل پاره ای از این کرامات می پردازیم.

 

تقاص سنگدلی

هنگامی كه اسیران آل محمد علیهم السلام را از سوی كوفه به شام می بردند، در مسیر راه به كوه «جوشن» (نزدیك شهر حلب) رسیدند، بچه یكی از بانوان حرم كه در رحم داشت و نام او را محسن نهاده بودند، بر اثر سختی راه و تشنگی اش سقط شد، كه هم اكنون در آن جا زیارتگاهی به نام «مشهد السقط» موجود است كه یادآور همان صحنه دلخراش می باشد.

روایت شده است كه حضرت زینب علیهاالسلام دید در نزدیك آن كوه، معدن مس قرار دارد و عده ای در آن جا مشغول كار هستند، برای گرفتن آب و غذا نزد آنها رفت، آنها كه از دشمنان بودند، با كمال سنگدلی از دادن آب و غذا امتناع نمودند، بلكه به ناسزاگویی به اهل بیت علیهم السلام پرداختند .

دل حضرت زینب علیهاالسلام بسیار سوخت و در مورد آنها نفرین كرد، همین نفرین باعث شد كه آن معدن به كلی نابود گردید و سرمایه آنها كه سالها، ثروت كلانی از آن معدن به دست آورده بودند، بر باد رفت.

و در روایت دیگر ، نظیر این مطلب به كوهی به نام كوه «حران»، نسبت داده شده كه كارگران مس در آن جا حتی از آب دادن به اهل بیت علیهم السلام خودداری كردند و با برخوردی بی رحمانه آنان را از خود راندند، بر اثر نفرین زینب علیهاالسلام صاعقه ای بر آنها فرود آمد، و تمامی آن سنگدلان تیره بخت را سوزانید و نابود ساخت.(ریاحین الشریعة: 3/151 - 152)

 

صاعقه‌ی خشم

در مسیر راه كوفه و شام ، اسیران آل محمد علیهم السلام به منزلگاهی رسیدند كه نام آن «قصر عجوز» بود، منظور از عجوزه زنی به نام «ام الحجام» بود، این زن كه سرشتی ناپاك داشت و از دشمنان كوردل بود، گستاخی و بی شرمی را به جایی رسانید كه كنار سر مقدس امام حسین علیه السلام آمد و بر سنگی چهره سری را كشید و آن را خراشید به طوری كه از آن سر مقدس خون ریخت.

حضرت زینب علیهاالسلام با دست مبارك اشاره به آسمان نمود و فرمود: آن جا را بنگر تا عظمت ما را درك نمایى . آن شخص نگاه مى كند، ناگاه لشكریان زیادى را میان زمین و آسمان مشاهده مى نماید كه از كثرت به شماره نمى آید

زینب علیهاالسلام با دیدن این صحنه دلخراش پرسید : این زن چه نام دارد ؟

گفتند : نام او «ام الحجام» است .

حضرت زینب علیهاالسلام با آه و ناله جانسوز آن زن پلید چنین نفرین كرد :

« اللهم خرب علیها قصرها ، و احرقها بنار الدنیا قبل نار الاخرة؛ خدایا ، خانه این زن را ویران فرما، و او را با آتش دنیا قبل از آتش آخرت ، بسوزان».

روای می گوید : سوگند به خدا هنوز دعای زینب علیهاالسلام به آخر نرسیده بود كه دیدم قصر ویران شده، و آتشی در آن قصر ویران شده روی آورد و همه آنچه را در آنجا بود با آن زن سوزانید و به خاكستر تبدیل كرد و سپس باد تندی وزید و همه آن خاكسترها را پراكنده ساخت و دیگر نشانه و اثری از آن قصر باقی نماند .

اهل بیت علیهم السلام از آن جا (قصر عجوزه) گذشتند. سپس به منزلگاهی به نام «قصر حفوظ» و به «سیبور» رسیدند مردم آن جا با اسیران آل محمد علیهم السلام خوشرفتاری كردند. حضرت زینب علیهاالسلام از آنها تشكر كرد، و برای آنها دعا كرد، بر اثر دعای آن حضرت، مردم آنجا از گزند ظالمان محفوظ ماندند و آبشان شیرین و گوارا شد، و رزق و روزی شان پر بركت و ارزان گردید.(ناسخ التواریخ:2/558)

حضرت زینب
لشكریان آسمانی



:: مرتبط با: حضرت زینب سلام الله علیه ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/03/5
زمان : 07:35 ق.ظ
همسنگری از تبار طیّار
نظرات | ادامه مطلب

جعفر بن ابیطالب

آنگاه كه دختر گرامی امیر مومنان، حضرت زینب کبری علیهاالسلام به سنّ ازدواج رسید، خواستگاران فراوانى از جوانان محترم و ثروتمند قریش براى وی مى آمدند، ولى امام على علیه السلام براى نوگل خاندان رسول و بانوى خردمند بنى هاشم، كسى را برگزید که در شرافت، شایستگى همسرى او را داشت. عبدالله ‏فرزند برادر بزرگوارش، جعفر طیّار.

 

بزرگمردی با دو بال بهشتی

جعفر بن ابی‏طالب ملقّب به ذوالجناحین (داراى دو بال) و اَبوالمساكین (پدر بینوایان)، از مسلمانان شجاع و دلیر صدر اسلام و از سخنوران و فصحای عرب بود که به جرم ایمان آوردن به خدا و رسول او و مبارزه با شرک و بت ‏پرستی به همراه همسرش اَسْماء دخت عُمَیْس از وطن خود مکه، به کشور بد آب و هوا و سوزان حبشه مهاجرت کرد و متجاوز از دوازده سال در غربت و دور از پدرش ابوطالب و مادرش فاطمه بنت ‏اسد و برادرانش عقیل و امام علی علیه السلام بسر برد. جعفر در آنجا نیز مورد تعقیب مشرکان قریش و نمایندگانی که برای بازگرداندن او و همراهان به حبشه فرستاده بودند قرار گرفت و در حضور نجاشی پادشاه حبشه با کمال شهامت و راستی از دین و آیین و پیغمبر بزرگوار خود دفاع کرد تا جایی که پادشاه حبشه و کشیشان مسیحی را سخت تحت تأثیر خویش قرار داد و سرانجام سبب اسلام آوردن نجاشی شد.

مدتها بعد، وقتى جعفر با عده ‏اى از مسلمانان از حبشه به مدینه بازگشت، رسیدنِ او به مدینه با فتح خیبر مصادف شد، رسول خدا صلی الله علیه وآله، جعفر را در بغل گرفت و بوسید و فرمود:

«نمى دانم از آمدن جعفر دل ‏شادترم و یا از فتح خیبر».

جعفر پس از بازگشت به مدینه، در جنگ موته که یکی از جنگهای بسیار سخت مسلمانان با لشکر روم بود پس از مقاومتی دلیرانه در برابر دشمن و نشان دادن شهامت بی ‏سابقه از خود که موجب شگفتی و تحیّر دشمنان شد، در راه پیشرفت اسلام به درجه شهادت رسید و «جعفر طیار» لقب گرفت.

مرحوم طبرسی از عبداللَّه بن ‏جعفر روایت کرده است که گفت: بخوبی به یاد دارم هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه وآله به ‏نزد مادرم آمد و خبر شهادت پدرم را به او داد، در آن حال اشک از دیدگان آن حضرت می ‏ریخت و به سر من و برادرم‏ دست می ‏کشید و می‏گفت:

اَللَّهُمَّ اِنَّ جَعْفَراً قَد قَدِمَ اِلَیْکَ اِلی‏ اَحْسَنِ الثَّوابِ، فَاخْلُفْه فی ذُرِّیَتِهِ بِأَحْسَنِ ما خَلَّفْتَ اَحَداً مِنْ عِبادِکَ فی ذُرِّیَّتِه ؛

بارخدایا! براستی جعفر با بهترین پاداش نیک به پیشگاه تو آمد، تو نیز به بهترین وجهی که سرپرستی فرزندان یکی از بندگان خود را می ‏کنی فرزندان او را سرپرستی کن!

 در جنگ‏هاى امیرالمۆمنین علیه السلام، عبدالله در كنار عموى خود ایستاده و نبرد مى كرد و یكى از سرداران آن حضرت در صفّین بود. در این مدت دختر بزرگوار آن حضرت یعنی زینب علیهاالسلام نیز به ارشاد و تعلیم زنان کوفه اشتغال داشت

 آن گاه رو به مادرم کرده فرمود: ای اسماء! می‏خواهی بشارتی به تو بدهم؟

عرض‏کرد: آری پدر و مادرم به ‏فدایت!



:: مرتبط با: حضرت زینب سلام الله علیه ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/03/5
زمان : 07:34 ق.ظ
سواره‌ای بر مرکب عقل
نظرات | ادامه مطلب

حضرت زینب

یکی از القاب دختر بزرگوار فاطمه زهرا، حضرت زینب کبری سلام الله علیهما که در روایات به آن اشاره شده است «عقیلة» یا عقیله بنی ‏هاشم می ‏باشد. در این نوشتار درباره سرّ اشتهار آن بانو به این لقب فاخر می پردازیم.

 

سوار بر نور

برخی عاقل نیستند و به دنبال تحصیل عقل اند؛ برخی عاقل اند و عقل برای آن ها به صورت حال است، یعنی وصفِ دیرپا نیست بلکه گاهی هست و گاهی نیست؛ برخی عاقل اند و عقل برای آن ها به منزله یک وصفِ مَلکه است؛ و برخی عاقل اند و عقل برای آن ها به منزله فصلِ مقوّم است.

کسانی که عقل برای آن ها به منزله فصل مقوّم است، به تمام معنای کلمه، عقیله اند. امام حسین سلام الله علیه "عقیلة بنی هاشم" است و زینب کبری سلام الله علیها نیز "عقیلة بنی هاشم"؛ این "تاء"، "تا"ی مبالغه است، نه "تا"ی تأنیث.

وقتی می گویند انسان خلیفة الله است به همین صورت است. آدم خلیفة الله است نه خلیف الله، چرا؟ برای این که این "تاء"، "تا"ی مبالغه است. همان طور که می گوییم فلان شخص علامه است. بنابراین هم وجود مبارک حسین بن علی سلام الله علیهما عقیله بنی هاشم است و هم وجود مبارک زینب کبری سلام الله علیها؛ عقل برای این ها به منزله فصل مقوّم بود. اگر عقل برای کسی، فصل مقوّم باشد، کمالات از او نشأت می گیرد؛ مقهور اوست و نه مسلّط بر او.

کسانی هستند که کمال، آن ها را حفظ می کند اما برخی از افراد، حافظ کمالند؛ ذات اقدس الاهی درباره وجود مبارک پیغمبر صلی الله علیه وآله نفرمود تو دارای خُلق عظیمی یا متخلّق به خلق عظیمی؛ بلکه فرمود: «إِنَّک لَعَلَی خُلُقٍ عَظِیمٍ»(قلم/4) یعنی تو بر خُلق، مسلّطی و خُلق در اختیار تو است؛ نه آن که تو بخواهی با اخلاق، کامل شوی. کمالِ اخلاق در این است که از تو نشأت می گیرد.

کسانی هستند که با نور حرکت می کنند مثل افراد عادی که با چراغ حرکت می کنند؛ اما برخی از افراد، نورانی اند و هر جا آن ها باشند، نور هست. درباره آن گونه افراد، تعبیر قرآن کریم این است که «فَهُوَ عَلَی نُورٍ مِن رَبِّهِ»(زمر/22) که نور زیر پای این ها است؛ نور مرکب و مرکوب این ها است و این ها سوار بر نورند. آفتاب، مسلّط و راکب بر نور است؛ نه آن که نور، راکب بر آفتاب باشد.

عاقل، عَقیل و عقیله شدن، مقدور دیگران هم هست، منتها به اندازه خودشان. اوج آن، مربوط به اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام است و مقدور خود آن ها است؛ اما مراحل میانی و ضعیف آن، مقدور دیگران هم است

عقیله بنی هاشم مسلّط بر عقل است و عقل در اختیار آن ها است. ایشان آن قدر قوی اند که علم و عقل به معنای «ما عُبد به الرحمن»(الكافی: 1/11) مقهور آن ها است؛ چه این که اگر در نقطه مقابل، کسی گرفتار جهل شود، او مرکوب و مرکب جهل است.

در سوره مبارک «اسراء» حرف ابلیس نقل می شود. در آن جا خدا می فرماید که ابلیس می گوید من بر افراد تبهکار، سوار می شوم؛ حنک و تحت حنک این ها را در اختیار می گیرم «لَأَحْتَنِکنَّ ذُرِّیتَهُ»(اسراء/62). "اِحتَنَکَ" از باب افتعال است و به این معنا است که «سوار بر مرکب شد و حنکش را گرفت»؛ کسانی که سوارکار هستند بر حنک و تحت حنک اسب مسلّطند. افسار در اختیار راکب است. ابلیس گفت من چنین حالتی دارم و آن ها به من سواری می دهند؛ حنک و تحت حنک این ها در اختیار من است.

بنابراین اگر کسی به جایی رسید که اول عاقل باشد، بعد عَقیل شود و بعد عقیلة شود، مصداق «فَهُوَ عَلَی نُورٍ مِن رَبِّهِ» می شود. اول باید کوشید عاقل شد؛ عاقل اسم فاعل است. بعد باید عقیل شد که این صفت مشبهه است و دلالت بر ثبات دارد. بعد از این، نوبت عقیله شدن است.

حضرت زینب
راهی سخت اما ممکن



:: مرتبط با: حضرت زینب سلام الله علیه ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/03/5
زمان : 07:33 ق.ظ
و تو چه می دانی زینب کیست!
نظرات | ادامه مطلب

حضرت زینب

مردانی كه در این جهان رتبه برتری و تقدم را حایز گشته ‏اند، بی شمارند، ولی زنانی كه به این مقام و مرتبت نایل شده ‏اند معدوی بیش نیستند. از مادر بشر، حوا، و خواهر موسی علیه السلام و آسیه همسر فرعون و مریم مادر عیسی علیه السلام تا خدیجه ام المومنین كه خدماتش به دین مقدس مشهود عالمیان است و حضرت صدیقه طاهره، فاطمه زهرا علیهاالسلام كه تقدم و برتری و سیادت حضرتش بر تمام زنهای عالم از اولین و آخرین مسلم است. در این میان یکی دیگر از زنان والامقام تاریخ بشر، دختر سید اوصیاء و سیده نساء حضرت زینب کبری علیهاالسلام است كه در اینجا باندازه درک اندک خاکیان، مختصری به شرح مناقب و مراتب احوال آن مفضله مكرمه پرداخته می شود.

 

یگانه‌ی دوران

مرحوم علامه مامقانی در جلد سوم از كتاب شریف «تنقیح المقال» درباره زینب الكبری علیهاالسلام می نویسد:

«الزینب،  و ماالزینب و ماادراک مالزینب؛ زینب و چیست زینب و چه چیز تو را دانا گردانید كه زینب چیست ؟ زینب عقیله (یعنی خاتون بزرگوار و گرامی) فرزندان هاشم ابن عبد مناف (پدر جد رسول خدا) است ، و محققا صفات حمیده و خوی های پسندیده را دارا بود كه پس از مادرش ، صدیقه كبری علیهاالسلام كسی دارا نبوده است، تا این كه حق و سزاوار است گفته شود : او است صدیقه صغری.

زینب علیهاالسلام را در حجاب و پوشش و عفت و پاكدامنی (از دیگران) زیادت و افزونی است (و آن این است) كه تن او را در زمان پدرش (امیرالمومنین علیه السلام) و دو برادرش (امام حسن و امام حسین علیهماالسلام) كسی از مردان ندید تا روز «طفّ» (كربلا).

و زینب علیهاالسلام در صبر و شیكبایی (از مصایب بزرگ) و ثبات و پایداری و قیام و ایستادگی (در آشكار ساختن حق و درستی) و قوت و نیروی ایمان و گرویدن (به دین مقدس اسلام) و تقوا و پرهیزكاری و اطاعت و فرمانبری (از آنچه خدای تعالی فرموده) وحیده و یگانه بود (كه پس از مادرش حضرت فاطمه علیهاالسلام در دنیا چنین خاتونی كه دارای این صفات حمیده و خوی های پسندیده بی مانند باشد، سراغ ندارم).

و زینب علیهاالسلام در فصاحت و آشكارا سخن گفتن و زبان آوری و در بلاغت و رسایی سخن، و سخن گفتن مطابق اقتضای مقام و مناسب حال، گویی از زبان (پدر بزرگوارش (امیرالمو منین علیه السلام) قصد و آهنگ می نمود، چنان كه پوشیده نیست بر كسی كه در خطبه و سخنرانی او (در مجلس ابن زیاد در كوفه ، و مجلس یزید در شام) از روی تحقیق و درستی فكر نموده و بیندیشد، و اگر ما (علمای بیان كننده اصول و فروع دین مقدس اسلام) بگوییم :

حضرت زینب كبری علیهاالسلام علم منایا و بلایا (خوابها و حوادث ینده) را همچون بسیاری از یاران حضرت علی علیهاالسلام، مانند میثم تمار و رشید هجری و برخی دیگر می دانسته و بلكه در ضمن اسراری كه بیان كرده، به طور قطع و مسلم ن حضرت را از مریم دختر عمران و سیه دختر مزاحم و دیگر زنان با فضیلت برتر دانسته است



:: مرتبط با: حضرت زینب سلام الله علیه ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/03/5
زمان : 07:32 ق.ظ
درختی نیكو منظر بر خاک عرش
نظرات | ادامه مطلب

حضرت زینب

در خانه امام علی بن ابی ‏طالب علیه السلام، از فاطمه اطهر علیه السلام فرزند دختری به دنیا آمد که او را «زینب» نام نهادند، فرزندی که نه تنها زینت پدر شد، بلکه در تاریخ پرفراز و نشیب پس از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله توانست در بزرگترین حماسه نبرد حق علیه باطل، نقشی مهمّ و سرنوشت ‏ساز داشته و پیام ‏رسان انقلاب عاشورا باشد و برای همیشه تاریخ، مسلمانان را مدیون فداکاری، ایثار و شهامت خویش سازد.

 

نامی از ملکوت

زینب در لغت به معنای درخت نیكو منظر آمده و مخفف «زین و أب» یعنی زینت پدر است. هنگامی كه حضرت زینب علیهاالسلام متولد شد مادرش حضرت زهرا علیهاالسلام او را نزد پدرش امیرالمومنین علیه السلام آورده گفتند: این نوزاد را نامگذاری كنید!

حضرت امیر علیه السلام فرمودند: من از رسول خدا جلو نمی ‏افتم.

در این ایام حضرت رسول صلی الله علیه وآله در مسافرت بودند، پس از مراجعت از سفر، امیرالمومنین علیه السلام به حضرت عرض كردند: یا رسول الله! نامی برای نوزاد انتخاب كنید. رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمودند: من به پروردگارم سبقت نمی‏ گیرم. در این هنگام جبرییل فرود آمده سلام خداوند بزرگ را به پیامبر ابلاغ فرمود و گفت:

نام این نوزاد را زینب بگذارید! خداوند این نام را برای او برگزیده است.

بعد مصایب و مشكلاتی را كه بر آن حضرت وارد خواهد شد، بازگو كرد. پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله گریست و فرمود: هر كس برای این دختر بگرید مانند كسی است كه برای برادرانش حسن و حسین علیهماالسلام گریسته باشد.

بنابراین، نام زیبای زینب از جانب ساحت اقدس الهی برگزیده شد. در مورد كنیه‏ های ایشان نیز «ام كلثوم» و «ام عبدالله» ذكر شده كه روی این نقل زینب «ام كلثوم كبری» است. در این میان حضرت زینب علیهاالسلام دارای القابی به این شرح است:

عالمه غیر معلمه (دانای نیاموخته)

كعبة الزرایا (قبله رنج‏ ها)

نایبة الزهراء علیهاالسلام (جانشین و نماینده حضرت فاطمه علیهاالسلام)

نایبة الحسین علیه السلام (جانشین و نماینده حضرت امام حسین علیه السلام)

عدیلة الخامس من اهل الكساء (همتای پنجمین نفر از اهل كساء)

كفیلة السجاد علیه السلام (سرپرست حضرت امام سجاد علیه السلام)

ولیدة الفصاحة (زاده ی شیواسخنی)

فصیحة (سخنور گویا)

الفاضلة (بانوی بافضیلت)

الكاملة (بانوی تامّ و كامل)

عقیلة بنی هاشم (زن بزرگ و ارجمند)

بر كسی پوشیده نیست كه نقل چنین خطبه ‏ای از طرف دختری كه در سن پنج یا شش سالگی است و حفظ آن كلمات با آن همه بلاغت و جامعیت دلالت بر كمال رشد و فهم و علم و دانایی و فوق العادگی او می ‏كند

کودک استثنایی



:: مرتبط با: حضرت زینب سلام الله علیه ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/03/5
زمان : 07:31 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.